چشم انداز راهبردی ایران و چین؛ تبیین چالش ها و ترسیم مسیرهای همکاری آینده

27 آذر 1404 - خواندن 9 دقیقه - 68 بازدید

به گزارش رادیو و تلویزیون چین (CGTN) نخستین نشست از سلسله نشست های تخصصی «چشم انداز راهبردی ایران و چین» با حضور جواد منصوری، سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در چین و علیرضا شاه میرزایی معاون سابق وزارت صنعت-معدن-تجارت ایران، در محل خانه اندیشه ورزان برگزار شد و در این نشست، جایگاه چین در نظم نوین جهانی و الزامات توسعه همکاری های بلندمدت میان ایران و چین مورد بررسی قرار گرفت.

این نشست با هدف ارتقای فهم راهبردی از جایگاه چین در نظم نوین جهانی و بررسی ظرفیت های همکاری ایران و چین در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ژئوپلیتیکی برگزار شد. برگزارکنندگان این نشست تاکید کردند که این برنامه آغازگر سلسله جلساتی است که تلاش دارد با بهره گیری از دیدگاه صاحب نظران و کارشناسان برجسته، شناختی عمیق تر و واقع بینانه تر از تحولات جهانی از منظر چین و نسبت آن با منافع ملی ایران ارائه دهد.

ضرورت شناخت عمیق چین در جهان در حال گذار

جواد منصوری در ابتدای سخنان خود با تاکید بر پیچیدگی تحلیل روابط بین الملل، تصریح کرد که شناخت کشورها، نظام ها و قدرت های جهانی صرفا از طریق بررسی رفتارهای مقطعی یا برداشت های سطحی ممکن نیست. به گفته وی، هرگونه تحلیل راهبردی نیازمند درک عمیق از «ماهیت نظام سیاسی، اهداف کلان، برنامه های بلندمدت، پیشینه تاریخی، مولفه های فرهنگی و منافع ملی» کشورهاست؛ مولفه هایی که به صورت درهم تنیده عمل می کنند و فهم آن ها مستلزم مطالعه و تجربه میدانی است.

سفیر اسبق ایران در چین با اشاره به برخی ضعف های رایج در تحلیل سیاست خارجی، خاطرنشان کرد که قضاوت درباره کشورهایی مانند چین بر اساس تجربه های محدود، برداشت های رسانه ای یا مشاهدات پراکنده، می تواند منجر به خطاهای راهبردی شود. وی تاکید کرد که چین را باید نه به عنوان یک کشور، بلکه به مثابه یک «قاره تمدنی» با تنوع گسترده فرهنگی، قومی، زبانی و جغرافیایی شناخت.

چین؛ قدرت در حال تثبیت در نظم بین الملل آینده

یکی از محورهای اصلی سخنان منصوری، بررسی جایگاه چین در نظم بین الملل در حال گذار بود. وی با اشاره به تحولات ساختاری در نظام جهانی، تصریح کرد که چین، چه مورد پسند بازیگران بین المللی باشد یا نه، در مسیر تبدیل شدن به یکی از اصلی ترین قدرت های جهانی قرار دارد و این واقعیتی است که بسیاری از دولت ها، از جمله کشورهای اروپایی، آن را به رسمیت شناخته اند.

وی با اشاره به سرمایه گذاری گسترده کشورهای غربی در شناخت چین، از جمله اعزام هزاران دانشجو و پژوهشگر به این کشور، خاطرنشان کرد که قدرت های جهانی به خوبی دریافته اند که تعامل موثر با چین بدون شناخت عمیق از ساختارهای فکری، فرهنگی و سیاسی آن امکان پذیر نیست. به گفته او، تجربه کشورهای مختلف نشان می دهد که موفقیت در همکاری با چین، بیش از هر چیز، نیازمند فهم دقیق منطق تصمیم سازی در این کشور است.

تنوع در عین حاکمیت واحد؛ ویژگی متمایز چین

منصوری با اشاره به ساختار داخلی چین، توضیح داد که این کشور متشکل از ده ها استان یا منطقه خودمختار بزرگ با جمعیت هایی بعضا بیش از کل جمعیت ایران است که هر یک ویژگی های فرهنگی، قومی و تاریخی خاص خود را دارند. وی افزود: در عین وجود یک دولت مرکزی قدرتمند و حاکمیت سیاسی واحد، تنوع فرهنگی و اجتماعی در چین بسیار گسترده است و این ویژگی، چین را از بسیاری از کشورها متمایز می کند.

به گفته وی، درک این تنوع برای هرگونه برنامه ریزی سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی در تعامل با چین ضروری است، چراکه الگوی تعامل با پکن لزوما با الگوی تعامل با دیگر مناطق چین یکسان نیست. این واقعیت، اهمیت نگاه چندلایه و غیرکلیشه ای به چین را دوچندان می کند.

نگاه چین به ایران؛ همگرایی تمدنی و منافع مشترک

یکی از بخش های مهم این نشست به تبیین جایگاه ایران در نگاه راهبردی چین اختصاص داشت. منصوری با تاکید بر نگاه مثبت پکن به تهران، تصریح کرد که چین ایران را صرفا به عنوان یک شریک اقتصادی مقطعی نمی نگرد، بلکه به عنوان کشوری با پیشینه تمدنی عمیق، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و ظرفیت های گسترده انرژی و ترانزیت مورد توجه قرار می دهد.

وی افزود: ایران به دلیل قرارگرفتن در چهارراه کریدورهای راهبردی شرق–غرب و شمال–جنوب، نقشی کلیدی در معادلات ترانزیتی و اقتصادی آینده منطقه ایفا می کند. این موقعیت، همراه با منابع انرژی قابل توجه و بازار بزرگ داخلی، ایران را به یکی از بازیگران مهم در محاسبات بلندمدت چین تبدیل کرده است.

اقتصاد مکمل؛ افق همکاری بلندمدت

منصوری با اشاره به تجربه های خود در دوران تصدی سفارت در چین، به مفهوم «اقتصادهای مکمل» میان ایران و چین پرداخت و گفت: چین علاقه مند به تعریف همکاری های پایدار و بلندمدت با ایران است؛ همکاری هایی که مبتنی بر برنامه ریزی، ثبات مدیریتی و چشم انداز مشخص باشد.

وی تاکید کرد که مدل همکاری مطلوب چین، مبتنی بر پروژه های مقطعی و کوتاه مدت نیست، بلکه بر شراکت های راهبردی و پیوندهای ساختاری اقتصادی استوار است. به گفته او، چین در تعامل با شرکای خود به ثبات تصمیم گیری و تداوم سیاست ها اهمیت ویژه ای می دهد و این موضوع، یکی از الزامات موفقیت در روابط اقتصادی با این کشور به شمار می رود.

سیاست خارجی چین؛ عمل گرایی مبتنی بر منافع ملی

در بخش دیگری از نشست، سیاست خارجی چین مورد بررسی قرار گرفت. منصوری با اشاره به رویکرد عمل گرایانه پکن، تصریح کرد که چین در روابط خارجی خود، برای هر کشور «پرونده ای مستقل» تعریف می کند و تلاش دارد روابط خود با بازیگران مختلف را بدون پیوندزدن آن ها به یکدیگر مدیریت کند.

به گفته وی، چین در عین حفظ روابط گسترده با قدرت های جهانی و منطقه ای، از ورود به منازعات ایدئولوژیک پرهیز می کند و تمرکز خود را بر توسعه اقتصادی، ثبات داخلی و گسترش نفوذ نرم و اقتصادی قرار داده است. این رویکرد، بخشی از راهبرد کلان چین برای ایفای نقش موثرتر در نظم بین الملل آینده محسوب می شود.

آینده چین؛ از تولید انبوه تا فناوری پیشرفته

دکتر منصوری همچنین به تحولات راهبردی اقتصاد چین اشاره کرد و گفت: چین بر اساس برنامه های بلندمدت خود، در حال حرکت از اقتصاد مبتنی بر تولید انبوه کالاهای مصرفی به سمت اقتصاد دانش بنیان، فناوری های پیشرفته و صادرات دانش فنی و نیروی متخصص است.

وی افزود: این تحول، فرصت های جدیدی برای کشورهایی مانند ایران فراهم می کند تا با تعریف پروژه های مشترک در حوزه های فناوری، زیرساخت، انرژی و ترانزیت، جایگاه خود را در زنجیره ارزش همکاری با چین ارتقا دهند.

ضرورت سرمایه گذاری در شناخت متقابل

در جمع بندی مباحث، منصوری بر ضرورت سرمایه گذاری هدفمند در حوزه شناخت چین تاکید کرد و پیشنهاد داد که مطالعات چین شناسی، تعامل مستقیم با نخبگان چینی و گفت وگوهای کارشناسی مستمر، به عنوان پیش نیازهای اصلی توسعه روابط راهبردی مورد توجه قرار گیرد.

وی همچنین با معرفی چند منبع معتبر مطالعاتی درباره چین، بر اهمیت بهره گیری از تجربیات دیپلمات ها و کارشناسانی که به صورت میدانی با چین کار کرده اند، تاکید کرد و این امر را شرط لازم برای ارتقای کیفیت تصمیم سازی در سیاست خارجی دانست.

شاخص ارزیابی روابط راهبردی ایران و چین

در بخش دیگری از این نشست، علیرضا شاه میرزایی معاون سابق تجارت وزارت صمت با نگاهی انتقادی به وضعیت موجود روابط ایران و چین، تاکید کرد همکاری دوجانبه ایران و چین هنوز به سطح راهبردی نرسیده است. وی افزود: «برخی سفرای سابق ایران در چین و مدیران وزارت خارجه ادعا می کنند که روابط با چین در عالی ترین سطح قرار دارد درحالیکه بیان چنین جملاتی، فراتر از تعارفات دیپلماتیک، نیاز به شاخص ارزیابی دارد. مثلا اینکه بگویند چند درصد از درآمد صادراتی کشور از چین است، شاخص مناسبی نمی باشد چون بیانگر اقتصاد نفتی ماست».

علیرضا شاه میرزایی با تصریح اینکه ادعای «روابط راهبردی در سطح عالی» زمانی معنا پیدا می کند که با شاخص های عینی مانند «میزان سرمایه گذاری مستقیم چین در ایران» سنجیده شود، افزود: نبود برنامه مشخص و تغییرات زیاد مدیریتی در کشور که معمولا با گسست و عدم انتقال تجارب همراه است، از مهم ترین عوامل بازدارنده سرمایه گذاری چینی در اقتصاد ایران است. به گفته شاه میرزایی، مقایسه حجم سرمایه گذاری چین در ایران با کشورهایی همچون پاکستان یا برخی کشورهای آفریقایی، به روشنی از وجود یک خلا جدی در روابط اقتصادی دو کشور حکایت دارد؛ خلای که تنها با اصلاحات نهادی، تعریف پروژه های مشخص و ایجاد اطمینان بلندمدت برای طرف چینی قابل جبران خواهد بود.

جمع بندی

نشست «چشم انداز راهبردی ایران و چین: چالش ها و راهکارها» با تاکید بر ضرورت نگاه واقع بینانه، بلندمدت و مبتنی بر شناخت عمیق به روابط تهران–پکن، تصویری جامع از فرصت ها و الزامات همکاری میان دو کشور ارائه داد. سخنان دکتر جواد منصوری نشان داد که آینده روابط ایران و چین، بیش از هر چیز، به میزان درک متقابل، انسجام در سیاست گذاری و تعریف منافع مشترک پایدار وابسته است؛ مسیری که می تواند در صورت توجه راهبردی، به یکی از ارکان مهم سیاست خارجی و توسعه اقتصادی ایران در دهه های آینده تبدیل شود.


تهیه کننده گزارش: رستم ضیائی، پژوهشگر دیپلماسی اقتصادی ایران


رستم ضیائی