بررسی نظریه زمان در روایت در راستای تاریخ بیهقی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 243

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

BAYHAGI14_089

تاریخ نمایه سازی: 1 آذر 1403

چکیده مقاله:

پیش از آن که تاریخ از ادبیات و ظهور «تاریخ نگاری علمی» در قرن نوزدهم فاصله بگیرد، «داستان» و «تاریخ» مکمل یکدیگر بودند و مورخان حکایت هایی را به عنوان آمادگی برای تنوع به روایت های تاریخی اضافه کردند. مجوز اصلی اختلاط تاریخ و داستان - به عبارت دیگر یافتن «غیر از تاریخ» در «تاریخ» - این است که داستان از دیرباز به عنوان «گزارش تاریخی» یا توصیف یک رویداد تاریخی و همچنین در همان عقل سلیم یعنی از «متن روایی» استفاده می شود. وجود همزمان واژه های «داستان» و «تاریخ» در زبان های اروپایی مانند داستان و تاریخ در انگلیسی و استفاده از واژه های «قصه» و «حکیت» در ابتدای برخی از روایات تاریخی در زبان فارسی نیز این را تایید می کند. در میان یونانیان، تاریخ و ادبیات مکمل یکدیگر بودند. آنها ویژگی های کلی زندگی انسان را در نمایش های خود تفسیر و بخش های خاص آن را در تاریخ خود روایت می کردند. امروزه نیز آن چه به عنوان «فراتادیک تاریخ نگاری» شناخته می شود، نوعی ادبی خاص است که در آن ویژگی های تاریخ و داستان هر دو به کار می رود. یکی از مهم ترین وجوه مشترک داستان و تاریخ، ساختار روایی و زمانی هر دو است، به ویژه زمانی که هر چه فنون و روش های آن در تاریخ گسترش یابد، مرز روایت تاریخی به روایت داستانی نزدیک می شود و تاریخچه فرم داستانی بیشتر شبیه ادبیات داستانی واقع گرایانه است وقتی شخصیت خودش را می گیرد. به عقیده والاس مارتین، اگر شامل مقدار زیادی و محدودیت زمانی وسیع باشد، همان تاریخ است و با وجود تفاوت بین روایات تاریخی و ادبی، هر دو با این مشکل مواجه هستند که چگونه وضعیتی را که در آغاز یک زمان رخ می دهد، نهایت ده منجر به وضعیت دیگری می شود.

نویسندگان

فاطمه سلمان زاده دازمیری

دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن