پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس سبک های دلبستگی و سبک های فرزند پروری ادراک شده با نقش میانجی عاطفه منفی در بین دانش آموزان دختر متوسطه اول

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 422

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CPESCONF20_038

تاریخ نمایه سازی: 8 مرداد 1403

چکیده مقاله:

هدف از انجام پژوهش حاضر، پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس سبک های دلبستگی و سبک های فرزند پروری ادراک شده با نقش میانجی عاطفه منفی در بین دانش آموزان دختر متوسطه اول بود. طرح پژوهشی حاضر توصیفی و از نوع همبستگی با تکنیک تحلیل مسیر (رگرسیونی) است. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه دانش آموزان دختر متوسط اول ۱۳ تا ۱۵ ساله استان قزوین در سالتحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به تعداد ۲۶۰۰۰ نفر بود. نمونه آماری بر اساس جدول مورگان ۳۷۹ نفر با استفاده از روش خوشه ای چند مرحله ای انجام شد. جهت گرداوری اطلاعات در این پژوهش از پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۶)، سبک های دلبستگی هزن و شیور (۱۹۸۷)، سبک های فرزند پروری ادراک شده بامریند (۱۹۹۱) و عاطفه منفی واتسون و همکاران (۱۹۸۸) استفاده شد. نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که اعتیاد به اینترنت بر اساس سبک های دلبستگی و سبک های فرزند پروری ادراک شده با نقش میانجی عاطفه منفی در بین دانش آموزان قابل پیش بینی است (۰۵/۰> p). بر اساس نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش نشان داد سبک دلبستگی اجتنابی بصورت مثبت (۰۵/۰> p)، سبک دلبستگی اضطرابی بصورت مثبت (۰۱/۰> p)، سبک دلبستگی ایمن بصورت منفی (۰۵/۰> p)، سبک فرزند پروری قاطع بصورت منفی (۰۱/۰> p) و سبک فرزند پروری مستبد بصورت مثبت (۰۵/۰> p) بر اعتیاد به اینترنت اثر غیر مستقیم دارند. نتایج حاصل از برآورد مدل پژوهش نشان داد بین اعتیاد به اینترنت بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی بصورت مثبت (۰۵/۰< p) قابل پیش بینی است. اعتیاد به اینترنت بر اساس سبک فرزند پروری ادراک شده مستبد بصورت مثبت (۰۱/۰< p) قابل پیش بینی است. اعتیاد به اینترنت بر اساس عاطفه منفی بصورت مثبت (۰۱/۰< p) قابل پیش بینی است. اعتیاد به اینترنت بر اساس عاطفه منفی بصورت مثبت (۰۱/۰< p) قابل پیش بینی است.

کلیدواژه ها:

اعتیاد به اینترنت ، سبک های دلبستگی ، سبک های فرزند پروری ادراک شده ، عاطفه منفی.

نویسندگان

خدیجه قلباربند

دانشجو کارشناسی ارشد رشته روانشناسی عمومی، موسسه آموزش عالی علامه قزوینی، قزوین، ایران

سهیلا شیری

استادیار موسسه آموزش عالی کار قزوین، قزوین