فلسفه سیاسی در اسلام

سال انتشار: 1378
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 255

فایل این مقاله در 37 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JCKE-2-2_003

تاریخ نمایه سازی: 12 شهریور 1402

چکیده مقاله:

پرسشها و برداشتهایی که ابن سینا، درباره سرشت قدرت سیاسی و در درون منظومهای از اندیشه فلسفی مطرح کرد،اهمیت بسیاری دارد. نخست اینکه، بوعلی با توجه به ساخت قدرت دوره میانه از یک سوی، و سنت فلسفی افلاطون از سوی دیگر، طرحی فلسفی از مدینه، و رابطه انسان و قدرت سیاسی در آن بنا نمود، که بنیاد و سرشتی اقتدارگرا داشت. ثانیا، با پیوند بین نظام فلسفی پیش گفته با الهیات اسلامی، اندیشه دینی را بخصوص در قلمرو انسان و سیاست، در بن بست اقتدار گرایی حاکم بر منظومه فلسفی خود قرار داد. وی با بسط مفاهیم اساسی وحی اسلامی، نظیر توحید، عنایت الهی و نبوت، بر شالوده مابعدالطبیعه، انسانشناسی و شهر افلاطونی، قرائتی از نصوص اسلامی را گسترش داد که در واقع، اقتدار گرایی مکنون در آن، بیش از آنکه برخاسته از نصوص دینی باشد، بازپرداختی ویژه از ساخت قدرت در دوره میانه بود. بدین سان، اندیشه سیاسی ابنسینا، مبین تفسیری اقتدارگرا از نصوص دینی، بر شالوده فلسفهای است که او خود، کاخ بلند و گزندناپذیر آن را بنیاد نهاد و در سایه شکوه و جاذبه متناسب با شرایط قدرت در آن زمان، دیگر تفسیرها را به حاشیه راند.