نظام معنایی مبتنی بر «تطبیق» و گذر از نشانه معناشناسی کلاسیک به دورنمای پدیدارشناختی
سال انتشار: 1392
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 188
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CLLS-6-1_003
تاریخ نمایه سازی: 27 مهر 1400
چکیده مقاله:
اساسا تصویر نشانه معناشناسی فرانسه در دهه ی شصت را می توان تصویر دیسیپلینی ساختارگرا دانست که صرفا بر روی متون بسته و جدا از تجربه های زیسته کار می کند، یعنی متونی بریده از بافت، زندگی و رفتارهای روزمره، سوژه هایی در بی زمانی و جدا از بافت تاریخی، همانسان که ابژه هایی در گردش در میان دستان سوژه ها، و بی بهره از هرگونه ویژگی مادی و در نهایت تولید و ساخت معنا بدون پرداختن به مسئله بنیادی «حضور» کنشگران در تعامل. اما در دهه های اخیر شاهد گذر از نشانه معناشناسی روایی کلاسیکی مبتنی بر فلسفه ی اثبات گرایی به سوی سرچشمه های آغازین نشانه معناشناسی یعنی پدیدارشناسی می باشیم. این گذر را می توان در آخرین اثر گرماس یعنی در باب نقصان معنا پی گیری کرد، اثری که در آن شاهد ظهور ابعاد گمشده ی معنا در نشانه معناشناسی کلاسیک روایی هستیم. مسئله ی بنیادی که این مقاله به آن می پردازد پاسخ به این پرسش است که اساسا چگونه اریک لاندوفسکی، نشانه معناشناس اجتماعی فرانسه با تکیه بر این ابعاد گمشده، و صحه بر مفاهیمی چون «ادراک حسی»، «حضور»، «تطبیق متقابل و فعال تنها» و «وحدت»، در راستای دو نظام معنایی مطرح شده در نشانه معناشناسی کلاسیک، یعنی نظام معنایی «برنامه مدار» و نظام معنایی مبتنی بر «متقاعدسازی»، چهار نظام معنایی خود را معرفی می کند و راه نشانه معناشناسی را به شکل کامل و نظام یافته تر نسبت به گذشته به سوی دورنماهای جدید با بینش پدیدارشناختی می گشاید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان