معماری در طول تاریخ ، محملی برای بیان اندیشه و تمنیات درونی بشر بوده که تلاش داشته است تا تبلور درون مایه های فکری و فرهنگی خود را به ترسیم و تجسیم مادی قرین کند. معماری کمال یافته در هر دوره، متاثر از اندیشه دینی است ، که با راهبری اندیشه های عرفانی ، فلسفی و سیاسی سخن زمانه خویش را چهره ای ماندگار و مادی بخشیده است . دوران حکومت قاجاریان، از مهم ترین اعصار تحول هنر ایران؛ به عنوان نقطه صفر مدرنیته و نیز ورود جریان نوگرایی به ایران بوده است . هدف از انجام این مقاله در چارچوب مطالعات میان رشته ای ، بررسی اندیشه های موثر در شکل گیری آثار و نیز تجلی جریان های فکری حاکم بر تطور معماری و شهرسازی است ، که با رویکرد کیفی و در دو بخش ، روش تاریخی و نیز روش توصیفی -تحلیلی صورت پذیرفته است . به فراخور مبحث ، تقدم اندیشه بر ساختار فضایی این دوره حاکم بوده و معماری به عنوان ابزاری جهت بیان و نمایش قدرت دولت و روحانیت ابتدا تحت تاثیر
اندیشه عرفانی باعث شکل گیری بناهای مذهبی شده و از اواسط سلسله با برتریت
اندیشه فلسفی غربی سبب شکل گیری شبکه جدید روابط شهری ، کارکردهای نوین در عرصه تعاملات و صورت بندی جدیدی از فضاهای کالبدی گردیدهاست ، لیکن به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی ، این تغییر اغلب در ظاهر بناها و به صورت محدود در برخی از شهرهای بزرگ ایران نظیر تهران با مفاهیم جدیدی توسط
اندیشه سیاسی به منصه ظهور درآمده است .