خودکشی و اندیشه حق بر مرگ: مطالعه موردی مرگ مریلین مونرو
محل انتشار: نخستین همایش بین المللی فلسفه حقوق
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 148
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPHL01_020
تاریخ نمایه سازی: 22 آبان 1403
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: »حق بر مرگ« و »حقوق ناشی از مرگ«دو روایت متفاوتاند. به لحاظ فلسفی همانقدر که حق حیات بدیهی و سازگار با ذائقه اغلب نظریه های فلسفه حقوق است ، در صورت نفی انگارههای دینی می توان با قاطعیت از این سازگاری و یا لزوم اذعان و اقرار به آن در خصوص حق بر مرگ که خودکشی از مظاهرو معانی آن است ، سخن گفت . خودکشی نمونه ای افسارگسیخته از مقوله حق بر مرگ است که می توان از زوایای مختلفی در مورد آنبحث و جدل نمود. حقایق این حوزه در فهم صحیح از چیستی و آثار مرگ و جایگاه فلسفه وجودی آدمی در خوانش از آن نقش آشکاری دارد. موردکاوی برخی از این وقایع و حقایق به لحاظ روشی در این مسیر نقش یک تسهیل گر علمی - منطقی را ایفا می کند.روش: این مقاله به روش توصیفی -تحلیلی و متکی بر منابع کتابخانه ای - اسنادی انجام شده است .یافته ها:بخلاف برخی از اقوال مطلقا قلمروی حق بر مرگ به مقوله خودکشی و جلوه های مختلف آن محدود نمی شوداگر. نحوه بروز اراده و قدرت انتخاب آدمی در خوانش از این مفاهیم قدری دگرگون شود، پذیرشحقایق حوزه آنها بسیار سادهتر خواهد بود.نتیجه گیری :نوع فهم و درک حقوقی - قانونی از مقوله خودکشی و حق بر مرگ تاثیر چندانی بر امکان روایت حقایق باطنی موجود در جوار آنها ندارد.این دو مقوله هنوز به قدرکفایت تحلیل و معنا نشده اند. به لحاظ عملی وقتی علت قطعی مرگ کسی و قتل یا خودکشی یا مرگ طبیعی بودن آن روشن نیست ، اصول اخلاقی ناشی از فراگفتمان حقوق» ناشی از مرگ« برای دفاع از احتمال مسئولیت آور بودن مواضع اتخاذی کنشگران اجتماعی قابل استناد باشندمی . مظاهر عینی این روند را به هنگام خوانش بیطرفانه از سرگذشت بانوی عرصه هنر،»مریلین مونرو« به وضوح می توان مشاهده کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سلمان کونانی
استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب