نقش خانواده مطلوب در حکمرانی متعالی در پرتو قرآن و حدیث
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 176
فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSGCS01_028
تاریخ نمایه سازی: 18 مهر 1403
چکیده مقاله:
خانواده در اسلام یعنی محل سکونت دو انسان، محل آرامش روانی دو انسان، محل انس دو انسان با یکدیگر، محل آرامش یک نفر به وسیله دیگری، آنجایی که آنان در آن صفا می یابند؛ راحتی روانی می یابند؛ این محیط خانواده است (حاج علی اکبری، ۱۳۹۰: ۲۷). در این مقاله، به بررسی نقش دین اسلام و آموزه های قرآن در تحکیم خانواده در حکمرانی متعالی خواهیم پرداخت. اهمیت خانواده در حکمرانی متعالی خانواده، اولین و کوچک ترین واحد اجتماعی است که نقش مهمی در شکل گیری شخصیت افراد و جامعه ایفا می کند. خانواده از نظر قرآن، جایگاهی کلیدی دارد و هسته مرکزی شکل گیری جامعه و حکومت را تشکیل می دهد. دین اسلام برای خانواده قداست و منزلت خاصی قرار داده به نحوی که با هیچ نهادی قابل مقایسه نیست و جهت مستحکم کردن اساس خانواده، برنامه و آموزه های متعددی را ارائه کرده است؛ از جمله پرهیزکاری و فضیلت، تامین نیازهای دینی و جنسی، صداقت و راستگویی و... بدون خانواده، نه تنها هویت انسانی بشر نابود می شود، بلکه تلاش های فردی و اجتماعی نیز در حقیقت بی ثمر و نافرجام خواهد ماند، از این روست ملت هایی که در آستانه فروپاشی خانواده قرار گرفته اند درصدد حفظ این نهاد برآمده و با خانواده های جایگزین نظیر خانواده های تک نفره، خانواده های هم جنس و شبیه به این با این بحران جدی مقابله می کنند، غافل از آنکه خانواده از نظر جامعه شناختی باید در هر شرایطی سه کارکرد اصلی خود را حفظ کند: برطرف کردن نیازهای جنسی؛ خانواده به عنوان یک واحد کوچک اقتصادی است؛ پرورش فرزند که از مهمترین وظایف خانواده به شمار می آید. قرآن کریم، به عنوان برترین راهنمای سعادت بشر، بخش عظیمی از آیات را تنظیم و تعدیل روابط اعضای خانواده، حقوق و وظایف همسران و فرزندان اختصاص داده است. در قرآن تعبیراتی درباره خانواده به کار رفته است که این مطلب را به خوبی روشن می کند: خداوند متعال در سوره مبارکه نساء آیه ۲۱ از پیوند ازدواج که موجب تشکیل خانواده می شود به میثاق غلیظ یا پیمان محکم یاد کرده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
امیرحسین سلیمان فلاح
دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران