عبدالجواد فلاطوری؛ فیلسوفی که تشیع را به زبان عقل جهانی ترجمه کرد
عبدالجواد فلاطوری؛ فیلسوفی که تشیع را به زبان عقل جهانی ترجمه کرد
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
در تقویم اندیشه معاصر شیعه، نام هایی هستند که نه فقط با قلم، بلکه با «حضور تمدنی» خود تاریخ ساز شده اند. عبدالجواد فلاطوری از آن دست اندیشمندانی است که مرگش پایان یک زندگی نبود، بلکه آغاز فهم عمیق تری از نقش «عالم دینی در جهان مدرن» به شمار می آید. او نه صرفا یک فقیه بود و نه تنها یک فیلسوف؛ فلاطوری پلی بود میان سنت و تجدد، میان حوزه و دانشگاه، میان قم و کلن، و میان زبان ایمان و منطق عقل جهانی.
عبدالجواد فلاطوری در زمانی پا به عرصه تفکر گذاشت که جهان اسلام بیش از هر زمان دیگر، با پرسش های بنیادین هویتی مواجه بود. پرسش هایی از جنس نسبت دین و عقل، ایمان و علم، شریعت و فلسفه، و اسلام و غرب. بسیاری از متفکران یا در حصار سنت باقی ماندند یا در مواجهه با مدرنیته دچار انفعال شدند؛ اما فلاطوری راه سومی را برگزید: گفت وگوی عالمانه، نقادانه و در عین حال ریشه دار.
او باور داشت که تشیع، گنجینه ای عظیم از عقلانیت، اخلاق و معنویت است؛ اما این گنجینه تا زمانی که به زبان علمی، فلسفی و دانشگاهی عرضه نشود، در جهان معاصر شنیده نخواهد شد. از همین رو، پروژه فکری فلاطوری را می توان «ترجمه تمدنی تشیع» نامید؛ ترجمه ای که نه به معنای ساده سازی، بلکه به معنای ارتقای زبان بیان دین به سطح گفت وگوی جهانی بود.
تاسیس کتابخانه شیعه در دانشگاه کلن، یکی از مهم ترین اقدامات ماندگار اوست. این کتابخانه فقط مجموعه ای از کتاب ها نبود؛ بلکه نماد حضور رسمی، علمی و مستقل تشیع در قلب آکادمیک اروپا به شمار می آمد. در دورانی که اسلام در غرب اغلب از دریچه سیاست، امنیت یا رسانه های سطحی معرفی می شد، فلاطوری تشیع را از مسیر علم، فلسفه و پژوهش وارد دانشگاه کرد؛ مسیری که احترام می آورد، نه ترس، و فهم ایجاد می کرد، نه سوء برداشت.
او با بنیان گذاری آکادمی علوم اسلامی در آلمان، گام دیگری در نهادینه سازی تفکر اسلامی برداشت. این آکادمی محلی برای تربیت پژوهشگرانی شد که هم با میراث اسلامی آشنا بودند و هم زبان و منطق دانشگاهی غرب را می شناختند. فلاطوری به خوبی دریافته بود که آینده اندیشه دینی، نه در انزوا، بلکه در تعامل عمیق و نقادانه با جهان پیرامون رقم می خورد.
از منظر فلسفی، فلاطوری از جمله متفکرانی بود که فلسفه اسلامی را نه یک یادگار تاریخی، بلکه یک ظرفیت زنده برای پاسخ گویی به مسائل جدید می دانست. او به حکمت اسلامی به مثابه نظامی عقلانی نگاه می کرد که توانایی گفت وگو با فلسفه های جدید را دارد، به شرط آنکه درست فهم و درست عرضه شود. از همین رو، آثار و گفتارهای او همواره رنگ و بوی «مسئله محوری» داشت، نه تکرار محفوظات.
در حوزه فقه و اندیشه دینی نیز، فلاطوری از جمود و تقلید کور فاصله داشت. او فقیهی بود که به زمانه خود آگاه بود و می دانست فقه، اگر با عقلانیت، اخلاق و فهم شرایط اجتماعی همراه نشود، کارکرد تمدنی خود را از دست می دهد. نگاه او به فقه، نگاهی پویا و مسئولانه بود؛ فقهی که باید بتواند در جهان جدید، پاسخ گو، گفت وگوگر و الهام بخش باشد.
یکی از وجوه برجسته شخصیت علمی فلاطوری، «اخلاق گفت وگو» بود. او نه در برابر غرب دچار خودباختگی می شد و نه گرفتار غرب ستیزی شعاری. به جای آن، بر کرامت عقل انسانی، احترام متقابل و گفت وگوی مبتنی بر استدلال تاکید داشت. همین رویکرد بود که او را به چهره ای معتبر در محافل علمی اروپا تبدیل کرد و امکان شنیده شدن صدای تشیع را فراهم ساخت.
درگذشت عبدالجواد فلاطوری در سال ۱۳۷۵ خورشیدی، پایانی زودهنگام برای حضوری تاثیرگذار بود، اما میراث فکری او همچنان زنده است. امروز، هرگاه سخن از اسلام دانشگاهی، گفت وگوی بین دینی، یا حضور عقلانی تشیع در غرب به میان می آید، ردپای اندیشه و تلاش های فلاطوری به وضوح دیده می شود.
فلاطوری به ما آموخت که عالم دینی می تواند جهانی بیندیشد، بی آنکه از ریشه های خود جدا شود. می تواند در دانشگاه غربی تدریس کند، اما هویت شیعی خود را نه پنهان، بلکه عالمانه عرضه نماید. می تواند با فلسفه مدرن سخن بگوید، بدون آنکه از حکمت اسلامی فاصله بگیرد. این همان الگویی است که امروز بیش از هر زمان دیگر به آن نیاز داریم.
یاد عبدالجواد فلاطوری، یاد یک فرد نیست؛ یاد یک مسیر است. مسیری که از قم تا کلن، از فقه تا فلسفه، و از ایمان تا عقل امتداد یافت. مسیری که نشان داد تشیع، اگر درست فهم شود، نه فقط متعلق به گذشته، بلکه شریک آینده گفت وگوی تمدن هاست.
...
تبدیل نامه به کتاب و چاپ انواع کتاب شعر،داستان،رمان در انتشارات حوزه مشق
09393353009