بررسی میزان انطباق مسائل فقهی با حقوق فطری از منظر فقه امامیه
محل انتشار: نخستین همایش بین المللی فلسفه حقوق
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 216
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CPHL01_014
تاریخ نمایه سازی: 22 آبان 1403
چکیده مقاله:
در فقه امامیه حقوق فطری ، با عنوان مستقلات عقلی مورد گفتگو قرار گرفته است . مقصود از آن اموری است که عقل انسان، مستقل و جدای از احکام شرعی ، بر آن حکم می کند و چندان بدیهی است که جای هیچ تردیدی در درستی آن باقی نمی ماند: مانند لزوم پرداختن دین و رد ودیعه و حرمت ظلم و مانند اینها. بسیاری از فقهای اسلامی بدون آن که لزوما دغدغه غرقه شدن در مکاتب انسانگرایی را در سر داشته باشند به تاسیس مکتب حقوق فطری مدد رساندهاند که قدمتی به عمر رونق اندیشه حقوقی در بین بشریت دارد. آنان پیرامون حقوق فطری مثل حق حیات، حق آزادی و حق برابری ، پژوهش های زیادی انجام داده اند و انطباق قوانینش با طبیعت خلقت و درون آدمیان را اثبات نمودهاند.در بینش انسانگرایی بر اساس تجربه گرایی ، طبیعت انسان فارغ از پیوند آن با موجودی فراتر(خدا)، خاستگاه حقوقی مطلق و بنیادی برای اوست . به طور قطع چنین نگرشی به انسان و جدا کردن وی از خالق برتر او، با بینش اسلامی در تعارض می باشد. در عین حال این سوال باقی است که آیا می توان حقوق فطری را در فقه اسلامی یافت ؟بر اساس مبانی فقهی و اصول اسلامی در پاسخ به سوال فوق می توان گفت که : اولا برخلاف اندیشه بیشتر متفکران انسانگرای غرب در دوران جدید، مبنی بر انکار فرجام برای نظام خلقت ، براساس بینش اسلامی مجموعه هستی و موجودات آن از روی اتفاق پدید نیامده است و در سیر تحولی و حرکت خود سرگردان نیست ؛ بلکه نظام تکوین معلول علم عنایی خداوند به نظام احسن است و به سوی او که هستی مطلق است ، روان می باشد. و انسان نیز به عنوان موجودی که می تواند اشرف مخلوقات باشد از این اصل مستثنی نیست . ثانیا هدفمندی نظام خلقت و انسان ایجاب می کند خالق انسان، استعدادهای لازم برای رسیدن به کمال را در وی قرار دهد. منظور از استعداد، توانایی و شایستگی وصول به مرتبه ای از مراتب هستی است که غایت موجودی خاص می باشد. ثالثا حقوق، نوعی علاقه و رابطه بین ذی حق و متعلق حق است . تحقق چنین رابطه ای به سان دیگر معلولات نیازمند علت است . علت آن نیز یا فاعلی و یا غایی است . یعنی چیزی که سبب به وجود آمدن چیز دیگر می شود یا از آنرو است که فاعل و کننده آن است ، نظری آدمی که هنگام سخن گفتن ، فاعل کلام است و یا اینکه غایت و فرجام آن می باشد، مانند هدفی که گوینده از سخن گفتن دنبال می کند.بنابراین خاستگاه حق ، استعدادهای فطری است که خداوند براساس حکمت بالغه خویش ، در وجود انسان نهاده است و هر استعداد طبیعی ، سندی طبیعی برای بهرهمندی صاحب حق از متعلق آن است .
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا جعفرزاده کوچکی
استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه پیام نور ایران، تهران