مرگ اندیشی در اشعار عمرخیام و فدریکو گارسیا لورکا

سال انتشار: 1393
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 159

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CLLS-6-2_001

تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1400

چکیده مقاله:

مرگ را می توان مهم ترین موضوع مشترک میان تمامی انسان های روی کره ی زمین، فارغ از زمان و مکان دانست که در ادوارمختلف تلاش شده به نحوی درباره آن اندیشه شود. زبان فارسی و زبان اسپانیایی از نظر در برداشتن مفاهیم  طغیان و اعتراض و بیان احساسات درونی جز زبانهای ممتاز دنیا محسوب می شوند و خیام و لورکا دو نمونه ی  برجسته از شاعرانی هستند که در کمال استادی توانسته اند آنچه را که بشر در دل داشته را بر کلمات شعر خود جاری سازند و به زیبایی هر چه تمامتر در وصف لغات به تصویر قلم در آورند. حوادث و تلاطم روحی دو شاعر باعث گشته بازیگر اصلی صحنه ی شاعریشان مرگ باشد که جان مایه ی محورتفکرات هر دو را تشکیل می دهد. اندیشه، چالش و واکنش آنها در برابر نیستی و مرگ به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در اشعار هر دو شاعر باز  تاب یافته است. هر دو شاعر از عشق می گویند و از زندگی و از مرگ ولی آنچه ما در این مقاله به آن خواهیم پرداخت مضمون مرگ است که از این دو، چهره جهانی ساخته است.  

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :