خوانش لکانی مفهوم «درد» و «رنج» در اندیشه مولوی
سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 285
فایل این مقاله در 36 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_MSIL-2-2_007
تاریخ نمایه سازی: 23 خرداد 1403
چکیده مقاله:
از مفاهیمی که در متون عرفانی، به ویژه در اندیشه و آثار مولوی جایگاه مهمی دارد، درد و رنج است. نیز باید اذعان داشت که در دانش روانکاوی و در اندیشه های ژاک لکان به دو مفهوم مذکور توجه ویژه ای شده است. لکان توانست با بازخوانی آرای فروید، تقریر نوینی از مفهوم فراسوی اصل لذت داشته باشد که با نام ژوئیسانس شناخته می شود. در این پژوهش کوشیده ایم مفهوم رنج و درد را در اندیشه مولوی با نظرداشت مفهوم ژوئیسانس به شیوه لکانی بازخوانی و نسبت بین ژوئیسانس و فالوس را با تکیه بر سالک به مثابه سوژه روان نژند و مولوی در جایگاه پیر یا مرشد به منزله سوژه مراقب و حضرت حق به منزله دیگری بازنمایی کنیم. این پژوهش به شیوه تحلیل کیفی انجام شده است و با توجه به قراین به دست آمده، نشان داده ایم نخست این که، سالک باید نفس خود را به مثابه اگوی بیگانه کننده شناسایی کند. دوم این که ژوئیسانس درد توام با لذتی است که به صورت سیمپتوم ظاهر می شود. بستر بروز چنین تجربه ای شطحیات سالک و حیرت همراه با سکوت وی است. سوم این که گفتمان عرفانی بازنمایی کننده گفتمان ارباب است؛ زیرا سالک در این گفتمان ملزم به اطاعت از میل دیگری است. چهارم این که سالک به عنوان سوژه روان نژند و مولوی در جایگاه پیر به منزله سوژه مراقب اند.
نویسندگان
شیرزاد طایفی
دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
توحید شالچیان ناظر
دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران