رویکرد انسانی در جابه جایی سکونتگاه ها در برنامه های آبادانی
محل انتشار: فصلنامه مسکن و محیط روستا، دوره: 30، شماره: 135
سال انتشار: 1390
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 150
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JHRE-30-135_006
تاریخ نمایه سازی: 24 تیر 1401
چکیده مقاله:
هر ساله میلیون ها نفر از مردم جهان، در پی اجرای پاره ای از پروژه های عمرانی، به اجبار از محل زندگی خود رانده شده، و در حاشیه شهرها، در شرایط دشوارتری نسبت به قبل از جا به جایی، استقرار می یابند. مقاله حاضر در جستجوی پاسخی است برای این سوال که چگونه می توان در شرایط عادلانه، برای جا به جایی غیر اختیاری برنامه ریزی نمود و آن را تحقق بخشید. مایکل ام سرنیا در مدل خطر و بازسازی خود، سوال های پایه ای در مورد جا به جایی را چگونه فقیر شدن رانده شدگان و چگونگی جلوگیری از آن، می داند. به گفته او، هشت خطر، فرایند فقیر شدن را ایجاد می کند. اما با برنامه ریزی می توان این فرایند را وارونه کرده و شرایط عادلانه ای در تبدیل جا به جایی به تجدید اسکان، فراهم نمود. دیدگاه فقیر شدن در طرح مکان یابی برای تجدید اسکان در حوزه سد کارون ۳ به کار گرفته شد که به دو پیش برنامه تجدید اسکان و تجدید اشتغال انجامید اما این طرح، تحقق نیافت. در بررسی شرایط تحقق پذیری اینگونه برنامه ها در تجارب جهانی مشخص گردید که ابتدا مردم شناسان و جامعه شناسان اثرات فقیر شدن را مستند نمودند. سپس، بر پایه دیدگاه سرنیا، مدل جا به جایی غیر ارادی و تجدید اسکان بیان گردید و گام بعدی، به منظور عملیاتی کردن این مدل، عبارت بود از تربیت همراه با آموزش عالی و کارآموزی نیروهای ماهر مشارکت جویان محلی، با همکاری انستیتوی توسعه اقتصادی بانک جهانی، در کشورهای علاقمند به حل مشکل جابه جایی. ضرورت بعدی، تلاش اصولی در تدوین سیاست ها و دستورالعمل ها و قوانین مرتبط با جا به جایی است، که توسط دولت ها و یا برخی از فعالان اجتماعی پیشنهاد و اقدام می شود. نتیجه نهایی اینکه مدیریت جا به جایی، اراده و تلاش همه جانبه ملی را می طلبد و نمی توان با سلایق و توان های محلی از عهده این مهم برآمد ضمن آنکه باید توجه داشت متولیان تخصصی و بخشی طرح های توسعه نمی توانند مدیریت جا به جایی را به عهده گیرند. لذا می بایستی یک سازمان متولی با نفوذ و اختیارات فرا بخشی در سطح ملی با برخورداری از ویژگی های خاص ایجاد و مسولیت تدوین برنامه، در یک فرایند علمی و اصولی، به برنامه ریزان فضایی واگذار گردد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان