بررسی ضرورتهای تغییر در مبانی علم حقوق بر اساس رابطه فلسفه و حقوق
محل انتشار: نخستین همایش بین المللی فلسفه حقوق
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 270
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPHL01_055
تاریخ نمایه سازی: 22 آبان 1403
چکیده مقاله:
از آنجایی که فلسفه با پرسش آغاز میشود و فیلسوف کسی است که پرسش اساسی و مساله زمانه را در هر موضوعی بیان میکند، با توجه به رویکرد فلسفه های مضاف، در این مقاله به سه موضوع پرداخته میشود:الف ) پرسشهای اصلی فلسفه در علم حقوق ب) تفاوت فلسفه و علم حقوق در مواجهه با تبیین مفاهیم و موضوعات حقوقی ج) بیان مسائل مهم در فلسفه حقوق در پرسشهای فلسفی با شرح و تبیین چیستی حق ؟ چگونگی تعیین معیارهای حقوقی ؟ دلایل اطاعت از قوانین حقوقی ؟ تفاوت مفهوم حق بودن با حق داشتن ؟ اعتباری بودن حقوق یا تکوینی بودن حقوق؟ مواجه میشویم تفاوتهای فلسفه و حقوق در تبیین مبانی نظری از اینجا آغاز میشود که فلسفه به امور جزئی و رویه های حقوقی نمیپردازد بلکه به چرایی و چیستی مفاهیم حقوقی میپردازد به عبارت دیگر در فلسفه حقوق ضمن تبیین مفاهیم حقوقی به مسائل و مشکلاتی نظیر خودآگاهی اهالی علم حقوق، تعیین و تبیین مرز هنجارهای حقوقی و هنجارهای رایج جامعه تعیین مبانی مشخص برای آموزه های حقوقی ، رویکرد تاثیر گذاری بر مبانی فکری و تغییر نگرشها و روشها، تبیین مرزهای معرفتی ، تبیین و رفع تضادهای نظری در مبانی حقوقی پرداخته می شود که می توان گفت این قبیل موضوعات، مشکلات قابل تاملی در مبانی نظری علم حقوق تلقی می گردد. این مقاله علاوه بر شرح و تفسیر پرسشهای مطرح در فلسفه حقوق و تبیین تفاوتهای نظری فلسفی و حقوقی به مهمترین مسائل موجود در فلسفه حقوق خواهد پرداخت که به نظر میرسد سه مساله در فلسفه حقوق از اولویت برخوردار هستند و آن عبارت است از:الف ) تعریف و تحلیل مفهومی حقوق ب)مسائل مربوط به استدلالهای حقوقی ج) تعاریف نقادی در حقوق
کلیدواژه ها:
نویسندگان
روح اله مدامی
استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی ایران