چگونه می توان آموزش ریاضی را از یک مهارت محاسباتی به یک نگرش ذهنی و خلاقیت محور تبدیل کرد؟
ریاضی در بسیاری از نظام های آموزشی، به ویژه در دوره ابتدایی، غالبا به عنوان مجموعه ای از قواعد و محاسبات عددی شناخته می شود. این نگاه سنتی باعث می شود دانش آموزان ریاضی را تنها معادل با حل تمرینات مکانیکی و تکراری بدانند، در حالی که جوهره واقعی ریاضیات، پرورش ذهن خلاق، توانایی تحلیل و قدرت کشف روابط پنهان میان مفاهیم است. برای عبور از این رویکرد محدود، نیازمند بازاندیشی در شیوه های تدریس هستیم؛ رویکردی که ریاضی را از سطح مهارت محاسباتی به سطح نگرش ذهنی و خلاقیت محور ارتقا دهد.
از نگاه من، این تحول زمانی آغاز می شود که معلم ریاضی بتواند کلاس را از فضای «پاسخ درست» به فضای «پرسش خلاقانه» هدایت کند. به جای تاکید صرف بر رسیدن به جواب نهایی، باید فرایند اندیشیدن، کشف و حتی اشتباه کردن در کانون توجه قرار گیرد. تجربه شخصی من، عرفان ابراهیمی، در برگزاری کلاس های خصوصی و گروهی ریاضی در آموزشگاه ها نشان داده که وقتی دانش آموزان فرصت پیدا می کنند روش های متفاوت برای حل یک مسئله ارائه دهند، علاقه و اعتمادبه نفس آن ها به شکل محسوسی افزایش می یابد. در برخی جلسات، من عمدا مسئله ای را طوری طراحی می کردم که چندین مسیر حل داشته باشد؛ مشاهده می کردم که دانش آموزان با شور و هیجان به مقایسه ی راه حل های یکدیگر می پردازند و این خود به یادگیری عمیق تر آن ها کمک می کرد.
همچنین، استفاده از بازی های فکری، پازل ها، و فعالیت های گروهی در کلاس هایم نقش مهمی در تغییر نگرش دانش آموزان داشت. برای مثال، در یکی از کلاس های گروهی، به جای تمرین مستقیم کسرها، از بازی تقسیم خوراکی ها بین گروه ها استفاده کردم. همین تجربه ساده باعث شد دانش آموزان مفاهیم پیچیده تری مثل نسبت و تناسب را بسیار راحت تر درک کنند. این نوع تجربه ها برای من ثابت کرد که آموزش ریاضی می تواند به جای ایجاد اضطراب، تبدیل به یک تجربه لذت بخش، کشف محور و خلاقانه شود.
برای تحقق این تحول، لازم است معلمان:
- بر فرایند اندیشیدن تاکید کنند، نه فقط بر پاسخ نهایی.
- از روش های فعال و مشارکتی مثل بحث گروهی، پروژه های کوچک و بازی های آموزشی بهره ببرند.
- پیوند ریاضی با زندگی واقعی را به دانش آموزان نشان دهند تا حس کاربردی بودن یادگیری در آن ها تقویت شود.
- فضای کلاس را به محیطی برای جرئت پرسشگری و تجربه ی خطا تبدیل کنند.
در نهایت، ریاضی نه یک دیوار بلند برای عبور، بلکه پلی برای اتصال تفکر منطقی و خلاقیت انسانی است. اگر آموزش ریاضی در مدارس ما بر پرورش ذهنیت خلاق و جستجوگر متمرکز شود، می تواند به جای ترس و اجبار، شور یادگیری و لذت کشف را در دانش آموزان بیدار کند.