سعید کیوان پور:شیرانی بیدآبادی
361386 : Researcher ID نویسنده و پژوهشگر مبانی جرم شناسی و روانشناسی اجتماعی Author and resear
213 یادداشت منتشر شدهتکریم ریایی و بوسیدن دست زن زحمت کش کارگر توسط یک کارآفرین؟؟

تکریم ریایی:
حسن برخورد اجتماعی و رعایت ادب در معاشرت های عمومی یکی از عوامل مهم و موثر در خوشبختی و سعادت انسانها است . اما در این خصوص باید گفت : که احترام به دیگران و تکریم این و آن باید با انگیزه وظیفه شناسی و در حدود موازین شرعی و معیارهای اخلاقی جامعه باشد. چه اگر از حد خود تجاوز کند و به زیاده روی و افراط و نمایشی گرایش یابد ممکن است به اهانت و تحقیر دیگران منجر شود ؛ یا رنگ چاپلوسی و تملق به خود بگیرد ، یا آنکه به ریا و خودنمایی آلوده گردد. در جهان امروز بر اثر ضعف ایمان و کاهش ارزشهای معنوی توجه اکثر مردم به مادیات معطوف گردیده و از معنویات غافل شده اند. به همین جهت خودنمایها و ریاکاریها که هم اکنون در امور مادی و شئون دنیوی مشاهده می شود به مراتب بیشتر از ریاکاری در عبادت و مظاهر دینی است. گاهی در جامعه اشخاصی یافت می شوند که به انگیزه خودنمایی خانه ریا می سازند تا به این وسیله خویشتن را به مردم بنمایانند ، قدرت مالی خود را به رخ دگران بکشند ، برتری و تفوق خویش را اثبات کنند ، و نزد مقامات و مردم جامعه به افتخار شخصیتی نائل گردند ، غافل از آنکه این کار در نهایت به زیانشان تمام می شود و برای آنان تیره روزی و بدبختی ببار می آورد . گاهی افراد سست عنصر برای آنکه در جامعه حسن شهرتی کسب کنند و به هدفهای غیر مشروع خویش دست یابند ، دام تزویر و ریا می گسترانند ، و سیمای دین داران واقعی به خود می گیرند. با عبادات و معاشرتهاشان فریبنده و دروغین اعتماد و اطمینان مردم را به خویشتن جلب می کنند و از این راه زمینه تجاوز به اموال و حقوق مردم را برای خود مهیا می سازند .
ریاکاری و مردم فریبی عملی است غیر طبیعی و بر خلاف فطرت و حرکت غیر طبیعی قابل دوام نیست و نمی تواند برای همیشه پایدار بماند ، از این رو کسانی که برای اغفال مردم راه مکر و خدعه در پیش می گیرند بر خلاف افراد باایمان ، دلی نامطمئن و ضمیری نا آرام دارند . این فریبکاران که از وضع واقعی خود به خوبی آگاهند و می دانند که گفتار و رفتارشان با اندیشه و افکارشان فرق دارد همواره آشفته خاطر و نگرانند ، خود را در معرض خطر می بینند و خائفند از اینکه روزی سرشان آشکار گردد ، پرده ی رازشان دریده شود ، جامعه به دورویی و نفاقشان پی ببرد ، و موجبات رسوایی و نفاقشان فراهم آید . آیا انسان عاقل به چنین اعمال ناپسند و خطرناکی دست میزند ؟ ریاکاران عاشق تحسین و تمجیدند و هدفشان در نیکوکاری و اداء تکالیف دینی و انسانی ، جلب عواطف دگران و نفوذ در افکار این و آن است و توجهی به وظایف انسانی و اطاعت و اوامر الهی ندارند . اینان کار خیر را به شرطی انجام می دهند که در جامعه منعکس شود ، مردم آنان را ببینند و یا لااقل خبرش را بشنوند ، و در غیر این صورت پاکی و نیکی را مهم نمی شمرند و در مقابل کارهای خوب و بد بی تفاوتند. در هر صورت ، ریاکاری ، نفاق است و منشاء روانی نفاق حقارت باطنی و خواری درونی است . افراد منافق در گفتار و رفتارشان تصنع می کنند و خویشتن را غیر از آنچه هستند جلوه می دهند برای آنکه از این راه تا اندازه ای کمبود خود را جبران نمایند و از ناراحتی و رنج روحی خویش بکاهند . ناگفته نماند که غلبه بر هوی و مسخر ساختن حب جاه کاری بس دشوار و مشکل است . کسانی که ایمان کامل دارند قادرند به اتکاء خداوند نفس سرکش را مهار کنند. با نیروی اراده و تصمیم ، اندیشه ی خودنمایی را از صفحه خاطر بزدایند و در خلوت و جلوت کارهای خیر و تکریم را در کمال خلوص و به منظور وظیفه شناسی و اطاعت از اوامر الهی انجام دهند . ولی افرادی که فاقد ایمان کاملند موقعی که در مقابل دگران و پیش چشم این و آن به کار خیری دست می زنند اغلب به انحراف فکری می گرایند ، دچار آلایش درونی می شوند. اندیشه ریا در نهادشان بیدار می گردد ، صفای باطن و خلوص نیتشان از میان می رود و نمی توانند وظایف انسانی و معنوی را با نیتی پاک و ضمیری منزه به پایان برسانند . با توجه به عمیق بودن این یاداشت که توسط سعید کیوان پور:شیرانی بیدآبادی نگاشته شده است ، در همین راستا👇👇
عصر ایران در انتشار خبری مبنی بر کارفرمایی که اخیرا دست خانم کارگر نامحرمش را جلوی دوربین و بین جمع می بوسد ! چنین میگوید:

بوسه هیستریک / نمایشی از اخلاق نمایی:
، کارآفرینی که دوست دارد دیده شود، در برابر دوربین دست زن کارگرش را می بوسد؛ حرکتی که در ظاهر نشانه مهربانی است ، اما در واقع زن را در وضعیت شرم ، انفعال و ناتوانی واکنش قرار می دهد. او را از انسان به "صحنه" تبدیل می کند، به بخشی از اجرای خود. این بوسه نه از سر احترام بلکه از سر میل به نمایش خویشتن است ؛ همان خودشیفتگی پنهانی که در قالب انسان دوستی بروز می کند.
در هر جامعه ای، احترام به دیگری تابع آداب اجتماعی، فاصله گذاری انسانی و رعایت شان فردی است. وقتی مردی در موقعیت قدرت چه اقتصادی و چه رسانه ای، بدن یک زن را در مقابل دوربین لمس میکند و آن را محبت می نامد، در واقع یکی از بنیادی ترین اصول روابط انسانی را نقض کرده است .
این رفتار ظاهرا عاطفی، در عمق خود ضد آداب اجتماعی و ضد اخلاق انسانی است.
زن را به پروژه ای برای تایید مردانه تبدیل می کند و از او ابزار عاطفی برای برساختن تصویری مهربان از کارفرما می سازد. جامعه ی ما درگیر نوعی "اخلاق نمایی عمومی" است ، اخلاقی که در قالب ژست های بیرونی، سخنرانی های پر طمطراق و رفتارهای رسانه ای ظاهر می شود اما از درون تهی است. همانطور که بعضی با صدای بلند از عدالت حرف می زنند اما در زندگی روزمره کوچکترین نشانی از انصاف ندارند، بعضی هم از عشق به کارگر می گویند ولی ولی رفتارشان بوی تحقیر و نمایش می دهد.
ستایش دیگران وقتی جلوی دوربین انجام می شود ، بیش از آنکه ستایش دیگری باشد ، خودستایی است. در این میان لحن و حالت این کارآفرین نیز نشانه ای از همان نگاه از بالا به پایین است ، لحنی پدرانه که می خواهد "ببخشد" تشویق کند "و الگو بسازد" اما در عمل فاصله خود را با کارگر حفظ می کند. او با این بوسه نه دیوار فاصله را فرو می ریزد، بلکه آن را پررنگ تر می سازد ؛گوئی می گوید من آنقدر بزرگم که می توانم خم شوم، اما همین خم شدن نیز بخشی از خودنمایی است .
مسئله البته فقط در یک فرد خلاصه نمی شود. آنچه در سطح اجتماعی نگران کننده تر است ، ورود دستگاه قضایی به چنین موضوعاتی است. این که دادستانی محل مورد نظر به سرعت واکنش نشان می دهد و از احتمال "لمس نامحرم" سخن می گوید. نشانه ای از جابجایی خطرناک اولویت هاست. در کشوری که فساد اقتصادی، تورم ، فقر ، بیکاری و بحران معیشت میلیون ها نفر را درگیر کرده ، تمرکز بر اینگونه اتفاقات رسانه ای بیشتر به طنز تلخ می ماند تا نشانه حساسیت اخلاقی .
دادستانی اگر قرار است وارد شود باید در دفاع از زن کارگر وارد شود، نه برای برسی یک بوسه . باید از او بپرسد ؟ حقوق او چقدر است ؟ آیا بیمه دارد ؟ امنیت شغلی اش تضمین شده ؟ آیا محیط کارش از آزار کلامی و جنسیتی مصون است ؟ اینها پرسش های واقعی هستند ، نه آن ژست های اخلاقی که فقط سروصدا دارند و هیچ تغییری در زندگی مردم ایجاد نمی کنند. در جامعه ای که تصویر جایگزین واقعیت شده است، بسیاری از چهره ها می کوشند با نمایش های احساسی، کمبودهای اخلاقی خود را جبران کنند . از بوسیدن دست کارگر گرفته تا سخنرانی در باره فقر و قنائت، همه در خدمت دیده شدن است . این رفتارها در سطح نمادین ، بازتاب همان "اخلاق نمایشی" است که جامعه را از درون فرسوده می کند؛ اخلاقی که نه بر برابری و کرامت انسان. بلکه بر صحنه آرایی و تاثیر لحظه ای بنا شده است. مسئله این نیست که کسی به کارگرش علاقه دارد بلکه این است
که عاطفه ، جایگزین عدالت شده است. ما به جای اصلاح ساختارها، به نمایش های احساساتی پناه می بریم ، به جای ساختن جامعه ای که در آن زن کارگر بتواند با امنیت و عزت کار کند، ترجیح می دهیم از او تصویری رمانتیک بسازیم تا وجدان جمعی را تسکین دهد .
چنین رفتارهایی بیش از آنکه احترام بیافریند ، تحقیر تولید می کند. زیرا احترام واقعی در هم سطح شدن است نه در بوسه نمایشی از موضع بالا و تا زمانی که جامعه ما میان انسان و تصویر، میان اخلاق و نمایش، میان عدالت و احساس، این مرزهای ناپیدا را تشخیص ندهد، نه از حرمت زن دفاع خواهد شد، نه از شان کارگر.
به مراتب در همین خصوص "فاطمه قاسمی" کنشگر اجتماعی و فعال حقوق زنان هم در سایت همشهری : این رفتار را نمونه ای از پنج تجاوز به حقوق زن و خانواده توصیف کرده است :
۱_ تجاوز به عفت و پاکی زن با لمس اجباری :
۲_ تجاوز به حدود الهی :
۳_ تجاوز به قانون :
۴_ تجاوز به زنانگی زن با ستایش کار اجباری و طاقت فرسای خارج از خانه :
۵_ تجاوز به حقوق کودکان در بهره مندی از مهر مادران :
سرکار خانم قاسمی تاکید می کند که نمایش این ویدئو، نه تنها الگوی توانستن و موفقیت برای زنان نیست بلکه بازتاب غربزدگی، فشارهای اقتصادی و تفکر سرمایه داری است که ارزشهای انسانی و حقوق زنان را تحت تاثیر قرار داده است .