جایگاه حقوق بین الملل در نظریه های روابط بین الملل

سال انتشار: 1394
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 258

فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CILAMAG-32-52_011

تاریخ نمایه سازی: 11 مرداد 1402

چکیده مقاله:

این مقاله در صدد بررسی جایگاه حقوق بین الملل در نظریه های روابط بین الملل است. این نظریه ها را می توان در چهار موج طبقه بندی کرد. موج اول، نظریه ایده ئالیسم است. طبق این نظریه، قدرت و اجبار به ندرت باعث پیشرفت و توسعه حقوق بین الملل می شوند. در اواخر دهه ۱۹۳۰ با تجاوزگری فاشیست و با ناکارآمدی نظریه ایده ئالیسم حقوقی، نظریه واقع گرایی از نظر معرفت شناسی، ذهنی و هنجاری، انتقادات مهمی را علیه نظریه ایده ئالیسم مطرح کرد. طبق نظریه واقع گرایی، حقوق بین الملل، انعکاس منافع دول قدرتمند است و در فهم رفتارهای مهم دول، نقش چندانی ایفا نمی کند. موج سوم، نظریه لیبرالیسم است که با تاکید بر نهادگرایی و خردگرایی معتقد است که حقوق بر رفتار دولت ها، قواعد، گروه ها و افراد موثر است. موج چهارم، نظریه تکوین گرایی است که معتقد است هویت ها و منافع، ذاتا از گروه های اجتماعی قابل تفکیک نیست و حقوق بین الملل، انعکاس و تقویت کننده منافع و هویت دولت ها و گروه ها است. در پایان، نتیجه گیری می شود که هر فعلی در روابط بین الملل، نقش اساسی در تحول و عملکرد حقوق بین الملل ایفا می کند و حقوق بین الملل و روابط بین الملل، روابطی پیچیده با هم دارند.

نویسندگان

حسین کریمی فرد

استادیار دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز