تحلیل جایگاه فقه ی قسامه به عنوان دلیل اثبات یا رد جنایت در حقوق کیفری ایران

سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 407

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RSHIW07_106

تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1402

چکیده مقاله:

مقاله حاضر، به بررسی مفهوم شناسی قسامه از منظر فقهای معاصر و نظریاتی که در این باب وجود دارد می پردازد.از جمله موضوعاتی که در قانون مجازات اسلامی آمده و در زمره قواعد فقهی منصوص محسوب می شود موضوع قسامه است. مراد از منصوص این است که قاعده مذکور مستند به روایت است و در زمره قواعد اصطیادی( قواعدی که فقها آن ها را ازمجموعه هایی از آیات و روایات ویا احکام بر گرفته اند) محسوب نمی شود در مورد عمل به قاعده مذکور بین فقها تفاوت نظر وجود دارد؛ فقهای شیعه، بر اعتبار قسامه در قتل نفس و اعضاء و جوارح ظاهرا اجماع دارند و عقیده دارند که قسامه هم رفع اتهام و هم اثبات جنایت می کند یعنی قسامه ای که اولیای مقتول اقامه می کنند اثبات جنایت برای متهم و قسامه ای که متهم اقامه می کند از او رفع اتهام می نماید .اما علمای عامه اتفاق نظر دارند که قسامه فقط در قتل نفس معتبر است و از جمله ابوحنیفه معتقد است که قسامه، اثبات جنایت نمی کند و کاربرد حقوقی آن تنها رفع اتهام است ولی مالکی و شافعی و احمدبنحنبل معتقدند که قسامه هم اثبات جنایت می کند و هم نفی اتهام (نگارنده ضمن تطبیق نظرات در قالب ۴۰ نکته به موضوعات مختلف مسئله پرداخته است)آنچه که مخالفان قسامه به آن نظر دارند اصل تشریع قسامه نیست بلکه نامعقول بودن صدور حکم قصاص باستناد سوگند پنجاه نفر است که از مستندات وارده استنتاج مذکور بعید نیست، خصوصا اینکه حکم مذکور جزء احکام امضایی است و در زمان جاهلیت نخستین کسی که با قسامه به داوری نشست ولیدبن مغیره بوده و بعدا این روش تقریر و تثبیت شد

کلیدواژه ها:

نویسندگان

رضا فروزنده

دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد