آیا ایران در «چرخه اولسونی» گرفتار شده است؟ نگاهی به بحران کنونی از دریچه کتاب «فراز و فرود ملت ها»

یک پیش بینی شگفت انگیز از چهار دهه پیش
کتاب «فراز و فرود ملت ها» نوشته منسر اولسون، اثری است که در دهه ۸۰ میلادی، با دقتی شگفت انگیز، بیماری مزمن بسیاری از جوامع ثروتمند و باثبات را تشریح کرد: جوامعی که با انباشت گروه های ذی نفع خاص و رانت خوار روبرو می شوند، پیچیدگی مقررات و مداخلات بی رویه دولتی افزایش می یابد، کارآفرینی و نوآوری خفه می شود و در نهایت، رشد اقتصادی جای خود را به رکود و بی ثباتی می دهد. این چرخه شوم که «چرخه اولسونی» نام گرفته، امروز نه تنها برای آمریکا و اروپا، بلکه برای تحلیل شرایط ایران نیز آیینه ای تمام نماست.
هسته نظریه: صلح و ثبات، زایش گاه رانت!
نظریه اولسون بر یک پارادوکس متکی است: صلح و ثبات طولانی مدت، به مرور زمان زمینه ساز شکل گیری شبکه ای از «ائتلاف های توزیعی» می شود. این گروه های کوچک اما متمرکز (از انحصارگران اقتصادی تا نهادهای خاص) با لابی گری، قوانین و مقرراتی را به نفع خود و به زیان عموم تصویب می کنند. هزینه این اقدامات به صورت نامحسوس بر دوش کل جامعه می افتد، اما منافع آن نصیب عده ای خاص می شود. اقتصاد به تدریج از پویایی می افتد و مانند رودخانه ای می ماند که سنگ های رانت، مسیر جریان آن را مسدود کرده اند.
نمونه عینی: حذف ارز ترجیحی و تصلب نهادی در ایران
سیاست های اقتصادی اخیر ایران، مانند حذف ارز ترجیحی، را می توان در چارچوب این نظریه تحلیل کرد. نظام چندنرخی ارز و یارانه کالایی، خود زاییده یک شبکه پیچیده از رانت ها و تخصیص های ویژه به گروه های ذی نفع خاص بود. تصمیم به حذف آن، تلاشی برای شکستن این «تصلب نهادی» اولسونی بود. اما مشکل اصلی، نه اصل تصمیم، که عدم آماده سازی بسترها و نبود ضربه گیر اجتماعی قوی است. شوک تورمی ناگهانی و چندبرابر شدن قیمت کالاهای اساسی، فشار را مستقیما بر دوش طبقات متوسط و ضعیف خواهد انداخت، بی آنکه ساختارهای رانت ساز پیشین به طور ریشه ای متحول شده باشند.
پیامد اجتماعی: از رکود اقتصادی تا شکاف و اعتراض
اولسون هشدار می دهد فعالیت این ائتلاف ها نه تنها کارایی اقتصادی را می کاهد، بلکه فضای سیاسی را دچار انشقاق و تفرقه می کند. وقتی شهروندان ببینند قوانین به نفع عده ای خاص تصویب می شود، وقتی ببینند تصمیمات اقتصادی بدون حساب گری برای معیشت آنها گرفته می شود و وقتی فاصله طبقاتی و احساس بی عدالتی تشدید شود، سطح اعتماد عمومی به حکومت فرومی ریزد. اعتراضات کنونی در ایران را می توان تا حد زیادی نشانه ای از همین گسست و نارضایتی عمیق از عملکرد شبکه های توزیعی رانت و تبعیض دانست.
چرا ایران؟ شوک های تاریخی و لوح نیمه پاک
اولسون معتقد است تنها راه برون رفت برخی جوامع از این چرخه، وقوع شوک های بزرگ تاریخی مانند جنگ یا انقلاب است که ساختارهای قدیمی را درهم می شکند (مانند آلمان و ژاپن پس از جنگ). ایران نیز شوک های بزرگی مانند انقلاب و جنگ را تجربه کرده، اما به نظر می رسد لوح نهادی آن هرگز به طور کامل پاک نشده است. بلکه در مواردی، شبکه های جدیدی از توزیع رانت و قدرت بر روی ساختارهای پیشین سوار شده اند. این امر، پیچیدگی و ماندگاری مسئله را دوچندان کرده است.
راه حل اولسون: ضرورت گذار به نهادهای «دامن گستر»
اولسون خود راه حل را در تقویت نهادها و تشکل های دامن گستر می داند؛ نهادهایی که منافع بخش بزرگی از جامعه (مانند کل طبقه کارگر یا تمامی تولیدکنندگان) را نمایندگی کنند، نه یک صنف یا گروه خاص. چنین نهادهایی، از آنجا که سود خود را در گرو رشد و توسعه کل اقتصاد می بینند، در جهت افزایش کارایی، شفافیت و رقابت تلاش می کنند، نه انحصار و رانت جویی. پرسش اساسی برای ایران این است: آیا فضایی برای شکل گیری و تاثیرگذاری چنین نهادهای فراگیر و مستقل وجود دارد؟
درس کتاب برای امروز ایران: فراتر از اقتصاد کلان
«فراز و فرود ملت ها» به ما یادآوری می کند که مشکلات اقتصادی عمیقا ریشه سیاسی و نهادی دارند. درمان تورم و رکود، تنها با دستکاری شاخص های کلان ممکن نیست. این کتاب ما را به نگاهی ژرف تر فرا می خواند: بررسی ساختار قدرت، نحوه شکل گیری قوانین، نقش گروه های فشار و ماهیت نهادهای تصمیم گیر. تا زمانی که انگیزه و توانایی برای شکل گیری ائتلاف های رانت جوی کوچک و تنگ نظر بیشتر از انگیزه کارآفرینی و تولید مولد باشد، چرخه معیوب ادامه خواهد یافت.
دعوت به خوانش: کتابی برای درک ریشه های بحران
خواندن «فراز و فرود ملت ها» برای هرکس که می خواهد فراز و فرود اقتصادی ایران، علل تصلب و ناکارایی مدیریتی، و ارتباط بین رانت، اعتراض و رکود را درک کند، ضروری است. این کتاب یک تئوری خشک اقتصادی نیست؛ روایتگری تاریخی و سیاسی است که با مثال هایی از ژاپن فئودال تا انگلیس عصر صنعتی و آمریکای معاصر، الگویی جهان شمول ارائه می دهد. خواندن آن به ما کمک می کند تا به جای مشاهده روزمره علائم بیماری، به تشخیص صحیح بیماری و جست وجوی درمانی ریشه ای بیندیشیم. برای عبور از چالش کنونی، ابتدا باید نقشه چرخه ای که در آن گرفتار آمده ایم را به درستی بشناسیم.