تجربه زیسته از ابتلاء به اختلال نارسایی توجه فزون کنشی (ADHD) در سنین پیش دبستان
سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 258
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
FPAICONG05_029
تاریخ نمایه سازی: 23 خرداد 1403
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: هرچند اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی (ADHD) از شایع ترین اختلال های عصب تحولی با شروع در کودکی است، آگاهی اندکی از تجربه زیسته و شخصی کودکان از ابتلا به این اختلال در دسترس است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تجربه زیسته از ابتلاء به ADHD در سنین پیش دبستان بود.روش پژوهش: این پژوهش در جامعه آماری کودکان ۴تا۶ ساله مبتلا به ADHD، رویکرد پدیدارشناختی را که به توصیف علمی ماهیت یک پدیده مانند تجربه زیسته از ابتلاء به یک اختلال یا بیماری می پردازد، بکار برد. در گردآوری داده ها برای حفظ انعطاف پذیری، مصاحبه های بدون ساختار طی ۴۵ الی ۶۰ دقیقه بکار رفت. شرکت کنندگان حداقل سه ماه پیش از مشارکت در مطالعه، تشخیصADHD را از فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان دریافت نموده همچنین، قادر به بیان احساسات و افکار خود بودند. از میان مراجعین به مطب ها در شهر مشهد از طریق نمونه گیری هدفمند اشباع با ۶ شرکت کننده (۳ پسر)، طی یک دوره دو ماهه حاصل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با روش کلیزی (۱۹۷۸) صورت گرفت. یافته ها: نتایج مصاحبه در دو مضمون اصلی "من دوست داشتنی نیستم"، "والدین به اندازه کافی خوب نیستند"سازمان یافت. این موارد شش مضمون فرعی را شامل می شد: بدنامی، طرد و تنبیه، احساس گناه، عدم ثبات و قابلیت پیش بینی، تعامل محدود والد-کودک، تقاضای غیرموثر، اطلاعات ناکارآمد.نتیجه گیری: مضامین حاصل از مصاحبه در قیاس با دیگر شواهد پژوهشی موید آن بود که نشانه ها و پیامدهای ADHD از همان سنین آغازین تحول، نه تنها کیفیت زندگی کودکان، بلکه دیدگاه کودک نسبت به خود و نیز رابطه والد-کودک را متاثر می سازد. این یافته در حمایت از خط اول مداخلات ADHD در پیش دبستان یعنی آموزش فرزندپروری به ویژه فرزندپروری با رویکرد رفتاری است، که به آموزش ارائه تقویت مثبت و ارتقاء رفتارهای مقتدرانه والد جهت بهبود رفتار و نشانه ها در کودک تاکید دارد. ضمن آنکه این یافته ها ضرورت تعامل بیش تر نهادهای ارائه کننده خدمات سلامت روان با این جمعیت هدف یعنی کودک را برجسته می سازد و با وضوح بخشیدن به نیازهای آنان و شناسایی شکاف در خدمات موجود به ارائه مداخله های نوین کمک می نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا حسین زاده ملکی
گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
علی مشهدی
گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
سیدکاظم رسول زاده طباطبایی
گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
فاطمه محرری
گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران