حاکمیت قانون در اندیشه ی فلاسفه ی بزرگ مغرب زمین
محل انتشار: فصلنامه تحقیقات حقوقی، دوره: 15، شماره: 2
سال انتشار: 1391
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 142
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_LAWRS-15-2_003
تاریخ نمایه سازی: 10 آبان 1402
چکیده مقاله:
حاکمیت قانون از مفاهیمی است که از سو ی فلاسفه در طی تاریخ مورد توجه قرار گرفته است و با بررسی آرای هر یک از فلاسفه می توان آن ها را در دو طیف عمده موافقان و مخالفان این مفهوم، دسته بندی نمود. ارسطو و جان لاک و منتسکیو و ژان ژاک روسو و امانوئل کانت و اکثر فلاسفه ی قرن بیست را می توان از طرفداران حاکمیت قانون دانست. از طرف دیگر فیلسوفانی چون افلاطون، اکثر فلاسفه قرون وسطا، ماکیاول، توماس هابز و کارل مارکس و پیروان وی را می توان از مخالفان حاکمیت قانون دانست و به عبارت دیگر این فلاسفه حاکمان را فراتر از قانون و مصون از هر گونه مسئولیت فرض کرده اند و البته مارکس و فلاسفه ی تابع نظر او اصولا از روی کردی دیگر با این مقوله به مخالفت پرداخته اند
نویسندگان
سید محمد هاشمی
استاد بازنشسته ی دانشکده ی حقوق دانشگاه شهید بهشتی.
سید جواد میرقاسمی
دانش آموخته ی دکتری حقوق عمومی.