آموزش پژوهی و دانش پژوهی آموزشی: تعالی بخش آموزش بالینی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 144

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JCE-14-1_001

تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1403

چکیده مقاله:

از طلوع مفهوم "آموزش مبتنی بر پیامد" در سپهر آموزش عالی بیش از سه دهه می­گذرد. در تمام این مدت، پیامد آموزشی به ویژه در کانتکست بالینی از مفهومی انتزاعی به موضوعی سراسر انضمامی دگردیسی یافته است به گونه­ای که "دانش­آموخته کلاس درس" دیروز به "حرفه­مند در عرصه" امروز تغییر نام داده است، حرفه­مندی قابل اعتماد برای جامعه. در دنیای امروز، حرفه­مندان سلامت نه تنها به بکارگیری دانش نافع و کاربست درست مهارت شناخته می­شوند، بلکه در سطحی فراتر به ایفای صحیح نقش مورد انتظارشان در جامعه گام بردارند. تغییر رویکرد آموزشی از به ذهن سپری صرف محتوای دانشی هر دیسیپلین و انجام کلیشه­ای مهارت­ها به ایفای نقش حرفه­ای مورد انتظار و قابل­اعتماد، ساختار آموزش علوم پزشکی را از تمامی جنبه­ها، از تدریس تا ارزشیابی متاثر ساخته است. با این تغییر ساختاری، یادگیری بدون بهره­گیری از اصول منطقی استدلال و بدون بکارگیری بازخورد و بازاندیشی و بدون تغییر نقش فراگیر از مشتری به همکار و شریک در فرآیند آموزش به پیامدی اساسی، کاربردی و تحول آفرین نخواهد انجامید. پیاده­سازی آموزش پیامد محور نیاز به بازتعریف نقش، منش و تعهد برای حرفه­مندان سلامت در کوریکولوم­های آموزشی دارد و در این بین نمی­توان از نقش بی­بدیل کوریکولوم پنهان به­ویژه در آموزش بالینی چشم پوشید. برای فراگیران امروز و حرفه­مندان فردا، مرور چند­باره سجایای اخلاقی و تکرار هر روزینه اصول اخلاق حرفه­ای به فرجامی نیک منجر نخواهد شد مگر اینکه چند و چون مولفه­ها و شاخص­های نیکنامی حرفه­مندان سلامت مورد واکاوی قرار گیرد. آموزش بالینی در دنیای امروز، بیش از هر زمانی دیگر نیاز به همراهی با ضروریات علوم انسانی و همگامی با روند روزافزون توسعه فن­آوری­های نوین دارد. ما اکنون مسافران برهه­ای از تاریخ هستیم که محصولات بشری بیش از خود بشر از ظرفیت­ها و قابلیت­های ذهنی و کالبدی برخوردارند و در عرصه آموزش ناگزیر از قبول نقش فن­آوری­های بشرزاد در جامه آموزشیار می­باشیم. هوش مصنوعی با رویه پر طمطراقش بهترین گزینه و چاره­ساز در تصمیم­سازی بالینی در اتمسفری مملو از آشفتگی و بی­یقینی است. این محصول بشری بیش از هر عامل دیگری به بهداشت تصمیم کمک می­کند و درمانگران را در چاره­سازی تصمیم تشخیصی و درمانی یاری می­رساند، لذا کم و کیف بکارگیری آن باید در برنامه درسی تمامی رشته مقاطع بنحو اکمل گنجانده شود. در آموزش بالینی پیامد محور، ارزشیابی از فراگیر تا حصول اطمینان از تبحر و تسلط بر همه مهارت­های نرم و سخت ادامه می­یابد. در این الگوواره آموزشی، ارزشیابی فعالیتی مستمر و بدون وقفه است و در طی آن فرصت جبران برای تمامی فراگیران با هر سبکی از یادگیری فراهم است. همه آنچه در این کوته نوشتار بدان­ها اشارت رفت، حکایت از تعالی آموزش علوم پزشکی به­ویژه آموزش بالینی در چند دهه اخیر دارد و حتما با اینجانب هم عقیده­اید که مصادیق و مضامین تعالی آموزشی، تنها و تنها از دل آموزش پژوهی­ها قابل استحصال نیستند و چه بسا پژوهش­های آموزشی برای بسیاری از مسائل روز آموزشی، عاری از هر­گونه روش­شناسی متقن باشند. گزیر و چاره در این موارد، پناه­بردن به دامن انواع دیگری از جستارها نظیر دانش­پژوهی آموزشی می­باشد. امید می­رود بکارگیری توامان آموزش­پژوهی و دانش­پژوهی آموزشی در آینده­ای نه چندان دور به طراحی و اجرای برنامه­های درسی پاسخگو منجر شود،برنامه­هایی که از یک سو به نیازهای واقعی جامعه نظر دارند و از سویی دیگر بکارگیری شان منجر به پرورش و تربیت حرفه­مندانی می­شود که مسئولیت خیر و شر خدمات تخصصی­شان به جامعه عمومی را به درستی می­پذیرند و هرگز از پذیرش قصور و ناکارآمدی­های شان شانه خالی نمی­کنند، همواره به جبران ضعف­ها و تقویت توانمندی­های­شان فکر می­کنند و یادگیری مادام­العمر را به­عنوان واقعیتی انکار­نشدنی با تمام وجودشان می­پذیرند.