مقایسه بیوانفورماتیکی چهار ژن mtDNA مربوط به جمعیت های سوزن ماهی (Syngnathus abaster) درتالاب های ناحیه غرب مدیترانه به منظور بررسی روابط فیلوژنتیک، تاریخ دموگرافیک و شناسایی ساختار ژنتیک جمعیت

سال انتشار: 1392
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 183

فایل این مقاله در 35 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JAPB-1-2_001

تاریخ نمایه سازی: 16 اسفند 1402

چکیده مقاله:

به منظور شناسایی مناسب ترین ژن در مطالعات فیلوژنتیک و ژنتیک جمعیت Syngnathus abaster، توالی های مربوط به چهار ژن میتوکندریایی شامل Cyt b، ۱۲S rRNA، ۱۶S rRNA و DLoop مربوط به ۱۳ جمعیت از تالاب های غرب مدیترانه از طریق GenBank به دست آمد و برای آنالیز استفاده شد. نتایج تست های Neutrality برای ژن های ۱۶S rRNA، ۱۲S rRNA و DLoop به طور معنی داری منفی شد که نشان دهنده گسترش جمعیتی یا اثر انتخاب جهت دار است، و از طرف دیگر نتایج آنالیز MMD برای هیچ یک از ژن ها، سازگار با مدل گسترش ناگهانی جمعیت نبود. آنالیز واریانس برای هر چهار ژن نشان داد که جمعیت های S. abaster از لحاظ ژنتیکی در سه گروه شامل گروه شرقی، غربی مرکزی و جنوبی جای می گیرند، به طوری که برای هر چهار ژن، %۷۵۶۳ از تنوع کل مربوط به میان گروه ها بود. واگرایی ژنتیکی میان جمعیت های مرکزی (ساب کلاد A۲) و غربی (ساب کلادهای A۱ و A۳) هنوز کم است و با هم در ارتباط هستند (کلاد A) در حالی که گروه های جنوبی و شرقی واگرایی بالایی را نشان داده اند و هر کدام داخل یک کلاد قرار گرفتند (به ترتیب B و C). جمعیت های مرکزی، جمعیت هایی موسس اند که منشاشان جمعیت های غربی در سواحل فرانسه و اسپانیا است. به علاوه یک سد ژنتیکی درون ناحیه شناسایی شد که سبب بلوکه شدن جریان ژنی میان غرب و شرق ناحیه مورد مطالعه می شد. واگرایی ژنتیکی ایجاد شده میان سه گروه جمعیتی می تواند به دلیل سد های جغرافیایی میان گروه های جمعیتی و یا شرایط زیستگاهی از جمله دما، شوری، میزان اکسیژن محلول آب و همچنین اثر نیروهای تکاملی ازجمله رانش، تنگناها، انتخاب و اثرات موسس باشد. با افزایش واگرایی احتمال ایجاد زیرگونه ها و درنتیجه گونه زایی پری پاتریک و ایجاد ناحیه هیبرید وجود خواهد داشت. با توجه به تنوع بالای مشاهده شده برای ناحیه DLoop و نظر به معنی داری آن در هر سه آنالیز فیلوژنتیک، تاریخ دموگرافیک و ساختار ژنتیک جمعیت، می توان گفت که این ژن مناسب ترین ژن در مطالعات فیلوژنتیک، و ژنتیک جمعیت این گونه است.