تحول جایگاه خلیفه و سلطان بر اساس دیدگاه امام فخر رازی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 140

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_KJICR-6-1_010

تاریخ نمایه سازی: 16 مهر 1403

چکیده مقاله:

دو عنوان خلیفه و سلطان در جهان اسلام درطی قرون متمادی کاربرد های متفاوتی داشته اند و در نگاه متفکران مسلمان، از جمله امام فخرالدین رازی، گاهی این و دگر بار آن یکی، در عرصه دین و سیاست، جایگاه ویژه ای یافته است و در بعضی موارد هم به یک معنی بکار گرفته شده اند. در این مقاله که با رویکردی توصیفی– تحلیلی و روش اسنادی انجام شده است، ابتدا بطور مختصر روند تحول و تبدل جایگاه خلیفه و سلطان در جهان اسلام، تا جایی که احیای منصب خلافت، لااقل در سرزمینهای خلافت شرقی، به یک آرزو تبدیل می شود، توصیف شده و بعد از آن نقش و تاثیر آراء امام فخر رازی( ۵۴۳- ۶۰۶ ه.ق)، که به عقیده نگارنده یکی از جدی ترین نظریه پردازان پادشاهی و سلطنت اسلامی قبل از سقوط خلافت بغداد است؛ به مدد اسناد و منابع معتبر تشریح می شود. در مقاله حاضر این فرضیه به اثبات می رسد که متفکران مسلمان عموما، به تناسب زمان و اقتضائات آن و بدون توجه به خواستگاه اولیه، جایگاه خلیفه و سلطان را بر اساس مصلحتی، که مبتنی بر حفظ جامعه اسلامی از هرج و مرج و مشروعیت بخشیدن به مخدومان خویش بود، خلط و یا جا به جا کرده اند و البته همیشه سلطان را در طول خلیفه دیده اند؛ اما امام فخر رازی، با تاثیر پذیری از فلاسفه یونان و استنباط خاص خود از مبانی فقهی و کلامی اسلامی، در نظریه خود جایگاه خلیفه و سلطان را یکسان و آنها را در عرض هم دیده و به طور جدی راه را برای سلطنت و پادشاهی بدون وجود خلیفه برای متفکران بعد از خودش هموارکرده است.

نویسندگان

محمد رضا روزبهانی

استادیارگروه تاریخ دانشگاه فرهنگیان استان تهران