نقش مدیریت پوشش گیاهی بر میزان روانآب سطحی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز کچیک، استان گلستان)
محل انتشار: پژوهش های حفاظت آب و خاک، دوره: 16، شماره: 2
سال انتشار: 1388
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 200
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JWSC-16-2_002
تاریخ نمایه سازی: 8 آبان 1402
چکیده مقاله:
وجود پوشش گیاهی در هر منطقه سرعت جریان های سطحی را کاهش داده و سبب نفوذ بیشتر آب به داخل خاک می گردد. در نتیجه تاثیر قابل ملاحظه ای بر کاهش سیلاب های مخرب خواهد داشت. منطقه مورد مطالعه یکی از مناطق حساس به فرسایش است که همه ساله اثرات جبران ناپذیری از فرسایش و رسوب را متحمل می شود. هدف این پژوهش بررسی نقش مدیریت پوشش گیاهی و به خصوص قرق بر کاهش میزان روانآب سطحی است. منطقه مورد تحقیق بخشی از حوزه معرف و زوجی کچیک واقع در استان گلستان است که به مدت پنج سال تحت تیمار قرق بوده است. برای این بررسی ابتدا دو زیرحوزه نمونه (قرق) و شاهد (غیرقرق) به عنوان واحد هیدرولوژیک در نظر گرفته شد. سپس مطالعات پایه شامل فیزیوگرافی، زمین شناسی، هیدرولوژی و اندازه گیری پوشش گیاهی، میزان بارندگی و دبی ناشی از هر بارش انجام گرفت. نمونه برداری گیاهی با استفاده از کوادرات یک مترمربعی به صورت سیستماتیک- تصادفی انجام گردید. تجزیه و تحلیل های آماری داده ها، شامل t استیودنت و بررسی تغییرات میزان روانآب سطحی و تغییرات تاج پوشش گیاهی از طریق روابط رگرسیونی با استفاده از نرم افزارهای Minitab و Spss صورت پذیرفت. نتایج حاصل از بررسی پارامترها برای هر یک از زیرحوضه ها نشان دادند که: مولفه های پوشش گیاهی در سطح ۵ درصد در مقاسیه با شاهد دارای اختلاف معنی داری است. پوشش تاجی در داخل قرق به ترتیب ۲/۹۵ درصد و در خارج قرق ۹/۵۲ درصد می باشد. میزان روانآب حاصل از رگبارهای انتخابی در منطقه قرق ۴۳/۱۷ درصد و در منطقه شاهد ۳۸/۳۵ درصد می باشد. رابطه رگرسیونی به دست آمده بین تاج پوشش گیاهی با روانآب و شدت بارندگی با روانآب با مقدار ضریب همبستگی ۷۶/۰ (قرق) و ۸/۰ (غیرقرق) حاصل گردید. اختلاف بین روانآب ایجاد شده در دو حوزه در سطح ۱ درصد خطا معنی دار است. بنابراین با توجه به اثرات مثبت و بارز کمی و کیفی قرق در استقرار و افزایش تولیدات گیاهی از یک سو وکاهش روانآب های سطحی از سوی دیگر به عنوان یکی از روش های موثر در مدیریت آبخیزها و به خصوص در منطقه مورد مطالعه می باشد.