مبانی نظری طراحی دانشکده معماری و هنر با رویکرد میان افزا

سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 428

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICACU02_0943

تاریخ نمایه سازی: 13 اسفند 1401

چکیده مقاله:

در اثر دخالت هایی که در طول حدود یک قرن گذشته در بافت های تاریخی صورت گرفته است ، تعامل نه چندان مطلوبی میان بناهای تاریخی و اجزای جدید مجاورت آنها رخ داده است . امروزه افزون بر آشفتگی در چهره و منظر کالبدی بافتهای تاریخی ، در اثر خلاهایی ازقبیل مبانی نظری ، رویکردها و چگونگی عملکرد بناهای جدید در این بافتها، کیفیت معماری آنها نیز با افت محسوسی توام بوده و جذابیت آنها تا حد زیادی از میان رفته است . یکی از راه های تعریف دوباره ی یکپارچگی کالبدی و بصری در بافت تاریخی ، ایجاد ساختارهای جدید در کنار بناهای قدیمی به جا مانده است . این ساختارهای جدید یا بناهای میان افزا در صورتی که کالبد و کاربری مناسب داشته باشند یکپارچگی را به بافت تاریخی برمیگردانند. مداخله در بافت تاریخی در وهله نخست ، رسالت حفاظت از ارزشهای تاریخی و اصیل بافت را برعهده دارد و نباید به گونه ای جهت گیری نماید که به آن آسیب برساند، در ضمن لازم است از دستور زبان ساخت بافت تاریخی موجود نیز تبعیت نماید. بررسی های صورت گرفته در این زمینه نشان میدهند که میتوان از پتانسیل های نهفته در بناهای تاریخی جهت ایجاد معیارهایی برای طراحی منسجم ، متداوم و ریشه دار به لحاظ اتحاد ظاهری و غنای الگویی بهره جست و آنها را در جهت حفظ انسجام و هماهنگی و نیز تداوم رشد و نمو بافت به کار بست . این مقاله با نگاه ویژه به دیدگاه های مختلف در زمینه ساماندهی ساخت و سازهای جدید در بافتهای کهن ، سعی در نزدیک شدن به نگرش های ی اصولی دارد که از تخریب و ورود آسیب بیشتر به بناهای تاریخی و کهن جلوگیری نماید و از سوی دیگر، رویه ها و رویکردهایی را در ساخت و سازهای جدید متناسب با بافت تاریخی تعیین و تبیین میکند که به حفظ هویت خاص بناهای آن منجر میگردد.هویت فرهنگی معماری را همان ارزشهایی رقم میزنند که تنها در بستر بناهای سنتی درک میشوند. با ورود عناصر فرهنگی دیگر کشورها بخصوص کشورهای غربی ، فرهنگ و هویت جامعه ایرانی دستخوش تغییراتی شده که متاسفانه در پی آن به زمینه تاریخی معماری ایران نیز بی توجهی شده است . با در نظر گرفتن مشکلات معماری امروزه میهنمان، نیاز به ساخت بناهایی داریم که بتوانند از کمرنگی ارزشها و مفاهیم فرهنگ ی کاسته و با یک معماری ریشه دار و پویا پاسخی مناسب به نیازهای روز جامعه دهند. دانش کده معماری و هنر به عنوان مبدا تفکرات اولیه خالقان بناها و شهرهاست و توجه به فضای آموزش معماری ، به دلیل میزان نقشی که در شکل گیری شخصیت معمار به عنوان سازنده اصلی فضاهای معماری دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است . هدف این پژوهش ، بررسی مبانی طراحی یک دانشکده هنر و معماری با بهره گیری از عناصر معماری میان افزا بوده تا بتواند منعکس کننده معماری بومی ایرانی به نسل های بعدی باشد و در عین زیبایی و تناسب با زمینه ، به نیازهای عملکردی یک دانشکده معماری پاسخ گوید.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

مرتضی قریشی

دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی معماری، دانشکده معماری، شهرسازی و هنر دانشگاه ارومیه

مظفر عباس زاده

استادیار دانشکده معماری، شهرسازی و هنر دانشگاه ارومیه

آرام خضرلو

استادیار دانشکده معماری، شهرسازی و هنر دانشگاه ارومیه