تحلیل نظریه کسب قدرت و مولفه های آن در تراث فقهی شریف مرتضی قدس سره با نگاهی به شرایط اجتماعی عصر او
محل انتشار: دوفصلنامه فقه حکومتی، دوره: 7، شماره: 13
سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 126
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_GJJ-7-13_006
تاریخ نمایه سازی: 25 فروردین 1403
چکیده مقاله:
محور اندیشه های فقهی و حتی کلامی شریف مرتضی رضوان الله تعالی علیه در بعد سیاسی، تبیین امامت معطوف به چالش های مستحدثه در عصر غیبت، است؛ در این دوره از یک طرف امام از صحنه غایب است و از طرفی تا آنجا که سید از تاریخ و تجربه می دانست قدرت غالبا در دست جریان های غیرشیعی، قرار داشته است. ظرفیت فقه امامیه و الزامات اجتماعی، این فرصت را در اختیار سید گذاشت تا نظریه تعامل با قدرت سیاسی غاصب را، در همان آغاز دوره غیبت، تبیین و تشریح و به نوعی تئوریزه کند. ابتکار این نوشتار، شناسایی و تحلیل نظریه وجوب کسب قدرت حتی از طرف سلطان جور، در تراث سید مرتضی است. این نظریه، مهم ترین سند برای ابطال ادعای برخی مستشرقانی است که امامیه را در عصر غیبت به نداشتن تئوری سیاسی و تسلیم و انفعال محض در برابر قدرت، متهم می کند. ابعاد دیگر نظریه سید را وجوب کسب قدرت حتی از مرکزیت حکومت جور، مصلحت گرایی و لزوم تمکین مردم از ولایت و قدرت مشروع حتی درفرض وابستگی به سلطان جور، تشکیل می دهد. البته موقعبت سید به عنوان نقیب و شرایط اجتماعی آن روز مانند حاکمیت آل بویه نیز در تکامل این نظریه بعد از شیخ مفید، موثر بوده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مصطفی جعفرپیشه
مدرس خارج حوزه علمیه قم