هوش مصنوعی؛ فرصت یا تهدیدی پنهان برای سواد رسانه ای نسل جدید؟
در سال های اخیر، گسترش ابزارهای هوش مصنوعی مولد، شیوه مواجهه انسان با اطلاعات را دگرگون کرده است. نوجوان امروز، برخلاف نسل های گذشته، نه فقط مصرف کننده رسانه بلکه تولیدکننده پیام با اتکا به ماشین های هوشمند است؛ ماشین هایی که قادرند در چند ثانیه متن، تصویر، خبر، تحلیل و حتی روایت تاریخی بسازند. این تحول اگرچه ظرفیت یادگیری را افزایش می دهد، اما پرسش مهمی را پیش روی نظام آموزشی قرار می دهد: در جهانی که ماشین می تواند به جای انسان بیاندیشد، نقش سواد رسانه ای دقیقا چیست؟
از یک سو هوش مصنوعی می تواند به آموزش رسانه ای کمک کند؛ چون امکان تحلیل نمونه های متنوع پیام، شبیه سازی موقعیت های رسانه ای و تمرین داوری انتقادی را فراهم می آورد. دانش آموز می تواند تفاوت روایت صحیح و روایت دستکاری شده را در تعامل با مدل های هوشمند تجربه کند، و این تجربه از هر توضیح نظری قوی تر است. اما از سوی دیگر، همین فناوری می تواند به بزرگ ترین تهدید سواد رسانه ای تبدیل شود؛ زیرا مرز میان واقعیت و ساخته هوش مصنوعی روزبه روز کم رنگ تر می شود. بسیاری از دانش آموزان، بدون آن که مهارت تشخیص اصالت پیام را داشته باشند، به محتوای تولیدشده توسط AI اعتماد می کنند و این اعتماد بی محابا، خطر تربیت نسلی کم تحلیل را افزایش می دهد.
به همین دلیل، نگاه تربیتی به هوش مصنوعی باید دوگانه باشد: «استفاده همراه با مراقبت». نه باید آن را کنار گذاشت و نه باید بی قید از آن بهره برد. مربی امروز باید به دانش آموز یاد بدهد که هر پیام—even پیام تولیدشده توسط یک مدل هوشمند—نیازمند پرسشگری است. دانش آموز باید بداند که قدرت تحلیل، محصول پرسیدن است نه پذیرفتن.
در نهایت، آینده سواد رسانه ای در گرو آن است که هوش مصنوعی را نه جایگزین تفکر، بلکه آینه ای برای تقویت تفکر انتقادی بدانیم. مدرسه ای که این نگاه را بپذیرد، نسلی آگاه تر، دقیق تر و مسئول تر تربیت خواهد کرد.