مناسبات قدرت و دکترین مسئولیت حمایت؛ مطالعه موردی مخاصمه ۲۰۲۳ حماس - اسرائیل
محل انتشار: مجله مطالعات حقوقی، دوره: 16، شماره: 1
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 141
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JLSZUT-16-1_002
تاریخ نمایه سازی: 7 اسفند 1402
چکیده مقاله:
نگرانی از نقض گسترده حقوق بشر و ناتوانی جامعه ی بین المللی در مقابله ی جدی با این قبیل نگرانیها از یکسو و تقلای جامعه جهانی برای فراهمسازی تمهیدات و توجیهات قانونی مداخلات بشردوستانه از طرف دیگر، موجب طرح دکترین «مسئولیت حمایت» در سال ۲۰۰۱ بر بنیادهای نظری «امنیت انسانی» و «مداخله بشردوستانه» گردید. در این راستا، با توجه به موارد گسترده و فاحش نقض حقوق بینالمللی بشردوستانه مردم غزه در نتیجه مخاصمه ۲۰۲۳ حماس- اسرائیل و وجود زمینه حقوقی لازم برای کاربست دکترین مسئولیت حمایت در دفاع از ساکنان این منطقه، تاکنون هیچ اقدام عملی موثری بر مبنای طرح مذکور از سوی سازمان ملل متحد در حمایت از مردم غزه صورت نگرفته است. بر این اساس سوال اصلی پژوهش این است که علیرغم مبنای قانونی صریح، علت عدم تحقق دکترین مسئولیت حمایت در بحران اخیر غزه چیست؟ فرضیه مورد ارزیابی بر اساس نظریه رئالیسم تهاجمی، بدین صورت مفصلبندی شده است که مناسبات و سازکارهای قدرت حاکم بر روابط بینالملل، عدم امکان توسل به دکترین مسئولیت حمایت از سوی سازمان ملل متحد در قبال ساکنان غزه را موجب شده است. با عنایت به یافتههای پژوهش که بر اساس رویکرد توصیفی- تبیینی حاصل آمده است، تسری ساختار سلسلهمراتبی قدرت در نظام بینالملل به درون سازمان ملل متحد بویژه در پرتو حق وتو، استفاده ابزاری ایالات متحده آمریکا از سازمان ملل متحد به منظور بیشینهسازی قدرت و مداخلات و منافع منطقهای آن در خاورمیانه و حمایتگری این کشور نسبت به اسرائیل، ناکارآمدی و عدم تحقق دکترین مسئولیت حمایت را موجب شده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرتضی اسمعیلی
استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز