علم خوب در علوم انسانی چه نوع علمی است؟ پرسشی درست یا غلط

سال انتشار: 1385
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 1,529

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SOCIALSCIENCECONF01_002

تاریخ نمایه سازی: 30 مرداد 1389

چکیده مقاله:

علوم انسانی در عصر کنونی با چالش های فراوانی روبروشده است . یکی از مهم ترین این چالش ها آن است که از روش شناسی هر رویکردی که پژوهش در حوزه ی علوم انسانی به انجام رسد، دا نشی به دست خواهد آمد که ممکن است با دانش حاصل از روش شناسی رویکردی دیگر متناسب نباشد . باور رایج این است که تاکنون سه رویکرد یا پارادایم اثباتی، تفسیری و انتقادی عرضه شده است که هر یک دارای شیوه هایی مدون برای ورود به واقعیت های موجود در علوم انسانی و کسب دانش در این زمینه هستند . از نظر پارادایم اثباتی دانشی خوب است که به طریق تجربی وآنچه قابل مشاهده است به دست آید . حقایق تجربی جدای از اندیشه های شخصی است که با کمک ابزارهای دقیق به دست می آید. این دانش باید ظرفیت مبادله شدن بین انسان ها را داشته باشد. علم اثباتی، علمی عام، تعمیم پذیر و جبر گرایانه است . از نظر پارادایم تفسیری دانشی خوب است که از طریق مشارکت صمیمی و همدلانه و تعامل با انسان های دیگر به دست آید . در این رویکرد، این انسان است که دنیای اجتماعی خویش را تفسیر می کند و به زندگی خود معنی می دهد. فهم نظام های معنایی انسان ها اساس دانش است و این دانش ریشه در ارزش ها دارد . علم تفسیری، علمی خاص، نسبی گرا و کمتر قابل تعمیم است . اما پارادایم انتقادی علمی را خوب می داند که انسان را تجهیز کند و به او بگوید که چه حقایقی مهم هستند و کدام مهم نیستند و کجا باید به دنبال این حقایق گشت. علم انتقادی سیاست محور و ارزش مدار است. هر یک از این رویکردها ریشه در باورهای فلسفی دارند که ممکن است این باورها، سنخیت کمتری با باورهای اعتقادی اسلامی داشته باشند . پس این پرسش همچنان باقی خواهد بود که آیا می توان پارادایم چهارمی م تصور شد که تناسب بیشتری با باورهای اسلامی داشته باشد؟ بر اساس مباحث مطرح شده در این مقاله حتی اگر پارادایم دیگری تدوین شود، این شک هنوز باقی خواهد بود که آیا آنچه با استفاده از روش شناسی برگرفته ازاین پارادایم به دست می آید، می تواند مطلقاً صحیح باشد؟ به نظر می رسد اگر توسعه بر پایه دانش و دانایی محور عمل باشد، هر دانشی که با کاربست روش شناسی های متفاوت به دست آید، در کاربرد دارای اهمیت خواهد بود . بنابراین، نمی توان پیکره دانش در قلمرو علوم انسانی را از پیکره دانش جهانی منفک ساخت . اگر دانش و علم ابزار عمل است و انسان اندیشمند به کارگیرنده این ابزار است، پس محور اصلی، تعهد، مسئولیت پذیری و تقوای به کار گیرنده دانش خواهد بود. از این اصل مهم نباید غفلت شود.

نویسندگان

فرهاد خرمایی

استادیار دانشگاه شیراز

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • چالمرز، آلن، ف. 1384. چیستی علم، در آمدی بر مکاتب ...
  • دواس، دی، رای. 1376. پیمایش در تحقیقات اجتماعی. ترجمه هوشنگ ...
  • کوهن، تی. 1369. ساختار انقلاب علمی. ترجمه احمد آرام، تهران ...
  • لیتل، دانیل. 1373. تبیین در علوم اجتماعی. ترجمه عبدالکریم سروش، ...
  • Blakie, N. 1993. Approaches to social enquiry, Lindon: Polity Press. ...
  • Fay, B. 1987. Critical social science Liberation and its limits. ...
  • Fletcher, C. 1974. Beneath the surface: An account of three ...
  • Goba, E.C. 1990. The paradigm dialog. London: Soge Pulication. ...
  • Harding, S. 1986. The science question in femini sm.Ithaca, NY ...
  • Neuman, W.L. 1997. Social research methods. Boston: Allyn and Bacon. ...
  • Phillips, D.C. 1983. After the wake: Postposivistic educational thought. Educational ...
  • Stranss, A. and Corbin, J. 1991. Basics of qualitative research ...
  • Torbert, W.R. 1981. Why educationa l research has been SO ...