بررسی عملکرد مغز در فرآیند یادگیری و تاثیرات آن بر آموزش
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 867
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
EDPNU01_997
تاریخ نمایه سازی: 26 آبان 1403
چکیده مقاله:
فرآیند یادگیری یکی از پیچیده ترین عملکردهای مغز انسان است که با تعامل مداوم میان ساختارهای مختلف عصبی و شناختی صورت می گیرد. درک دقیق عملکرد مغز در یادگیری می تواند تاثیرات مهمی بر شیوه های آموزشی و تربیتی داشته باشد. این مقاله با هدف بررسی عملکرد مغز در فرآیند یادگیری و تاثیرات آن بر آموزش، به تحلیل نقش ساختارهای کلیدی مغزی، از جمله قشر پیش پیشانی، هیپوکامپ، آمیگدال و سیناپس های عصبی می پردازد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که قشر پیش پیشانی به عنوان مرکز تصمیم گیری و تنظیم توجه، نقش اساسی در مدیریت اطلاعات جدید و تثبیت مفاهیم ایفا می کند. هیپوکامپ، که در تثبیت حافظه بلندمدت دخیل است، فرآیند ذخیره و بازیابی اطلاعات را تسهیل می نماید. همچنین، آمیگدال نقش مهمی در پردازش هیجانات و تاثیر آن ها بر یادگیری دارد، به ویژه در شرایطی که یادگیری با تجارب هیجانی مثبت یا منفی همراه است. علاوه بر این، سیناپس های عصبی با تقویت و تعدیل ارتباطات میان نورون ها، بنیان های زیستی فرآیند یادگیری را تشکیل می دهند. در حوزه آموزش، یافته های این مقاله بر اهمیت طراحی محیط های آموزشی مبتنی بر علوم اعصاب تاکید می کند. ایجاد تعادل میان هیجانات مثبت، مدیریت استرس، و تقویت مهارت های شناختی می تواند یادگیری موثرتری را به همراه داشته باشد. به ویژه، روش هایی نظیر یادگیری مبتنی بر پروژه، بازی محوری و استفاده از فناوری های تعاملی می توانند با تحریک ساختارهای مغزی مرتبط، یادگیری عمیق تر و پایدارتر را تسهیل کنند. همچنین، پژوهش ها نشان می دهد که تنوع در شیوه های تدریس و استفاده از ابزارهای چندحسی می تواند به ارتقای عملکرد مغز و افزایش انگیزه یادگیری منجر شود. در نتیجه این مقاله بر این نکته تاکید دارد که آگاهی از عملکرد مغز در فرآیند یادگیری می تواند به توسعه شیوه های آموزشی نوین و بهینه کمک کند. با بهره گیری از دانش علوم اعصاب، می توان روش های تدریس را بر اساس نیازها و ویژگی های شناختی دانش آموزان تنظیم کرد و بدین ترتیب، دستاوردهای آموزشی را بهبود بخشید. در نهایت، این مقاله توصیه می کند که تحقیقات بیشتری برای بررسی ارتباط بین ساختارهای مغزی و فرآیندهای یادگیری در زمینه های مختلف آموزشی انجام شود تا بتوان از این دانش در راستای تحول نظام آموزشی بهره برد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه حسین پور
کارشناسی آموزش زبان انگلیسی تربیت دبیر شهید رجایی
محبوبه پاکدل
کارشناسی ارشد مهندسی معماری دانشگاه کاشان
سید محمد حسینی احمد فداله
کارشناسی ریاضیات و کاربردها
فائزه طالبی
کارشناسی زیست شناسی دانشگاه آزاد کرج