طلسم معبد تن ورود به شهر من زندگی.

8 دی 1404 - خواندن 2 دقیقه - 38 بازدید

حس های پنج گانه دروازه های ورودی به شهر من هستند ... و این شهردنیای درون است که از بیرون در ان خبری نیست ...دروازه های ورود به شهر من همان معبد تن است و این طلسم معبد تن همانی است که در ورود به شهر من به او کمک می کنند ...شهر من ایا شهر من باید گفت و یا اینکه ایا فیلسوف محسوب می شود کسی که تاریخ فلسفه را می خواند و این راز است و راز زندگی همین است ... واین که گفتن پایان را باید گفت و یا نه پایان در تاریخ علوم و تاریخ فلسفه پایان چیست و پایان را چگونه باید گفت ... واین فرا رفتن از شهر من و از خود فرا رفتن خود حکمت دیگری است ...و عقل فعال و دیدار با طباع تام در عالم هورقلیا و دیدن همزاد و خورشید طباع تام و عقل فعال که در مواجهه عقل منفعل عقل فعال می شود و قلب را گفته اند چشم دل است و یا چاکرا قلب که در تمامی بدن چاکراهاهستند و پیشانی چاکرا دیگر دارد که اخرین چاکرا است ...نور خورشید فیض افلوطینی ...افلاطون احد واحد و وحدت که همان وحدت وجود است از فیض افلوطینی احد واحد و وحدت وجود وکتاب سبز تالیف دومم هست ...که مقالات در ان کتاب چاپ شده است ...


دکترعلی محمدی ابقلعه ...