جایگاه فلسفی حق فردی
محل انتشار: نخستین همایش بین المللی فلسفه حقوق
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 111
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPHL01_095
تاریخ نمایه سازی: 22 آبان 1403
چکیده مقاله:
بند ۱ ماده ۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر می دارد که ”هر کس حق دارد” بدون هیچگونه تبعیضی مخصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادیهایی که در این اعلامیه ذکر شده است ، بهرهمند گردد. جایگاه هر دو مفهوم ”هرکس ” و ”حق دارد” بلحاظ فلسفی بغایت مبهم و شدیدا متنازع فیه است . در حقیقت بنظر می رسد مبهم ترین و اختلاف انگیزترین مفاهیم حقوق بشری اعلامیه بلحاظ نظری و فلسفی همین دو مفهوم باشند. وآنگاه که ”هرکس ” و ”حق دارد” موضوع و محمول یک گزاره هنجاری قرار می گیرند، ابهام و اختلاف دو چندان می گردد.با وجود این ، مدعا اصلی نگارنده این است که علیرغم ابهام مفهومی و اختلاف نظرهای فلسفی در مورد مفردات و ترکیب این دو مفهوم، اصل دکترینی عدم تبعیض ، در ده های گذشته ، بواقع قدرتمترین و تاثیرگذارترین گزاره حقوقی - اخلاقی جهان معاصر بوده است . این تاثیر و اقتدار تمامی ساحت های زندگی انسانی - از خصوصی ترین ساحت زندگی شخصی افراد (اتاق خواب زوجین ) تا کلان ترین عرصه های بین المللی دولتها (حدود اختیارات شورای امنیت سازمان ملل متحد ) را در نوردیده است . در این سخن ، ابتدا به خاستگاه ابهام و اختلافها، و سپس به چرایی این اقتدار و تاثیر گذاری آن می پردازم.
کلیدواژه ها:
جایگاه فلسفی حق ، اصل منع تبعیض .
نویسندگان