تعریف واژگان کلیدی و اصطلاحات مرتبط با جامعه شناسی

22 دی 1403 - خواندن 36 دقیقه - 785 بازدید

هر علم و دانشی زبان و اصطلاحات خاص خود را دارد، آشنایی با آن زبان و این اصطلاحات که از آن تعبیر به « ترمینولوژی» (Terminology) یا «اصطلاح شناسی» می شود . برای آموختن هر علم و فهم عمیق و دقیق مباحث و موضوعات آن علم لازم و ضروری است. نگارنده با باور و اعتقاد به این نکته ی مهم با مراجعه به کتاب ها و فرهنگ های حوزه علوم اجتماعی و جامعه شناسی واژگان کلیدی و اصطلاحات مربوط به کتاب جامعه شناسی (2) (1390) را گردآوری و تدوین کرده است و کوشیده است که حتی الامکان تعریفی ساده و در عین حال دقیق از این واژگان و اصطلاحات به دست دهد در این فرهنگواره بیش از صد واژه از واژگان کلیدی و اصطلاحات کتاب مذکور به صورت توصیفی تعریف و ارائه شده است.


- آئین / مناسک (ritual) : این اصطلاح در معنای عام آن عبارت است از مجموعه رفتارهایی که در بستر فرهنگ تعین یافته اند و شامل آئین های عرفی و دینی می شود. این اصطلاح به شکل خاص در مورد فعالیت های دینی که صورت رسمی گرفته اند به کار می رود، (هیلر، 1386، ص 107)

- آرمان اجتماعی :ارزش های مشترکی که هر جامعه ای (جمعی) برای رسیدن به آنها تلاش می کند آرمان آن جمع یا جامعه نامیده می شود؛ آرمان ها بخش مهمی از ارزش های یک جامعه هستند مانند عدالت، آزادی، تعاون و ...

(رجب زاده و همکاران ،1389، ص32)

- آریستو کراسی (aristocracy): مراد از آریستو کراسی نظریه و عمل گروهی نخبه در امر حکومت است این گروه معمولا امتیازات موروثی دارند و از نظر فرمانروایی شایسته ترین همه قلمداد می شوند، آریستوکراسی یک نظام اعیانی یا هیاتی متشکل از کسانی است که از لحاظ حکومت بر کشور، طبقه ی ممتازی را تشکیل می دهند. (گولد، 1376،ص6، آقا بخشی، 1386، ص11)

- آزادی خواهی (لیبرالیسم) (Libralism): لیبرالیسم به عنوان یک اصطلاح در اندیشه سیاسی معانی زیادی دارد و هیچکدام از ریشه ی لاتین این کلمه به معنای آزاد است جدا نیستند. لیبرالیسم نظریه یا سیاستی است که خواهان حفظ درجاتی از آزادی است در برابر تسلط یا هدایت دولت یا هر موسسه دیگری که تهدید کننده آزادی بشر فرض شود بر اساس این نظریه مردم به طور کلی تابع حکومت خودکامه نیستند

( آشوری 1359،ص148)

- آنار شیسم ( Anarchism): آنارشیسم، نظریه یا فلسفه سیاسی است که عقیده دارد مرجعیت سیاسی در هر شکل ولباسی غیر ضروری است آنارشیسم با دولت دشمنی دارد و بر امکانات همکاری داوطلبانه و یاری متقابل در زندگی انسان تکیه دارد.

- آموزش و پرورش (Education): نهاد اجتماعی است که مسئول انتقال دانش ها، معارف و فرهنگ از یک نسل به نسل دیگر است آموزش و پرورش به صورت همگانی و نظام مدرسه ای فقط در دوره ی مدرن دیده می شود.

- اجتماع (community): اجتماع، گروه خاصی از مردم اند که در یک منطقه جغرافیایی معین سکونت دارند،و دارای فرهنگ مشترکی اند و به طور دسته جمعی برای یک هدف معین عمل می کنند(کوئن،1380،ص324)

- اجتماعی شدن (socialization): اجتماعی شدن یا جامعه پذیری فرایندی است که فرد طی آن الگوها و هنجارهای رفتاری را که مناسب فرهنگ وی محسوب می شود را یاد می گیرد و می پذیرد(درسلر،1376،ص151) اجتماعی شدن فرایندی است که طی آن کودک یا سایر اعضای جامعه روش زندگی جامعه خویش را می آموزند(گیدنز ،1386ص42)

- ارزش(value): اندیشه ها و تصوراتی که افراد یا گروهها درباره آنچه مطلوب و پسندیده ،خوب یا بد است دارند ارزش نامیده می شود (گیدنز،1386ص102)

- از خودبیگانگی (Alienation) : احساس گسستگی فرد از جامعه یا گروههای خاص (درسلر،1388،ص 221) ← بیگانگی

- استبداد (Despotism): استبداد یا حکومت استبدادی آن نظام سیاسی است که اولا در آن حدود سنتی یا قانونی برای قدرت حکومت وجود ندارد و ثانیا در آن روشهای خود سرانه و غیر قابل پیش بینی در اعمال قدرت دیده می شود( آشوری،1386،ص 14-گوله ، 1376،ص51)

به استبداد فردی اتوکراسی یا خود سالاری هم اطلاق می شود.

- استثمار(Exploitation): رابطه اجتماعی یا نهادی که در آن یک طرف با اتکا به توازن قدرت ، از طرف مقابل بهره کشی می کنند.(گیدنز ،1386ص966)

- استعمار(Colonialism) : در لغت به معنای« طلب عمران و آبادانی» است و در اصطلاح فرایندی است که طی آن کشورهای غربی نقاط دیگری از جهان را که دور از سرزمین مادری خودشان بود تحت حکومت خویش درآوردند و از ثروت و منابع آن کشورها به نفع خود استفاده کردند.(گیدنز ،1386ص988)

- اشاعه فرهنگی (cultural diffusion): فرایندی که طی آن عناصر فرهنگی از جامعه ای به جامعه دیگر سرایت می کند.(درسلر،1388،ص454)

- اقتدار(Authority): قدرت مشروعی که شخص یا گروهی بر شخص یا گروه دیگری دارد مشروعیت عنصر ضروری مفهوم اقتدار است چون عامل اصلی در تمیز دادن اقتدار از مفهوم کلی قدرت است . قدرت را می توان با توسل به زور یا خشونت اعمال کرد در مقابل اقتدار به این بستگی دارد که زیر دستان بپذیرند که مافوق های آنها حق امر و نهی و رهبری دارند

اقلیت (Minorty): اقلیت یا گروه اقلیت غالبا برای اشاره به گروهای قومی ، نژادی و دینی که از تعداد کمتری نسبت به اکثریت برخوردارند بکار می رود(گولد،1376ص88).

-الیگارشی(oligarchy): این اصطلاح را در فارسی به « حکومت خواص» ، « حکومت اغنیاء» یا «جرگه سالاری» ترجمه می کنند؛ در اصطلاح الیگارشی حکومت گروه اندک است که در برابر توده مردم مسئول نیست ، فاسد است یا از جهات دیگر مورد نفرت همگانی است.(گولد،1376ص92-91)

-امپریالیسم (Imperialism): این واژه را معمولا در فارسی به « امپراتوری» ترجمه می کنند و در تعریف اصطلاحی آن به حکومت امپراتور مخصوصا اگر خود سر و مستبد باشد اشاره می کند. در قرون جدید این اصطلاح اشاره به آن دسته از کشورهای اروپایی دارد که تسلط خود را بر سرزمین های آسیایی و آفریقایی گسترش دادند. (گولد،1376ص94-93---آشوری ، 1359،ص 28-27)

- انتخابات ( Election) :مراد از انتخابات فرایندی است که از طریق آن تعدادی ازاشخاص یک یا چند نامزد را برای به عهده گرفتن برخی مقامها برمی گزینند. (گولد،1376ص101)

- انتقال فرهنگیtransmissioncultural): فرایندی که طی آن فرهنگ جامعه از راههای رسمی و غیر رسمی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.(درسلر،1388،ص402)

-انقلاب (Revolution): تغییرات ناگهانی و بنیادی که در اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی و یا فرهنگی روی می دهد ( انقلاب سیاسی ، انقلاب  فرهنگی، انقلاب  علمی و...). (گولد،1376ص125)

- بحران هویت اجتماعی (  social Identity ceisis): بحران هویت اجتماعی نوعی احساس بیگانگی از ارزشها وهنجارهای اجتماعی و ضوابط و معیارهای رایج جامعه و بعضا تنفر از آنهاست، یعنی فرد به عناصر فرهنگی ( مذهبی ، ملی،و...)چندان وابستگی و تعلق خاطر ندارد و مهمتر و بدتر اینکه متوجه و دلبسته ی ارزشها و هنجارهای فرهنگ بیگانه است (ابهری، مقاله بحران هویت، نشریه رسالت،1384)

- بحران هویت فردی:بحران هویت فردی احساس تنهایی ، ناکامی، ناامنی ، عدم اطمینان ،پوچی، عقب ماندن از قافله جوانان در فرد است در بحران هویت فردی، فرد تصویر مناسب و مفیدی از خود ندارد و پیوسته با خود و محیط درگیر است.(ابهری، بحران هویت،1384)

- بزهکاری (Delinquency ): ارتکاب اعمالی که قانونا ممنوع اند یا از لحاظ اجتماعی قبیح شمرده می شوند. این اصطلاح را برای نوجوانان خلافکار یا مجرم بکار می برند به عبارت دیگر بزهکاری به هر گونه بدرفتاری دوره نوجوانی که بتوان آن را تحت رسیدگی قانون قرار داد اطلاق می شود.(گولد،1376ص151)

-بیگانگی ( Elienation): الیناسیون که در فارسی به بیگانگی یا از خود بیگانگی ترجمه می شود در علوم اجتماعی به معنای گسستگی یا جدایی میان اجزا یا کل شخصیت از جنبه هایمهم جهان تجربه است (گولد،1376ص170) به تعبیر روشنتر از خود بیگانگی احساس گسستگی فرد از جامعه یا از گروهای خاص اجتماعی است. (درسلر، 1388، ص221)

پادشاهی (Monarchy): پادشاهی آن نظام سیاسی است که یک شخص در راس آن قرار می گیرد و قدرت او به صورت موروثی به اعضای خانواده اش منتقل میشود.(گیدنز ،1384ص609)

- پایگاه )Status): معادل فارسی دیگر این اصطلاح منزلت است، پایگاه (منزلت) در اصطلاح عبارت است از موقعیت اجتماعی و جایگاهی که فرد در گروه یا در مرتبه اجتماعی یک گروه ، در مقایسه با گروه های دیگر احراز می کند پایگاه اجتماعی فرد حقوق و مزایای شخص را تعیین می کند. (کوئن،1380،ص83)

- پایگاه اکتسابی (Achiered stutus) : پایگاهی که فرد با تلاش شخصی و نشان دادن لیاقت و مهارت کسب کرده است. (کوئن،1380،ص101--گیدنز ،1386ص955)

- پایگاه انتسابی ( Aschiered stutus): پایگاهی که فرد به هنگام تولد آن را به دست آورده است مانند جنسیت، دین و نژاد.. (کوئن،1380،ص101)

-پوزیتویسم ( Positivism): این کلمه را معمولا در فارسی به تحقق گرایی یا اثبات گرایی ترجمه می کنند و دراصطلاح برهر رهیافت ، نظریه یا نظام فلسفی اطلاق می گردد که مبتنی بر این دیدگاه است که چه درعلوم اجتماعی و چه در علوم طبیعی تجربه های حسی و روش ریاضی و منطقی یگانهسرچشمه تمامی اطلاعات معتبر است و هر نوع تلاش شهودی و درون نگر برای دستیابی به دانش را رد می کند. (گولد،1376ص222)

- تحرک اجتماعی (Social Mobility) : انتقال افراد از یک پایگاه اجتماعی به پایگاه اجتماعی دیگر را تحرک اجتماعی گویند.(کوئن،1380،ص280)

- تحرک عمودی(Vertical  Mobility) : نوعی از تحرک اجتماعی است که طی آن تغییر در پایگاه فرد به سمت بالا یا پایین در سلسله مراتب طبقات اجتماعی صورت می گیرد.(کوئن،1380،ص28)

- تحرک افقی (Horizontal  Mobility): نوعی از تحرک اجتماعی است که طی آن فرد از یک موقعیت به موقعیت دیگری از همان سطح اجتماعی منتقل می شود..(کوئن،1380،ص279)

- تحول فرهنگی ( Culture Change) : به تغییر فرهنگ در طول زمان تحول فرهنگی گویند (گولد،1376ص228) به عبارت دیگر تعدیل یا توقف آداب آزموده و امتحان شده موجود که از گذشته به ما منتقل شده است و همچنین عرضه ی شیوه های جدید را تحول فرهنگی گویند...(درسلر،1388،ص103)

- تزلزل فرهنگی : اگر شیوه زندگی ، ناسازگار با عقاید و ارزشهای اجتماعی یک فرهنگ تداوم پیدا کند و فرهنگ نتواند رفتارهای اجتماعی را مطابق با مبانی خود سازمان بخشد تزلزل فرهنگی بوجود می آید به بیان دیگر هرگاه مبادی هویت ساز فرهنگ یعنی عقاید ، ارزشها و آرمانها، ثبات و استقرار را در متن فرهنگ از دست بدهد تزلزل فرهنگی بوجود می آید

- تعصب ( Prejudice)  : داشتن پیشداوری درباره یک فرد یا گروه ، پیشداوری هایی که حتی به رغم اطلاعات تازه ای که آنها را نفی می کند بازهم در برابر تغییر ایستادگی می کنند تعصب می تواند مثبت یا منفی باشد. (گیدنز ،1386ص1010)

- تعارض فرهنگی : اگر تغییرات هویتی مطابق عقاید و ارزشهای جامعه نباشد و فراتر از فرصت هایی باشد که در یک جهان اجتماعی وجود دارد در آن صورت حالتی بوجود می آید که به آن تعارض فرهنگی می گویند. (پارسانیا، 1390، ص61)

-تفکیک قوا (Separation of powers) : تفکیک قوا دلالت دارد بر توزیع قدرت میان شاخه ها یا دستگاههای مختلف یک حکومت که در نتیجه آن هر شاخه یا دستگاه اساسا با انجام وظیفه ی متفاوتی سرو کار دارد و در این امر کم و بیش مستقل از سایر شاخه ها یا دستگاه ها است (گولد،1376ص251)

- تنبیه (Punishment) : در روانشناسی اجتماعی یعنی تحمیل عواقب ناگوار و ناخوشایند برای یکرفتار نامطلوب(گولد، 1376، ص270)

- تنوع فرهنگی (Cultural Variation) : تنوع فرهنگی غالبابه مفهوم گوناگونی فرهنگ و درمعیاری وسیع، تفاوت جوامع مختلف انسانی در مناطق مختلف زمین است.  (گولد،1376ص271)

- توازن فرهنگیCultural parallelism) : توازن فرهنگی عبارت است از حضور یک ویژگی فرهنگ در دو یا چند مکان.

- جامعه ( Society): جامعه نظام ساخت یافته روابط اجتماعی است که مردم را بر اساس یک فرهنگ مشترک به هم پیوند می دهد. .(گیدنز ،1386ص1017)

- جامعه پذیری ← اجتماعی شدن

- جامعه شناسی ( Sociology): در یک تعریف ساده، جامعه شناسی مطالعه رفتار اجتماعی یا کنش های اجتماعی انسان ها است (گولد،1376ص293) در یک تعریف دقیق تر می توان گفت جامعه شناسی علمی است که به بررسی واقعیتهای اجتماعی و دگرگونی ها و تحولاتی که در زندگی اجتماعی انسانها رخ داده می پردازد ( جامعه شناسی شهری ، جامعه شناسی روستایی ، جامعه شناسی دینی و..)

- جرم (Crime) : به آن دسته از کردارهای ناهمنوا با اجتماع اطلاق می شود که به نقص قانون می انجامد.(گیدنز ،1386ص295)

- جهان ( System) : واژه ای است که برای اشاره به مجموعه های بزرگ به کار می رود مانند جهان طبیعت ، جهان غرب.(پارسانیا ، 1390،ص9)

جهان اجتماعی : جهان اجتماعی به مجموعه پدیده هایی دلالت می کند که در محدوده زندگی اجتماعی انسان قرار دارند

- جمهوری (Repulic) : جمهوری نوعی حکومت بدون پادشاه است که تا حد زیادی با نمایندگی مردم از طریق نوعی نظام انتخاباتی همراه است . (گولد،1376ص327)

- جمهوری اسلامی (Islamic repulicl): حکومت جمهوری با محتوای اسلام ، جمهوری بودن حکومت به معنای آن است که عموم مردم هم در ایجاد و هم در اداره حکومت شرکت  دارند و اسلامی بودن آن به این معنا است که کلیه قوانین سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، حقوقی و نظامی بر اساس موازین اسلامی است.( آقابخشی،1386،ص349)

- حاکمیت (Sovereingty) :حق حکومت و قدرت اول بودن برای یک پادشاه ، رهبریا حکومت درسرزمینی با مرزهای مشخص..(گیدنز،1386ص1018)

- حزب( Party) : گروهی متشکل از افرادی که با هم کار وفعالیت می کنند چون پیشینه، اهداف یا منافع مشترکی دارند..(گیدنز،1384ص1009)

-حزب سیاسی ( Political party) : سازمانی که با اهداف دستیابی به قدرت حکومت از طریق انتخابات و توسل به ابن قدرت برای دنبال کردن برنامه خاصی تاسیس می شود..(گیدنز ،1386ص1009)

حقیقت: آنچه آرمانی و مطلوب است و باید وجود داشته باشد.( انوری، 1382 ، ص256)

- حکومت (Goverment) : 1- حکومت اشاره دارد به« فعالیت یا فرایند حکم راندن ». (گولد،1376ص365) به عبارت دیگر حکومت به معنای به اجرا گذاشتن خط مشی ها، تصمیم ها و امور دولتی از سوی متصدیان دستگاه سیاسی است..(گیدنز،1386ص607)2- حکومت مجموعه عواملی هستند که سیاست های مربوط به کل جامعه را پیش می برند.

-  حکومت اسلامی ( Islamic goverment) : حکومتی که در آن اداره امور کشور و رسیدگی به مسائل جامعه مطابق دستورات و قوانین اسلام است .( آقابخشی،1386،ص348)

- حکومت پارلمانی ( parlimentary goverment): در مفهومی گسترده اشاره دارد به تمام نظام های سیاسی که در آنها مجلسی از نمایندگان انتخاب شده وجود دارد و این مجلس در عمل ، یا نظر مسئولیت قابل ملاحظه ای در امور کشوری خاصه امور مالی و قانون گذاری دارد. (گولد،1376ص368)

- حکومت سلطنتی (Monarchy): حکومتی که تنها یک فرد به نام شاه بر آن حکومت می کند.(کوئن ،1380،ص 391)

- حکومت سلطنت مشروطه (Constitutional monarchy): حکومتی که در آن شاه یا ملکه حضوری عمدتا صوری دارند و قدرت او توسط قانون محدود شده و قدرت واقعی در دست سایر رهبران سیاسی است.(گیدنز،1386ص988)

-خانواده (Family): خانواده انسانی را می توان یک گروه نهادی شده زیستی - اجتماعی تعریف کرد که متشکل از چند فرد بالغ ( زن و شوهر) و فرزندان می شود که زاده ی پیوند افراد بالغ اند. (گولد،1376ص381)

-خرده فرهنگ (Subculture): شبکه الگوهای رفتاری ای که به رغم وجود برخی وجوه تمایز، مشابه فرهنگ غالب است.( فرهنگ گروهای خاص در درون یک جامعه) .(کوئن ،1380،ص 72)

-خرده فرهنگ کجرو(Deviant subculture) : خرده فرهنگی که ارزشهای اعضای آن تفاوت زیادی با ارزشهای اکثریت دارد.(گیدنز،1386ص993)

-خود(Self ) : خود یا من در کلی ترین معنا مترادف است با کلی ترین کاربرد نفس (خود) و دلالت دارد بر هسته ی نظام شخصیت که بر حول آگاهی اش از خود و جهت گیری هشیارانه و ناهشیارانه اش به سوی حیاتی ترین علائق و ارزشهای سازمان یافته است و هویت ، پایگاه ، تعهد و تمایل را شامل میشود (گولد،1376ص387) خود (ego) در کاربرد روانشناسانه آن به بخش آگاهانه و معقول ذهن فرد دلالت  دارد..(کوئن ،1380،ص 237)

-خود برتر( فراخود) (Superego) : بخشی از خود که ارزشهای فرهنگی را جذب کرده و خودآگاه است.(کوئن ،1380،ص 237)

- خود -هویت یابی (Self -ibentity): فرایند مستمر شکل گیری خود ( نفس) و تعریف هویت شخصی که از طریق آن تلقی یگانه و منحصر به فردی از خویشتن مان و رابطه ی مان با دنیای پیرامونی صورت بندی می کنیم..(گیدنز،1386ص1014)

- دموکراسی ( Democracy) : واژه دموکراسی از کلمه یونانی «دموکراتیا» گرفته شده است و اجزای آن عبارت است از« دمو» به معنای مردم و « کراتوس» به معنای حکومت.(گیدنز،1386ص610) و در اصطلاح آن نظام سیاسی است که حکومت را با اراده مردم از طریق انتخابات ( مجلس، ریاست جمهوری و...) تعیین می شود.

- دموکراسی لیبرال ( لیبرال دموکراسی ) (Liberal democracy) : آنچه بیشر ملل پیشرفته غربی ادعای اعمال آن را دارند و شکلی از دموکراسی است که مبتنی بر نهادهای پارلمانی و نمایندگی است ، دموکراسی لیبرال به حقوق طبیعی، مدنی و نیز برابری حقوق برای همه شهروندان در حوزه های سیاسی ، اقتصادی و قضائی اعتقاد دارد..( آقابخشی،1386،ص378)

- دولت ( Stat): دستگاه سیاسی ( نهادهای حکومتی به علاوه اداره ها و متصدیان خدمات مدنی ) که بر سرزمین معینی حکومت می کند و اقتداری متکی به قانون و توانایی کاربرد زور را دارد.(گیدنز،1386ص1011)

- دیکتاتوری (Dictatorship) : نظام سیاسی که در آن یک نفر( پادشاه) یا گروهی کوچک از افراد تمام اختیارات حکومتی را در دست دارند.(درسلر،1388،ص436) نبودن قوانینی برای خلع فرمانروا ، فقدان شیوه مشخص برای جانشینی ، تمرکز قدرت و اطاعت شهروندان از روی ترس از مشخصات حکومت دیکتاتوری است (گولد،1376ص425)

- رهبری( Leabership): مراد از رهبری دارا بودن یک پایگاه و ایفای نقش فعالانه ای است که تلاش جمعی و داوطلبانه کم و بیش سازمان یافته ای را در راه نیل به هدف ها و مقاصدی مشترک بسیج کند. (گولد،1376ص474)

-ساختار اجتماعی( social structure): الگوهای کنش متقابل افراد یا گروها است؛ زندگی اجتماعی به شیوه ای اتفاقی به هرجهت جریان نمی یابد. اکثر فعالیتهای ما ساخت یافته اند ، یعنی به صورتی منظم و تکراری سازماندهی شده اند..(گیدنز،1386ص1017)

- سرمایه داری ( Capitalism):مراد از سرمایه داری نظام اقتصادی است که در آن بخش اعظم زندگی اقتصادی به خصوص مالکیت و سرمایه گذاری در تولید کالا زیر نظر بخش خصوصی از طریق فرایند رقابت اقتصادی و با انگیزه روشن سودجوئی صورت می گیرد.(گولد،1376ص510)

- سکولاریزم ( Secularization) : این کلمه را در فارسی معمولا به « دنیوی شدن» یا «عرفی شدن» ترجمه می کنند و در اصطلاح اشاره به فرایند افول تاثیر و نفوذ دین در جوامع به خصوص جوامع غربی دارد . جامعه سکولار جامعه ای است که معیارهای آن بیشتر مبتنی بر ملاحظات عقلی و سودگرایانه باشد  تا مبتنی برامور محترم و مقدس. (گولد،1376ص416- گیدنز 1386،ص1014)

- سنت های الهی (Allahs way of Treatment): سنت های الهی عبارت است از روشهایی که خداوند متعال از روی حکمت برحسب رفتار و سلوکی که مردم و جوامع با شریعت او دارند نسبت به آنها اعمال می دارد و سنت های الهی اولا عام و فراگیرند و ثانیا ثابت و تغییرناپذیرند. سنت هدایت، سنت آزمایش و سنت استدراج برخی از ابعاد سنت های الهی است( خرمشاهی، 1381ص 1221)

- سیاست ( Policy): 1- سیاست یا خط مشی به معنای طرح کلی رئوس مطالب برای اقدام یا برنامه و نظر وعمل سیاسی است.( آقابخشی،1386،ص514)2- سیاست یک برنامه پیش اندیشیده ای برای هدفها و طرزعمل هاست . (گولد،1376ص529)3- سیاست ( Politics) روشهای به کار بستن قدرت یا منازعه با قدرت برای تاثیر گذاری بر ماهیت و محتوای فعالیت های حکومتی است

- سیر فرهنگی ( Cultural driff) : فرایند دگرگونی درونی در یک دستگاه فرهنگی که از طریق گزینش ناآگاهانه دگرگونی های کوچک در فرهنگ بوجود می آید را سیر فرهنگی گویند (گولد،1376ص538)

- ضد فرهنگ (Counterculture): 1- اگرعقاید ، ارزشها و هنجارهای یک خرده فرهنگ مخالف و مغایر با ارزشها و عقاید فرهنگ عمومی باشد ضد فرهنگ نامیده می شود .(پارسانیا ، 1390،ص25)2- ضد فرهنگ به گروهایی اطلاق می شود که با هنجارها و موازین فرهنگ غالب در جدال است و آن را شدیدا رد می کند.(کوئن ،1380،ص 66)

- طبقه اجتماعی ( Social class): 1-مجموعه افراد یا خانوادهایی که در محدوده یک جامعه یا اجتماع معین از لحاظ میزان قدرت، ثروت یا جنسیت و...در ردیف یکدیگرند(گولد،1376ص568)2-گروهی از اشخاص که در زنجیره پایگاه اجتماعی موقعیت مشابهی دارند..(کوئن ،1380،ص 276)

- عدالت (Justic): این واژه بیشتر به دو مفهوم بکار می رود الف) حق هر انسان را به او دادن ب) تلافی خطا، خواه از طریق جبران زیان کسی که قربانی خطای دیگری شده است و خواه از طریق مجازات خطا کننده

- عدالت اجتماعی (Social Justic): عدالت اجتماعی یعنی با هر یک از افراد جامعه به گونه ای رفتار شود که مستحق آن است و در جایی قرار داده شود که سزاوار آن است به عبارت دیگر هر شخص بر اساس کار، امکانات فکری و ذهنی و جسمی بتواند از موقعیت های متناسب و نعمات شایسته برخوردار شود.( آقابخشی،1386،ص631)

- علم گرائی (Scientism): علم گرائی که شاید بتوان از آن تعبیر به علم زدگی هم کرد به این معنا است که فقط علم ( تجربی) می تواند همه ی مشکلات زندگی انسان حتی مسائل مربوط به ارزش ها را حل کند.. (گولد،1376ص567)

- علوم اجتماعی (scince(Social : دانشی است که به شناخت علمی پدیده های اجتماعی که درزمان کم و بیش طولانی شکل گرفته می پردازد و شامل رشته هایی همچون جمعیت شناسی ، جامعه شناسی ، مردم شناسی، اقتصاد، حقوق و...می شود..(کوئن ،1380،ص 10-7)

- غرب زدگی (Westomania) : علاقه و شیفتگی مفرط شرقی ها به نهادها ، افکار آداب و رسوم غربی ها و تقلید از آن را غرب زدگی گویند.

( آقابخشی،1386،ص735)

- غرب گرائی(Westernism) : طرز فکر خاصی که به پذیرش هرچه غربی باشد گرایش دارد و از هر چه سنتی و شرقی است بیزار است. ( آقابخشی،1386،ص735)

- فرصت های اجتماعی: موقعیت ها و امکان هایی که جهان های اجتماعی مختلف متناسب با عقاید و ارزشهایی که دارند وآنها را برای برخی تغییرات هویتی و تحرک اجتماعی در اختیار افراد جامعه قرار می دهند فرصت های اجتماعی نامیده می شوند.(پارسانیا ، 1390،ص59)

- فرهنگ(Culture) : مجموعه ای از دانشها ، مهارت ها ، قواعد راهبردها ، عادات، رفتارها، هنجارها،،ممنوعیتها، اعتقادات ، آیین ها ارزشها و دستاوردها است که از نسلی به نسل دیگر تداوم می یابد و باز تولید می شود. ( مورن 1383،ص 384)

-فرهنگ آرمانی (Ideal cultcur): 1- فرهنگ آرمانی یا مطلوب الگوهای رفتاری آشکار و رسما تایید شده می باشد..(کوئن ،1380،ص 62) 2-فرهنگ آرمانی آن بخش از فرهنگ است که مردم یک جامعه از آن جانبداری می کنند و رعایت آن را لازم می دانند.

- فرهنگ باطل : آن بخش هایی از فرهنگ که از نظر علمی و عقلی قابل دفاع نباشد و بر اساس خرافات شکل گرفته باشد را فرهنگ باطل گویند.(پارسانیا ، 1390،ص31)

- فرهنگ پذیری (Hcultcuration): 1- اقتباس عناصر فرهنگی فرهنگ دیگر.(کوئن ،1380،ص 81)

2-فرهنگ پذیری یا پذیرش تغییرات فرهنگی را می توان فرایند تحول فرهنگی تعریف کرد که در جریان آن تماس کم و بیش پیوسته میان دو یا چند گروه فرهنگی متمایز به این نتیجه می انجامد که یک گروه عناصری از فرهنگ گروه یا گروه های دیگر می گیرد. (گولد،1376ص633)

- فرهنگ جهانی  : فرهنگ جهانی یا همگانی عبارت است از الگوهای رفتار یا باورهایی که در همه یا تقریبا همه ی جوامع بشری یافت می شود مانند موسیقی ،دین و....(کوئن ،1380،ص 82)

- فرهنگ حق : آن بخش هایی از فرهنگ که خرد پذیر و یا از نظر علمی صحیح و مطابق فطرت انسان باشد فرهنگ حق نامیده می شود(پارسانیا ، 1390،ص31)

- فرهنگ عامیانه (Folkculture) : فرهنگ عامیانه به شکل خالص ،فرهنگی است که جلوه های رفتاری آن به شدت شخصی ، مبتنی بر عرف و مبتنی برخویشاوندی است و به طورغیر رسمی و سنتی از طریق مقدمات کنترل می شود. (گولد،1376ص437)

- فرهنگ عمومی:  آن بخش از فرهنگ را که مردم یک جامعه درآن اشتراک دارند را فرهنگ عمومی جامعه می گویند.(پارسانیا ، 1390،ص24)

- فرهنگ واقعی/ موجود (Real culture) : آن بخش فرهنگ که عملا بر جامعه حاکم است و مردم به آن عمل می کنند فرهنگ واقعی نامیده می شود. (کوئن،1380،ص62)

- -فرهنگ موافق : خرده فرهنگ های موافق و سازگار با فرهنگ عمومی را خرده فرهنگ موافق می گویند مانند فرهنگ های اصناف مختلف(پارسانیا ، 1390،ص25)

- قانون اساسی (Constitutional ) : قانون اساسی دلالت دارد بر مقررات حقوقی که ساختار و اختیارات سازمان های دولتی یک کشوررا تعیین می کند. (گولد،1376ص648)

- قبیله/ جامعه قبیله ای (Tribe) : قبیله، نظامی از سازمان اجتماعی است که چندین گروه مکانی ( دهکده ها)، دسته ها ، ناحیه ها یا دودمان ها را دربرمی گیرد و معمولا مشتمل بر سرزمین مشترک، زبان مشترک و فرهنگ مشترک است عناصر تشکیل دهنده قبیله ممکن است ازطریق قدرت سیاسی رسمی یا متمرکزی هماهنگ شود یا نشود. (گولد،1376ص656)

- قدرت (Power) : توانایی بالفعل یا بالقوه تاثیر گذاردن بر رفتار یا افکار دیگران.(درسلر،1388،ص437)

- قدرت اجتماعی (Social power) : توانایی فرد در تاثیر( تحمیل) اراده اش بر شخص یا گروهی از اشخاص را قدرت اجتماعی گویند. (کوئن، 1380، ص404)

- کجروی ( Deviance): کجروی را می توان ناهمنوایی با مجموعه هنجارهای معینی تعریف کرد که شمارزیادی از افراد یک اجتماع پذیرفته اند.کجروی از جرم کلی تر است..(گیدنز،1386ص294)

- قوه مجریه(Executive power) : وظیفه اجرای قوانین در جامعه برعهده قوه مجریه است. (پارسانیا ، 1390،ص87)

- قوه قضائیه ( Judicature) : قوه قضائیه یا نظام قضایی عهده دار نظارت بر قوانین است. (پارسانیا ، 1390،ص87)

- قوه مقننه(Legistative power) : وظیفه وضع قوانین در حکومت برعهده قوه ی مقننه یا قانونگذاری است. (پارسانیا ، 1390،ص87)

- کمونیسم / جامعه یا حکومت کمونیستی ( Communism) : به معنای وسیع کلمه، کمونیسم به نظریه یا عمل آن دسته ازمصلحان اجتماعی دلالت دارد که از زندگی در حالت اشتراکی دفاع کرده اند در این گونه زندگی هیچ گونه قید و بندی از لحاظ نظارت اجتماعی وجود ندارد و بهره مندی ازمالکیت و وسایل آسایش و تفریح و...هم برای کل جامعه و هم برای برگزیدگان آن اشتراکی است ( مارکس نظریه پرداز این مکتب فکری ، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است). (گولد،1376ص697)

- کنترل اجتماعی(Social control) : 1- کنترل ( نظارت) اجتماعی دلالت بر این دارد که فرد از حیث اعمال و رفتار خود به واسطه گروه ها اجتماع و جامعه ها که به آن تعلق دارد تابع شروط و دچار محدودیتهایی است. (گولد،1376ص705)2- اجتماعی کردن افراد را از طریق مجازات، کنترل اجتماعی گویند.( رجب زاده ،1389، ص44) 3- کنترل یا نظارت اجتماعی نیرویی است که فرد را تشویق می کند تا به نحوی منطبق با فرهنگ پذیرفته شده رفتار کند و مانع از آن می شود که آنچه ناخوشایند جامعه است را مرتکب شود.(درسلر،1388،ص105)

- مدینه فاضله (Utopia) : اتوپیا، آرمان شهر یا مدینه فاضله، شهری که مردم آن به اموری مشغول و به فضایلی آراسته اند که در نهایت آن شهر را به سوی سعادت رهنمون می سازد. درمدینه فاضله فرهنگ حق حاکم است و اجتماعی سالم و متعادل است و رهبری و زعامت آن را انسان حکیم و کامل بر عهده دارد (  طالب زاده، 1384،ص49(

- مشروعیت(Legitimacy) : 1- مثبت ارزیابی شدن و اعتبار قانونی یافتن نهضت ها و نهادها و حکمرانان سیاسی به واسطه انطباق با نوعی قانون ، اصل یا منبع ایجاد مرجعیت و اقتدار را مشروعیت گویند. (گولد،1376ص783) 2- در اسلام قدرتی مشروعیت دارد که بر اساس شریعت و موافق با حکم خداوند اعمال شود. (پارسانیا ، 1390،ص83(

- مقبولیت( Acceptance) : 1- مدار مقبولیت خواست و اراده کسانی است که قدرت بر آنها اعمال می شود اگر کسی که (جامعه ای که) قدرت بر او اعمال می شود از آنچه انجام می دهد راضی باشد این قدرت مقبولیت دارد.(پارسانیا ، 1390،ص83(

موقعیت اجتماعی : پایگاه

- ملت(Nation) : بزرگترین جامعه انسانی که دارای خاستگاه ، فرهنگ و تاریخ مشترکی است و معمولا به صورت واحد سیاسی جداگانه ای با قلمرو معین و سازمان یافته است( صدری افشار، 1388،ص 2607)

- من اجتماعی(Me) : جنبه ای از شخصیت و هویت فرد که هنجارها و ارزشهای جامعه در آن منعکس است.(کوئن ،1380،ص 126)

- من فردی(I) : جنبه شخصی و منحصر به فرد شخص است که عمدتا فعال و غیر ازعادت است.(کوئن ،1380،ص 126)

- نابهنجار(Abnormal) : آنچه با هنجار یا ارزش کلی مخالفت یا از لحاظ کیفیت با آن متفاوت باشد نابهنجار نامیده می شودو آنچه با مجموعه ضوابط خاص اجتماعی - اخلاقی سازگار باشد بهنجار نامیده می شود. (گولد،1376ص829)

- نژاد پرستی (Racism) : نژاد پرستی نظری است مبتنی بر اینکه رابطه ای میان صفات نژادی و فرهنگی وجود دارد و برخی نژادها ذاتا بر نژادهای دیگر برتری دارند. (گولد،1376ص839) نژاد پرستی معمولا نوعی تعصب و همراه با تبعیض است.(گیدنز،1386ص1011)

- نظام اجتماعی ( Social system) : به مجموعه نقشهای اجتماعی متقابل به هم پیوسته که برای تحقق هدفی مشخص پیوند یافته و به صورت یک واحد یک پارچه در آمده اند نظام اجتماعی گویند، جهان اجتماعی تعبیر دیگری برای نظام اجتماعی است (رجب زاده ،1389، ص37)

- نظام اجتماعی کل (Macro Social system) : بزرگترین واحد اجتماعی است که در برگیرنده ی نظام های دیگر است نظام اجتماعی کل شامل همه روابط موجود در جامعه است(رجب زاده ،1389، ص37)

- نظام اعتقادی(Ideological syste) : نظام اعتقادی جزئی از فرهنگ است که شامل اعتقادات ، باورها، ارزشها و شیوه های استدلال است و انسانها پذیرفتن آنها را برای تعریف آنچه مطلوب و نامطلوب است یاد می گیرند.(درسلر،1388،ص69)

-نظام اقتصادی (Economic system) : مجموعه روابطی که حول تولید یا مبادله کالا و خدمات و براساس قواعد تعیین شده توسط جامعه ( قاعده مالکیت ) شکل می گیرد نظام اقتصادی را بوجود می آورد که شامل نظام تولیدی ، نظام توزیع (بازار) و نظام پولی و بانکی می شود(رجب زاده ،1389، ص74-72)

- نظام سیاسی (political system) :1- مجموعه سازوکارهایی که در نظام اجتماعی برای اعمال سیاست های آن وجود دارد نظام سیاسی را تشکیل می دهد. (پارسانیا ، 1390،ص86)2- به مجموعه به هم پیوسته نقش های سیاسی که با هدف حفظ تعادل نظام اجتماعی شکل گرفته اند و درصورت لزوم می توانند از اجبار فیزیکی ( زور) استفاده کنند نظام سیاسی گویند(رجب زاده ،1389، ص108)

-نظام فرهنگی (Cultural system): به کلیت فرهنگ یک اجتماع اشاره دارد و هنگامی به کار می رود که اجزاء نظام فرهنگی از طریق نوع و درجه ای از وابستگی متقابل وحدت یافته اند و پیوندهای درونی آن ، خصوصیات کل را مشخص ساخته و مرزهای آن را تعریف می کنند. (گولد،1376ص410)

-نهاد اجتماعی (Institution): نظام روابط اجتماعی الگو شده و سازمان یافته ای است که در قالب آن کارکردها و برآوردن نیازهای ضروری فردی و گروهی ممکن می شود.خانواده، سیاست ،اقتصاد ، آموزش و پرورش و دین از مهمترین نهادهای اجتماعی محسوب می شود.(کوئن ،1380،ص 63)

- نهاد فرهنگی (: (Cultural Institution نهاد فرهنگی، نهادی است که که از طریق آموزش و تربیت به فعالیت فرهنگی می پردازد، فرهنگ را تولید می کند و استمرارمی دهد و یا به آن عمق و غنا می بخشد مانند خانواده، رسانه، آموزش و پرورش و آموزش عالی. (پارسانیا ، 1390،ص26)

- هویت (Identity):1- هویت در لغت به معنای هستی وجود و آنچه موجب شناسایی می شود می باشد ( معین، 1371، ص3743)2- هویت در فلسفه به عنوان کیستی انسان به عنوان یک نوع است واو را از سایر پدیده های جهان متمایز می کند3- در روانشناسی هویت عبارت است از احساسی که انسان نسبت به استمرار حیات روانی خود دارد و یگانگی و وحدتی که در مقابل اوضاع و احوال متغییر خارج ، همواره در حالات روانی خود حس می کند.4- در جامعه شناسی هویت عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات فردی و اجتماعی و احساسات و اندیشه های مربوط به آنها که فرد آنها را از طریق توانایی کنش متقابل با خود و دیگران و یافتن تصوراتی از خود به دست می آورد و درجواب سوال « من کیستم؟» ارائه می دهد -- هویت فردی ، هویت جمعی ،بحران هویت، هویت اکتسابی.

- هویت اجتماعی/ جمعی (Sosial Identity): 1- هویت اجتماعی به معنای ویژگی هایی است که از طرف دیگران به یک فرد نسبت داده می شود این ویژگی ها را می توان نشانه هایی تلقی کرد که نشان می دهد هر شخص معینی، اساسا چه کسی است هویت اجتماعی بعد جمعی نیز دارد و نشان دهنده شیوه های همسانی افراد با دیگران است.(گیدنز،1386ص46-45)2- هویت اجتماعی ویژگی هایی است که دیگران به فرد نسبت می دهند.(گیدنز،1386ص 1016 )

-هویت اجتماعی اکتسابی: این بخش از هویت در اثر برخورد و تعامل فعال با محیط اجتماعی حاصل می شود.(پارسانیا ، 1390،ص58)

- هویت اجتماعی انتسابی: این بخش از هویت را انسان ها پس از تولد و به صورت انفعالی در محیط خانواده و غیر آن می پذیرد.(پارسانیا ، 1390،ص58)

- هویت فردی / شخصی (Self Identity): هویت شخصی به معنای فرایند رشد و تکوین شخصی است که از طریق آن معنای یگانه و منحصر به فردی از خویشتن مان و مناسبت مان با جهان پیرامون خود خلق می کنیم، هویت شخصی ما را به عنوان افرادی جدا و مجزا از دیگران متمایز می کند.(گیدنز،1386ص46)

- یکتا پرستی (Monotheism):  یکتا پرستی اعتقاد به یگانگی خدا و پرستش اوست.( صدری افشار، 1388،ص 2948) یکتا پرستی غالبا خاص ادیان بزرگ الهی همچون یهودیت، مسیحیت، اسلام و آئین زرتشت است. (گولد،1376ص928) در جوامع یکتا پرست فرهنگ، ارزشها، هنجارها و عقاید دینی و الهی غالب است و قوانین و ضوابط اجتماعی و اخلاقی این جوامع معمولا از یک متن همچون قرآن و...نشات می گیرد.


منابع و ماخذ:

1- آشوری؛ داریوش، فرهنگ سیاسی، انتشارات مروارید، تهران، 1359

2- آقا بخشی؛ علی و افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، چاپار، تهران، 1386

3- ابهری مجید، مقاله بحران هویت نشریه رسالت، آبان، 1384

4- انوری حسن، فرهنگ بزرگ سخن، انتشارات سخن، تهران ، 1382

5- پارسانیا حمید، جامعه شناسی 2سوم متوسطه، شرکت چاپ و انتشار کتب درسی ایران، تهران، 1390

6- جعفری محمد رضا، فرهنگ انگلیسی - فارسی. نشر ، انتشارات دانشیار، تهران ،1385

7- خرمشاهی ، بهاء الدین( ویراستار)، دانشنامه قرآن پژوهی ، انتشارات دوستان - ناهید، تهران، 1381

8- درسلر، دیوید وهمکاران، جامعه شناسی، ترجمه مهرداد هوشمند وغلامرضا رشیدی،اطلاعات، تهران، 1388

9- رجب زاده ، احمد و همکاران ، مطالعات اجتماعی ، شرکت چاپ و انتشار کتب درسی،تهران 1389

10- ستایش حسن ( ویراستار) جامعه شناسی (1)،شرکت چاپ و انتشار کتب درسی،تهران 1389

11- سلامی ، اسماعیل ، فرهنگ مطبوعاتی ( انگلیس - فارسی) زبانکده، تهران، 1383

12- صدری افشار و همکاران ، فرهنگ نامه فارسی ج3، فرهنگ معاصر، تهران ، 1388

13- طالب زاده حمید ،آشنایی با فلسفه اسلامی، شرکت چاپ و انتشار کتب درسی، تهران 1384

14- کوئن، بروس، مبانی جامعه شناسی، ترجمه عباسعلی تفضلی و رضا فاضل، سمت، تهران،1380

15- گولد، جولیوس، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه محمد جواد زاهدی، انتشارات مازیار، تهران، 1376

16- گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه حسن چاوشیان، نشرنی، تهران، 1386

17- مورن، ادگار، هویت انسانی، ترجمه امیرنیک پی، فائزه محمدی،انتشارات قصیده سرا،تهران، 1383

18- معین محمد، فرهنگ معین ج5، امیر کبیر، تهران، 1375

19- هیلر، جان، فرهنگ ادیان جهان ، گروه مترجمان، و پراسته، ع پاشایی، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب قم ،1386)