مداخله در امور داخلی دولت ها و حقوق بین الملل عمومی

سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 462

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IJCONF15_013

تاریخ نمایه سازی: 5 مهر 1402

چکیده مقاله:

از نظر حقوقی، در همان نخستین نگاه روشن می شود که اصل عدم مداخله نتیجه تبعی اصل استقلال است و از این نظر طبیعی نیزهست اگر کشورها مستقل ،هستند بنابراین مداخله در امور آنها ممنوع است. اگر مداخله در امور کشورها مجاز باشد دیگر استقلالبی معنی خواهد بود. با این حال اگر این اصل نتیجه اصل استقلال ، یا به قول برخی نویسندگان، آن روش سکه استقلال یا بیانمعیوس قاعده استقلال است این سئوال پیش می آید که چرا اصل عدم مداخله طی دورانهات طولانی نتوانست به قاعده حقوق بینالملل تبدیل شود و چرا برخی همچنان در زمینه مفهوم یا اعتبار آن چون و چرا دارند؟ برات پا سخ به این پر سش باید توجه کنیمکه قاعده استقلال ،خود اصلی مطلق ، مجرد و انتزاعی نبوده ا ست ، بلیه این قاعده نیز مانند دیگر قواعد حقوق بین الملل از روندروابط میان کشللورها منتش شده بود. در واقت استقلال یم مفهوم نظرت برات بیان رابطه میان کشورها دارات حاکمیت تلقیمی شده است ضمن اینیه قاعده استقلال در مراحل اولیه تیامل حقوق بین الملل به هیچ وجه جنبه مطلق ندا شت. سی ستم هاتاستعمارت وشبه استعمارت از قبیل ، تحت الحمایگی و قیمومت و غیره، همگی به نوعی محدودیت هات استقلال بودند. غیر از اینموارد نهادهایی نظیر کاپیتولا سیون هم وجود دا شت که ییی از جوانب مهم اصل استقلال ، یعنی انح صارت بودن صلاحیت قواتمجریه وقضاییه ملی را زیر پا می نهاد. از همه اینها مهم تر، جنگ که عملا" خشن ترین شیل نقض استقلال است در روابط کشورهامجاز و مباح شناخته میشد همه این ها موجب می شد، اصل عدم مداخله نتواند به صرف اینیه نتیجه مستقیم اصل استقلال است ،صورت یم قاعده حقوقی به خود گیرد بلیه به غیر از آن لازم بود مشخصا از طریق هماهنگی اراده دولت ها بر محتوات حقوقی اینا صل توافق شود و از طریق منابت حقوق بین الملل قابل ا ستنباط با شد. با اینیه ا صل عدم مداخله به عنوان یم ا صل ، سیا سی ازسوی انقلاب فرانسه اعلام گردید و در نظریه کلاسیم حقوق بین الملل از قرن هجدهم توسط " واتل" و سپس اکثریت حقوقدانانقرن نوزدهم مورد تائید واقت شد اما به جرات می توان گفت تنها در سده بیستم و پس از ممنوعیت جنگ بود که اصل عدم مداخلهتوانست به صورت یکی از اصول حقوق بین الملل عام درآید به نحوت که در سده حاضر این اصل هم به عنوان یک قاعده عرفی وهم قاعده معاهداتی به رسمیت شناخته شد

کلیدواژه ها:

حقوق بشر ، مداخله دولت ها ، حقوق بین الملل .

نویسندگان

علی حیدری

کارشناس ارشد حقوق بین الملل