تحلیل سفرنامه «خسی در میقات» جلال آل احمد از منظر ژئوپوئتیک
محل انتشار: مجله نقد و نظریه ادبی، دوره: 8، شماره: 1
سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 284
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_NAQD-8-1_008
تاریخ نمایه سازی: 8 اسفند 1402
چکیده مقاله:
ژئوپوئتیک رویکرد جدیدی است به فضا (مکان) در ادبیات که «کنت وایت»؛ نویسنده، شاعر، فیلسوف و گردشگر اسکاتلندی در دهه ۹۰ میلادی مطرح کرد. این رویکرد نقدی به فضا در ادبیات بر خلاف نظریه «بوطیقای فضا»ی «گاستون باشلار» و «نقد جغرافیایی» «وستفال»، علاوه بر توجه ویژه به مکان ها و توصیف آنها، به رابطه عمیق انسان و زمین و همچنین احساسات و عواطفی که از رابطه این دو به وجود می آید و تفکر انتقادی نویسنده به مکان ها، می-پردازد. این پژوهش به روش تحلیل محتوا، با توجه به نقش مهمی که سفرنامه ها به مکان می دهند از یک سو، و فضای معنوی حاکم بر سرزمین وحی که منجر به انفعالات روحی و فکری جلال آل احمد داشته است از سوی دیگر، به تطبیق مولفه های نظریه ژئوپوئتیک بر سفرنامه «خسی در میقات» پرداخته است. نتایج بدست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که سفرنامه ها بویژه آنهایی که سرزمین های مقدس را توصیف کرده اند، بستر مناسبی برای این رویکرد نقدی به شمار می روند. نویسنده در «خسی در میقات» بر خلاف مقصود پیشین، تحت تاثیر فضای معنوی آن قرار می گیرد و در پایان سفر به شناخت بهتری از خود و جهان پیرامون خود می رسد و با تفکر انتقادی و بیان شاعرانه خویش به خوبی فضاهای موجود را توصیف کرده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمود حیدری
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
الهام چوبینه
دانشجوی دکتری زبان و ادبیان فارسی دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران