مجتبی دشتی
41 یادداشت منتشر شدهطلاق و آسیب های آن

طلاق از حقوق زوجین است که مزایا و معایبی دارد و اگر ماندن در رابطه به هر علتی دشوار یا نشدنی باشد، طلاق می تواند توصیه درستی باشد. اما اگر بتوان رابطه را ترمیم کرد، طلاق بهترین راه حل نخواهد بود. بنابراین قبل از هر اقدامی، پیشنهاد می شود با کمک گرفتن از زوج درمانگر که در حل اختلافات زوجین دارای تخصص می باشد، اقدام به ترمیم رابطه کنید.
طلاق در اغلب مواقع مشکلاتی را برای خانواده ها ایجاد می کند. این آثار مخرب تنها بر یکی از طرفین تاثیر نمی گذارد. بلکه هر دو طرف، فرزندان و خانواده های آنها را نیز تحت شعاع قرار می دهد. با توجه به تبعات طلاق و مسائل و مشکلات بعدی آن، در این مطلب قصد داریم در مورد آسیب های طلاق، صحبت کنیم.
آسیب های بعد از طلاق طیف وسیعی از مسائل روانی، اجتماعی، و اقتصادی را شامل می شود که در مردان و زنان متفاوت است. از جمله این آسیب ها می توان به افسردگی، اضطراب، تنهایی، انزوای اجتماعی، مشکلات مالی، کاهش اعتماد به نفس، و دشواری در ازدواج مجدد اشاره کرد. همچنین کودکان طلاق با الگوهای رفتاری نامناسب و مشکلات روحی و اجتماعی مواجه می شوند.
آسیب های روانی
افسردگی و اضطراب:طلاق با احساسات شدید غم، خشم، و ناامیدی همراه است که می تواند منجر به افسردگی و اضطراب شود.
کاهش اعتماد به نفس:به ویژه زنان ممکن است با کاهش اعتماد به نفس به دلیل برچسب های اجتماعی و قضاوت ها مواجه شوند.
تنهایی و انزوای اجتماعی:زوجین ممکن است احساس تنهایی کرده و از دوستان و خانواده فاصله بگیرند.
ترس از آینده:دوری از یک شریک عاطفی وابستگی ایجاد شده را از بین برده و ترس از تنها شدن و آینده را به همراه دارد.
احساس گناه:فردی که احساس می کند در جدایی نقش بیشتری داشته، ممکن است دچار احساس گناه شود.
آسیب های اجتماعی
قضاوت اجتماعی:در برخی جوامع، افراد مطلقه، به ویژه زنان، با قضاوت و تبعیض مواجه می شوند.
قطع ارتباط خانوادگی:تغییرات در روابط خانوادگی و دوستان پس از طلاق، به انزوا منجر می شود.
آسیب های مرتبط با کودکان
الگوبرداری نامناسب:کودکان ممکن است با الگوهای رفتاری نامناسبی مواجه شوند و در درک نقش های خانوادگی دچار سردرگمی شوند.
هزینه های مالی: جابجایی بین دو خانه و نیاز به خرید لوازم ضروری جدید، هزینه های پیش بینی نشده ای را به خانواده ها تحمیل می کند.
آسیب های اقتصادی
مشکلات مالی: به ویژه برای زنانی که از نظر اقتصادی به همسر وابسته بوده اند، طلاق می تواند مشکلات مالی شدیدتری ایجاد کند.
راهکارهای مقابله با آسیب های طلاق
مشاوره تخصصی:مراجعه به مشاور می تواند به فرد در کنار آمدن با احساسات و چالش های بعد از طلاق کمک کند.
حمایت اجتماعی:ایجاد و حفظ روابط سالم با خانواده و دوستان می تواند به کاهش احساس تنهایی و انزوا کمک کند.
مراقبت از سلامت روان:به دلیل شیوع افسردگی و اضطراب پس از طلاق، توجه به سلامت روان، از جمله بروز دادن احساسات و نوشتن خاطرات، ضروری است.
خودشناسی:پرداختن به خودشناسی و شناخت نیازها و علاقمندی ها می تواند به فرد در شروع مجدد و انتخاب های آینده کمک کند.
طلاق چه آسیب هایی را به زنان وارد می آورد؟
1. مسئولیت های زنان پس از طلاق افزایش می یابد.
طلاق در زنان باعث می شود که آنها به اجبار هزینه های بیشتری را برای تامین مایحتاج زندگی، منزل، تفریحات، تحصیل فرزندان و موارد دیگر بپردازند. با توجه به شرایط اقتصادی کشور، اگر زن شغلی آبرومند و با حقوق مناسب داشته باشد، توان مدیریت تقریبی هزینه ها را خواهد داشت، اما وضعیت در صورتی دشوار می شود که زن از لحاظ مالی مستقل نباشد.
خصوصا که در ایران شغل های دولتی زیادی وجود ندارد و زن می بایست اکثر اوقات در سازمان های خصوصی مشغول به کار شود که آنها نیز معمولا از حقوق و امنیت شغلی چندانی برخوردار نیستند. از سوی دیگر، متاسفانه با توجه به فقر فرهنگی موجود در برخی از افراد جامعه، در مواقعی دید جامعه نسبت به زنان مطلقه دارای نقص هایی است که می تواند برای زنان مطلقه مشکلات زیادی را ایجاد کند.
2. طلاق باعث ایجاد مشکلات روانی و افسردگی می شود.
احساس گناه، افسردگی و اضطراب شایع ترین مشکلات روانشناختی زنان بعد از طلاق است. زنان بعد از طلاق ممکن است خود را دلیل شکست زندگی مشترک بدانند و این مسئله در صورتی که زنان شروع کننده طلاق باشند و اگر فرزندی هم داشته باشند تشدید خواهد شد.
روانشناسان اظهار نظر می کنند که طلاق در زنان باعث ایجاد بحرانی عاطفی شده و پس از گذشت زمان ابعاد موضوع گسترده شده و باعث بروز مشکلات حادتر می شود. هر چند که این مورد به روحیات فرد، اتفاقات گذشته، حمایت خانواده، حمایت های اجتماعی و موارد بسیاری بستگی دارد، اما اکثر اوقات زمان بسیاری طول می کشد که فرد بتواند به زندگی عادی خود برگرد.
3. مشکلات مالی زنان پس از طلاق.
متاسفانه یکی از مشکلات زنان ایرانی که جای تامل دارد، عدم استقلال مالی است. وقتی که طلاق در زنان اتفاق می افتد، زن از آینده مبهم خواهد ترسید و احساس کاهش امنیت خواهد داشت. چرا که در باور عموم، مرد مدیریت یک زندگی را بر عهده دارد. همچنین در صورتی که زن از نظر مالی به همسر خود وابسته باشد، مشکلات وی گستردگی بیشتری خواهند داشت و به همین علت ممکن است که وی در معرض ابتلا به مشکلات روحی و افسردگی نیز قرار گیرد.
در بخش بزرگی از جامعه ایرانی، زنان خانه دار بوده و درآمدی ندارند. نتیجتا آنها تا قبل از طلاق به همسر خود وابسته بوده اند و در صورتی که زنان، بدون تخصص، مهارت و شغل باشند دچار مشکل در تامین معیشت خواهند شد. وقتی که خانواده زن حمایتی از او نداشته باشد و حضانت فرزندان بر عهده زن باشد، این مشکل گسترده تر می شود. پیشنهاد آن است که زنان با تحصیل و کسب مهارت، استقلال مالی داشته باشند یا دستکم با داشتن تحصیلات مناسب و مهارت های فنی کافی، خود را برای چنین روزی آماده کنند.
4. امنیت اجتماعی زنان به خطر می افتد.
مشکلی که در جامعه ایران وجود دارد آن است که برای زنان مطلقه محدودیت های اجتماعی زیادی وجود دارد و نگاه برخی افراد نسبت به آن ها نگاهی جنسی و نامناسب است. همچنین ممکن است که برای ادامه تحصیل، شغل، خانه و شروع یک رابطه جدید به مشکل برخورد کنند. با آسیب های طلاق در زنان همراه باشید.
5. زن توسط خانواده طرد می شود.
ضدفرهنگ بسیار بدی در طلاق در زنان که در برخی از خانواده های ایرانی وجود دارد، دید بسیار بد نسبت به طلاق دختر خانواده است. آن ها دید بدی نسبت به طلاق دخترانشان دارند و به همین علت پس از طلاق از خانواده طرد می شوند. این مشکل وقتی گسترش پیدا می کند که زن با چالش های دیگری همچون عدم استقلال مالی و دارا بودن فرزند دست و پنجه نرم می کند.
6. هویت فردی و اجتماعی زن کاهش پیدا می کند.
متاسفانه یکی از پیامدهای حائز اهمیت طلاق در زنان این است که بسیاری از افراد جامعه و به خصوص جوامع سنتی تر، موقعیت یک زن را با موفق بودن یا عدم موفقیت وی در ازدواج می سنجند و در صورتی که زن فعالیت های تجاری خوب و تحصیلات عالیه داشته باشد یا در امور علمی، اجتماعی، کسب و کار و هر مورد مهم دیگر، موقعیت خوبی داشته باشد، بازهم قضاوت بسیاری از افراد در مورد وی می تواند منفی باشد.
این منفور بودن اجتماعی پیامدهای بزرگی را برای زنان به وجود خواهد آورد و آنها مواردی همچون انزوا، کاهش حمایت های اجتماعی، کاهش دایره ارتباطات، طردشدگی، احساس کاهش امنیت و قضاوت های بیجا در مورد گذشته را مشاهده می کنند. البته همیشه بدین شکل نیست و مسلما افراد بسیاری نیز وجود دارند که سطح تفکراتشان متفاوت است.
آسیب های طلاق در مردان چیست؟
شاید خیلی ها بگویند که مردها قوی هستند و عواطف آن ها به اندازه زنان آسیب نمی بیند. این تفکر اشتباه است چرا که طبق گفته های مشاوران خانواده، پس از فرایند طلاق، مرد دچار مشکلات زیادی می شود. مهم ترین آنها افسردگی، ناامیدی، کاهش اعتماد به نفس، ناامیدی از توانایی های فردی، کاهش پذیرش شخصیت فردی و کاهش اعتماد به نفس ناشی از مقبول نبودن ظاهری هستند.
متاسفانه مشکلات روحی که در مردان شکل می گیرند، گستردگی بالایی داشته و به صورت پنهان رخ می دهند. این اصلا خوب نیست به این دلیل که همانند سم بدن مرد را آلوده و وی را بیمار می کند. از آنجایی که بیشتر مردان، حاضر به مراجعه به روانشناس و مشاور نیستند، این احتمال وجود دارد که این مشکلات پیشروی بیشتری نیز داشته باشند.
باید این استدلال را مدنظر داشته باشید که طلاق در مردان یک آسیب اجتماعی قلمداد شده و بر کلیت و جزئی ترین مسائل خانواده تاثیرگذار خواهد بود. مرد به عنوان کسی که نیمی از زندگی بر عهده او بوده و وظایف مهمی را انجام داده است، پس از طلاق در مورد سرنوشت فرزندان خویش نگرانی داشته و احتمالا کار سختی خواهد بود که بتواند گسست عاطفی با همسر سابق و جدایی را هضم کند.
همچنین مرد به عنوان طرفی در رابطه است که نیم یا بخش بزرگی از مدیریت زندگی بر عهده داشته است و به همین علت، به هنگام طلاق نگاه جامعه به وی، نگاهی منفور و توام با اشاره به ضعف و ناتوانی مرد در مدیریت زندگی و برشمردن بی کفایتی او در زندگی به عنوان یکی از عوامل مهم طلاق در مردان می باشد و همه این ها باعث آزار وی خواهد شد.
چرا طلاق باعث ایجاد احساس تاسف در مردان می شود؟
با آسیب های طلاق در مردان همراه باشید: یکی از نکاتی که ممکن است باعث ایجاد مشکلات روحی در مردان شود، احساس تاسفی است که در وجود آن ها نهادینه می شود. این احساس تاسف باعث ایجاد تغییرات خلقی شدید همراه با افسوس بوده که ممکن است منجر به افسردگی شود. مردان پس از طلاق با این سوال ذهنی مواجه می شوند که آیا با طلاق گرفتن، بهترین کار را انجام داده اند یا خیر.
این موضوع مهم است که ممکن است یک رابطه بر روی کاغذ و به صورت قانونی به اتمام رسیده باشد، اما مسائل عاطفی و ذهنی نمی توانند خیلی سریع پاک شوند.
همچنین این سوال در ذهن مردان به وجود خواهد آمد که آیا فرصتی برای ادامه رابطه بود؟ آیا می توانست کار بهتری نسبت به طلاق و اتمام رابطه انجام دهد؟ گاها این احساس تاسف در مردان ریشه در این دارد که شاید می توانست کارهای بهتری انجام دهد، شاید می توانست این رابطه را نگهدارد و شاید می توانست مانع از ایجاد این اتفاقات شود. همچنین در وی احساس شرمی ناشی از شکست در ازدواج و ایجاد یک رابطه خوب به وجود خواهد آمد که مطمئنا در صورت عدم کنترل می تواند منجر به ایجاد مشکلاتی گسترده تر شود.
افسردگی، بحرانی رایج پس از طلاق در مردان است.
پس از طلاق گرفتن زوجین، چندین چالش روحی شامل عشق، تاسف، نفرت و خشم با هم فوران کرده و باعث می شود که افسردگی در فرد به وجود آید. همچنین ممکن است پس از طلاق، مرد به صورت گذرا فکر کند قدری از فشارها و مشکلات حین رابطه کاهش پیدا کرده اما تفکر به آینده با وجود مشکلات پس از طلاق در مردان ، حس ترس را در مرد ایجاد خواهد کرد.
مطابق مطالعاتی که متخصصین و مشاوران ازدواج بر روی تعدادی از موارد طلاق انجام دادند، افسردگی رایج ترین بحران روحی مردان پس از اتمام روابط عاطفی بوده است. نکته مهم این است که افسردگی نه تنها مشکلات روحی برای افراد ایجاد می کند، بلکه موجب ایجاد مشکلات جسمی نیز خواهد شد که از افسردگی نشعت می گیرد. به عنوان مثال، با گسترش افسردگی در مغز انسان، اشتها، خواب، استراحت، میل به ورزش و تفریح کاهش پیدا کرده و همه موارد دست به دست هم داده تا مشکلات جسمی را نیز برای افراد ایجاد نماید.
بسیاری از والدین معتقدند که طلاق ضربات جبران ناپذیری را به کودکانشان وارد می کند. بسیاری از والدین چنان نگران این قضیه هستند که حاضرند بسیاری از مشکلات خانوادگی را تحمل کنند اما طلاق نگیرند. اما تحقیقات و مطالعات انجام شده چه می گوید؟ آیا بهتر است برای سلامت روان کودکان یک ازدواج ناموفق را ادامه دهیم؟ در این مقاله به بررسی این سوال و آثار و پیامدهای طلاق بر روی کودکان می پردازیم.
آثار و پیامدهای طلاق بر روی کودکان
طلاق می تواند برای یک خانواده دوران سختی را به همراه داشته باشد. والدین نه تنها در حال پی بردن به روش های جدید ارتباط با یکدیگر هستند، بلکه در حال یادگیری روش های جدید تربیت و آموزش کودکانشان هستند. تاثیرات طلاق بر فرزندان می تواند متفاوت باشد. بعضی از کودکان واکنش های طبیعی از خود نشان می دهند و زیاد تحت تاثیر قرار نمی گیرند، در حالی که کودکان دیگر ممکن است با مشکلات قابل توجهی روبه رو شوند. کودکان در سنین پایینتر انعطاف پذیرتر هستند و با گرفتن کمک های پیشرفته از روانشناسان می توانند خود را با شرایط وفق دهند و این مشکل برای آن ها کمتر به یک بحران تبدیل شود. کودکان از نظر (جنسیت، سن و خلق و خو) در برخورد با این مسئله متفاوت عمل می کنند.
تاثیرات کوتاه مدت طلاق بر کودکان
هنگامی که والدین در هنگام طلاق رفتار بدون فکری از خود نشان می دهند و سعی می کنند با یکدیگر مخالفت کنند، کودکانی که شاهد یک رابطه مشاجره آمیز بین والدین خود هستند، ممکن است بعضی اوقات تاثیرات کوتاه مدت زیر را تجربه کنند:
اضطراب
طلاق باعث تنش، خلق و خوی تحریک پذیر و اضطراب کودک می شود. کودکان کم سن نسبت به کودکان بزرگتر مستعد ابتلا به این اختلال هستند زیرا وابستگی زیادی به هر دو والد دارند. کودک مضطرب به سختی می تواند بر روی درس خواندن تمرکز کند و ممکن است علاقه خود را به فعالیت هایی که زمانی به آن علاقه داشت از دست بدهد.
استرس مداوم
طبق تحقیقات آکادمی روانپزشکی کودکان و نوجوانان آمریکا، بسیاری از کودکان به اشتباه خود را دلیل طلاق والدینشان می دانند و مسئولیت اصلاح روابط والدینشان را به عهده می گیرند. این امر می تواند استرس و فشار شدیدی را که با سن کودک همخوانی ندارد به او وارد کند. همچنین می تواند عوارضی مانند تفکرات منفی و کابوس های شبانه داشته باشد.
نوسانات خلقی و تحریک پذیری
یکی دیگر از پیامدهای طلاق در کودکان، تحریک پذیری و عصبانیت شدید در آن ها حتی در مواجه با عزیزان و افراد نزدیک به آن ها است. بعضی از کودکان منزوی می شوند و از صحبت و همنشینی با دیگران امتناع می کنند. کودک ساکت و منزوی می شود و ترجیح می دهد بیشتر وقت خود را در تنهایی بگذراند.
غم و ناراحتی شدید
طلاق می تواند باعث ناراحتی شدید در کودک شود. لذت انجام فعالیت های مختلف برای کودک از بین می رود. همچنین در مواردی باعث افسردگی شدید در کودک می شود.
ناامیدی و پریشانی
کودکان طلاق ممکن است احساس ناامیدی و آشفتگی را تجربه کنند. زیرا از حمایت عاطفی همه جانبه والدین خود برخوردار نیستند. اگر حضانت کودک فقط بر عهده یکی از والدین باشد و کودک حمایت عاطفی از دیگر والد خود را نداشته باشد، این وضعیت می تواند بدتر شود.
اثرات کوتاه مدت طلاق می تواند رشد روانی و فیزیولوژیکی کودک را مختل کند، و باعث ایجاد اثرات بلند مدت در او شود.
تاثیرات طولانی مدت طلاق بر کودکان
همه چیز ممکن است برای کودکی که والدین خود را به طور جدا می بیند، ناخوشایند باشد. ذهن آن ها هنوز به طور کامل شکل نگرفته و به راحتی می توانند تحت تاثیر مسائل مختلف قرار بگیرند. تاثیرات طولانی مدت طلاق بر کودکان عبارت اند از:
مشکلات رفتاری و اجتماعی
کودک طلاق بیشتر در معرض خطر رفتار خشونت آمیز و ضد اجتماعی قرار دارد. هرگونه رفتاری که خشم او را بر انگیزد ممکن است باعث رفتارهای خشونت آمیز شود. در دراز مدت، می تواند باعث مرتکب شدن به جرم و داشتن ذهنیت های جنایی (به خصوص در نوجوانی) در فرد شود. مطالعات نشان می دهد که اکثر کودکان طلاق، صفات مشخص پرخاشگری و نافرمانی را با شدت متفاوتی از خود نشان می دهند. موارد شدید این شرایط باعث می شود کودک از نظر اجتماعی ناسازگار باشد.
مشکل در روابط
کودکان طلاق در بزرگسالی اغلب درباره عشق و داشتن رابطه با دیگران مشکل پیدا می کنند. آن ها دارای مشکلات اعتماد هستند و حل تعارضات در یک رابطه برای آن ها چالش برانگیز است. چنین کودکانی، در بزرگسالی، هرگونه رابطه ای را با ذهنیت منفی آغاز می کنند.
مستعد به سوء مصرف مواد مخدر
در نوجوانی مصرف الکل و مواد مخدر راهی برای کاهش استرس و اضطراب در نوجوان می شود. تحقیقات نشان می دهد که سوء مصرف مواد مخدر و الکل در کودکان طلاق از سایر افراد بیشتر است. البته عوامل دیگر مانند میزان رسیدگی والدین به نوجوان، میزان گرایش او به مواد را تعیین می کند. با این حال، سوء مصرف الکل در نوجوانانی که والدینشان طلاق گرفته اند بسیار زیاد است. سوء مصرف مواد مخدر اثرات مخرب و ویرانگری بر سلامت جسمی و روانی فرد دارد.
افسردگی
احساس ناراحتی و دلشکستگی ناشی از طلاق والدین می تواند کودک را دچار افسردگی کند. افسردگی یک مشکل روانی است و کودکان طلاق بیشتر از سایر افراد در معرض آن هستند. تحقیقات نشان می دهد که طلاق می تواند تاثیر بسزایی در ابتلا به اختلال دو قطبی داشته باشد.
وضعیت ضعیف تحصیلی و موقعیت اجتماعی
اثرات روانشناختی طلاق، علاقه کودک به تحصیل را کاهش می دهد. کودکانی که طلاق والدین خود را تجربه می کنند، با مشکلات تحصیلی متعددی روبه رو می شوند. این امر می تواند توانایی کودک را در یادگیری در مدرسه و دانشگاه به طور قابل توجهی مختل کند. پیشرفت کم تحصیلی، چشم انداز شغلی کودک در بزرگسالی را با مشکل روبرو می کند،و داشتن موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب برای او را دشوار می کند.
طلاق می تواند صدمات جبران ناپذیری به روان و جسم کودک وارد کند. اما گاهی اوقات طلاق والدین بهتر از مشاجره و بحث مداوم آن ها می باشد.
جنبه مثبت طلاق
طلاق مسئله ای نیست که تنها به زن و شوهر ربط داشته باشد زیرا کل اساس یک خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند اثرات آن برای همیشه زندگی کودک را تحت تاثیر قرار دهد. اما طلاق می تواند در صورت وجود مشاجره مداوم بین والدین و عدم تفاهم آن ها و حتی در صورت وجود مشکلات جدی تر مانند خشونت های خانگی، روش خوبی باشد و جنبه های مثبتی نیز برای کودک به همراه داشته باشد.
خوشحالی والدین در جدایی می تواند باعث خوشحالی کودک شود.
کودک دیگر مجبور نیست فضای متشنجی را در خانه تجربه کند زیرا والدین دیگر مشاجره نخواهند کرد. از آنجا که دیگر با مشاجره روبرو نمی شوند، آن ها با ذهنیت بهتری از مدرسه یا دانشگاه به خانه برمی گردند.
کودک زمان با کیفیت تری را با والدینش می گذراند.
اگر کودک بتواند به صورت آزادانه با هردو والد خود در ارتباط باشد می تواند زمان بهتر و با کیفیت تری را با آن ها داشته باشد. روابط و صحبت کردن او با والدین به مشاجره تبدیل نمی شود و او می تواند آزادانه با آن ها صحبت کند و حرف دلش را بزند. همچنین به هر یک از والدین فرصتی می دهد تا مسئولیت را به طور مساوی تقسیم کنند و همچنان مادر یا پدر دلسوزی باشند.
کودکان ممکن است اشتباهات والدینشان را تکرار نکنند.
چه اتفاقی می افتد که ازدواج والدین با شکست مواجه می شود؟ کودکی که والدینش طلاق گرفته اند بهترین درس زندگی را در زمینه مدیریت روابط دریافت می کنند. مطالعات در مورد اثرات مثبت طلاق نشان می دهد که کودکان طلاق در هنگام مواجه با مشاجرهای عاطفی در روابطشان صبوری بیشتری دارند و عاقلانه تر رفتار می کنند و روابط خود را به خوبی مدیریت می کنند. آن ها ارتباط بهتری برقرار می کنند و همیشه سعی می کنند با تکرار نکردن اشتباهات والدین خود روابط خوبی داشته باشند.
عواملی که واکنش کودک نسبت به طلاق را تعیین می کند
موارد زیر برخی از عواملی است که در تاثیر پیامدهای طلاق بر کودک نقش مهمی دارد:
جنسیت
طلاق به طور مساوی بر پسران و دختران تاثیر می گذارد، اما در برخی موارد، یک جنسیت خاص ممکن است واکنش نامطلوب تری نسبت به جنس دیگر نشان دهد. به عنوان مثال، افسردگی ناشی از طلاق در پسران بیشتر از دختران است. از طرف دیگر، دختران تمایل بیشتری به بروز مشکلات شدید رفتاری دارند. به طور کلی، طلاق دارای واکنش های روانشناختی یکسان و معادل در میان کودکان از هر دو جنس است.
سن
سن کودک نقش مهمی در نحوه واکنش وی به جدایی والدین خود دارد:
کودک نوپا
نوزادان بسیار کوچک هستند که معنی طلاق را بفهمند و آن را درک کنند. اما در نوپایی طلاق والدین تفاوت هایی در کودک ایجاد می کند. تاثیرات طلاق بر روی یک کودک نوپا ابتدایی است اما ممکن است عمیق شود. یک کودک نوپا عدم حضور یکی از والدین در را درک می کند و می داند که یکی از والدین دیگر بخشی از زندگی او نیست، اما دلیل آن را نمی فهمد. کودکان نوپا در هنگام از دست دادن والدین احساس عصبی بودن، ناراحتی و گریه مداوم را تجربه می کنند یا عدم حضور والدین می تواند برای آن ها گیج کننده باشد.
کودکان پیش دبستانی و دبستانی
کودک می تواند درک کند که در روابط مادر و پدرش مشکلی وجود دارد. و رابطه آن ها به مشکل برخورده است، اما ممکن است مسئله طلاق را درک نکند. دانش آموزان وقتی متوجه می شوند که دیگر قرار نیست با هر دو والد زندگی کند، دچار اضطراب و استرس میشوند. ممکن است بی اشتها شوند و علاقه ای به گذراندن وقت با دوستانشان نداشته باشند.
کودکان بین ۱۰ تا ۱۳ سال
کودکان بین ۱۰ تا ۱۳ سال طلاق را درک می کنند اما پذیرش این قضیه برای آن ها دشوار است. کودک ممکن است بارها و بارها دزکی با دیگر والد خود ملاقات داشته باشد. نمرات او به شدت پایین می آیند و به همه چیز بی علاقه است و ممکن است در برابر مسائل پیش پا افتاده واکنش شدیدی نشان دهد. کودک ممکن است خود را عامل طلاق بداند و سعی کند آن ها را دوباره کنار هم بیاورد.
نوجوانان
نوجوانان و جوانان طلاق را درک می کنند و شناخت واضحی از دلایل آن دارند. به همین دلیل، آن ها به احتمال زیاد با دیدن اینکه والدینشان راهشان را جدا کرده اند، از نظر روحی ناراحت می شوند. نمرات ضعیف، کناره گیری از جمع های دوستانه و قطع رابطه با بستگان از عوارض طلاق در نوجوانان است. از دیگر عوارض می توان به سوءمصرف مواد مخدر و الکل اشاره کرد.
و سخن پایانی
طلاق راهی برای پایان دادن به صورت قانونی به رابطه است و هر چند که در مواردی دارای مزایایی برای طرفین است اما قطع به یقین مضراتی را نیز برای هر دو طرف، یعنی هم مرد و هم زن ایجاد می کند. به همین علت پیشنهاد می شود در صورتی که در معرض طلاق هستید، عجولانه تصمیمی اتخاذ نکنید و قبل از اتمام رابطه و اقدام به طلاق، با مشاور در مورد مشکلات خود صحبت کنید.
پیشنهاد می شود در صورتی که مسائل قابل حلی وجود دارد آن ها را حل کنید و اگر دیدید که چاره ای باقی نمانده، طلاق با تمامی معایب احتمالا راهی بهتر است چون معایب آن به اندازه فشارهایی که به هنگام رابطه وجود دارد نخواهد بود. پیشنهاد می کنیم که از خدمات مشاوره کلینیک ما استفاده کنید. متخصصین مجرب کلینیک روانشناسی آوان در امر طلاق به شما کمک می کنند تا در این برهه سخت از زندگی خود، بهترین تصمیم را گرفته تا آینده بهتری را برای خود، روابط و فرزندانتان رقم بزنید.