دوران کودکی، شرور و تربیت خطاشکیب
محل انتشار: مجله فلسفه تربیت، دوره: 6، شماره: 6
سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 222
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PESI-6-6_004
تاریخ نمایه سازی: 29 آذر 1402
چکیده مقاله:
انسان به گونه ای آفریده شده است که در طبیعت خویش امکان و تمایل انجام امور خیر و شر را داراست. این در حالی است که در تعلیم و تربیت، به ویژه اوان کودکی، امور خیر محوریت دارند، تا جایی که شرور به حاشیه رانده شده و به محاق رفته اند. تمرکز بر امور خیر و نادیده گرفتن شرور در تعلیم و تربیت واقع گرایانه به نظر نمی رسد. تمایل به انجام شرور و به رسمیت شناختن شرارت و خطا، مواجهه تربیتی متناسبی را در دوران کودکی می طلبد. در این پژوهش با بیان دلایلی در باب ضرورت به رسمیت شناختن شرور و نظری اجمالی به آیات قرآن، میل به انجام شر و خطا در دوران کودکی به رسمیت شناخته می شود. تشکیکی دیدن مفهوم شر و مفهوم دوران کودکی سخن گفتن از شر در دوران کودکی را معنادار می کند. از این رو، رویکردی بدیل در تعلیم و تربیت دوران کودکی با عنوان تعلیم و تربیت خطاشکیب پیشنهاد می شود. تعلیم و تربیت خطاشکیب به دنبال آن است تا با به رسمیت شناختن خطا و شرارت در دوران کودکی، امکان مواجهه فعال با خطا را در دوران کودکی فراهم نماید و از این رهگذر مسیر تربیت و حقیقت جویی کودکان را تسهیل نماید. «به رسمیت شناختن تمایلات شرورانه کودک»، «مواجهه فعالانه با خطا در دوران کودکی» و «استقبال حداکثری از خطای کودکان» از جمله مولفه های تربیت خطاشکیب در دوران کودکی هستند.
نویسندگان
سعید آزادمنش
دانشگاه تهران