جایگاه طلاق در اسلام
طلاق برهم زدن عقد و پیوند نکاح با صیغه مخصوص است. طلاق اگرچه در اسلام عملی مشروع و جایز قلمداد شده؛ اما بر پایه روایات منفورترین حلال نزد خداوند به شمار می رود. در قرآن توصیه شده هنگام بروز اختلاف میان زن و مرد، خویشاوندان آنها تلاش کنند میانشان آشتی برقرار کنند تا در صورت امکان از طلاق جلوگیری شود. در قرآن برخی از احکام طلاق و پند و اندرزهایی درباره آن بیان شده است. در قرآن سوره ای به نام طلاق وجود دارد.
طلاق جزء ایقاعات است؛ یعنی برخلاف ازدواج، یک طرفه است و تنها از سوی مرد انجام می شود. طلاق دارای احکامی است؛ از جمله زنی را که بعد از عقد ازدواج با او آمیزش شده، نمی توان در حال حیض و نفاس طلاق داد؛ مگر آنکه زن باردار باشد؛ همچنین دو مرد عادل، باید شاهد خواندن صیغه طلاق باشند. طلاق به دو قسم رجعی و بائن تقسیم می شود. در طلاق رجعی مرد می تواند در زمان عده زن، رجوع کند؛ یعنی بدون خواندن عقد، از طلاق برگردد و او را دوباره همسر خود برگزیند؛ اما در طلاق بائن مرد نمی تواند رجوع کند.
جایگاه طلاق در اسلام
در دین اسلام، اگرچه طلاق امری مشروع و جایز است؛ اما بر پایه روایات، منفورترین حلال نزد خداوند است که عرش الهی را می لزراند.
در مرآه العقول، به نقل از امام صادق(ع) آمده است: خداوند خانه ای را که در آن ازدواج باشد، دوست دارد و از خانه ای که در آن طلاق باشد، بیزار است و نزد خداوند چیزی مبغوض تر (منفورتر) از طلاق نیست.
در قرآن هم طلاق امر پسندیده ای نیست؛ قرآن توصیه کرده است که در صورت شکل گیری مشاجره میان زن و شوهر، خویشاوندان آنها در این زمینه پادرمیانی کنند و در صورت امکان روابط آنها را اصلاح کنند: «و اگر از جدایی میان زن و شوهر بیم دارید پس داوری از خانواده آن [شوهر] و داوری از خانواده آن [زن] تعیین کنید. اگر سر سازگاری دارند، خدا میان آن دو سازگاری خواهد داد. آری! خدا دانای آگاه است.» برخی نیز با توجه به این فراز «فان خفتم الا یقیما حدود الله» از آیه ۲۲۹ سوره بقره بر این اعتقادند که در تصمیم گیری ها باید محور اصلی، اقامه ی حدود الهی و انجام وظایف باشد و به همین جهت اگر حدود الهی مراعات می شود ازدواج باقی بماند وگرنه طلاق مطرح شود. گفته شده طلاق در یهودیت مجاز و در مسیحیت ممنوع است. ممنوعیت طلاق در انجیل متی به خود حضرت عیسی(ع) نسبت داده شده است.
علت مشروعیت طلاق
علماء مسلمان علت جایزبودن طلاق با وجود منفور بودنش در اسلام را این می دانند که ازدواج صرفا امری اعتباری و قراردادی نیست؛ بلکه پیوندی طبیعی است که برپایه علاقه و محبت طرفین ازدواج استوار می شود. ازاین رو الزام بردار نیست؛ یعنی نمی توان دو نفر را وادار کرد که یکدیگر را دوست داشته باشند و در کنار هم زندگی کنند.
حق طلاق
در اسلام طلاق در اختیار مرد است و زن جز در موردی که وکالت طلاق از شوهرش دارد، نمی تواند شوهر خود را طلاق دهد. به عقیده مرتضی مطهری علت این مسئله به تفاوت روان شناختی زن و مرد برمی گردد. علاقه و محبت اصیل و واقعی زن به مرد، به صورت واکنشی است؛ یعنی طبیعت زن به گونه ای است که زمانی به مردی علاقمند می شود که مرد به او علاقه نشان داده باشد. بنابراین علاقه زن به مرد معلول علاقه مرد به زن است. او از این سخن نتیجه می گیرد که وقتی مردی نسبت به همسرش بی علاقه می شود، زندگی زناشویی از نظر طبیعی مرده است و ازاین رو دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد؛ اما زمانی که زنی نسبت به شوهرش بی علاقه می شود، شوهر می تواند با ابراز محبت به زن، او را به خود علاقمند کند.
احکام قرآن درباره طلاق
برخی از احکام قرآن درباره طلاق به شرح زیر است:
- رعایت حقوق زن
«پس چون عده آنان به سر رسید، یا به شایستگی نگاهشان دارید، یا به شایستگی از آنان جدا شوید
آیه فوق، درباره طلاق رجعی است که در آن، مرد می تواند در زمان عده، به زنی که طلاق داده است، رجوع کند؛ یعنی دوباره او را همسر خود کند. آیه به مردان دستور می دهد که در زمان عده، اگر خواستند رجوع کنند یا از او جدا شوند، در هر صورت، باید با زن به نیکی رفتار کنند و حقوق او را رعایت کنند.
- عدم جلوگیری از ازدواج مجدد
«و چون زنان را طلاق گفتید، و عده خود را به پایان رساندند، آنان را از ازدواج با همسران [سابق] خود، چنانچه بخوبی با یکدیگر تراضی(توافق شایسته و متعارف) نمایند، جلوگیری مکنید...»
این آیه دستور می دهد که اگر زن و شوهری که طلاق گرفته اند، دوباره خواستند با هم ازدواج کنند، خویشاوندان زن نباید از این کار جلوگیری کنند.
- هدیه دادن
«و فرض است بر مردان پرهیزگار که زنان طلاق داده شده را به شایستگی چیزی دهند.»
عالمان شیعه معتقدند که این آیه در خصوص زنانی است که برای آنها مهریه معین نشده و بعد از ازدواج با آنها آمیزش نشده است. برطبق این حکم، واجب است که هنگام طلاق، به این زنان هدیه ای تعلق گیرد.
سوره طلاق
در قرآن سوره ای درباره طلاق وجود دارد که بیشتر آیات آن از طلاق سخن گفته است. این سوره که دوازده آیه دارد، برخی از احکام طلاق و پند و اندرزهایی را درباره آن بیان کرده است.
احکام
برخی از احکام طلاق عبارت است از:
- زن باید در هنگام طلاق، از حیض و نفاس پاک باشد؛ این شرط درباره زنی که بعد از ازدواج با او نزدیکی نشده است و همچنین زن باردار وجود ندارد؛
- مرد نباید در دوره پاکی (طهر) هنگام طلاق و در حیض یا نفاس پیش از آن، با همسرش نزدیکی کرده باشد؛ بنابراین اگر در دوره پاکی، با زن نزدیکی کرده باشد، برای طلاق باید صبر کند تا زن دوباره حیض ببیند و پاک شود؛ سپس او را طلاق دهد. این شرط در خصوص زنی که کمتر از نه سال دارد، زن باردار و زن یائسه وجود ندارد.
- صیغه طلاق باید به زبان عربی صحیح خوانده شود؛
- دو مرد عادل باید شاهد طلاق باشند.
اقسام
طلاق با توجه به حق رجوع مرد، به دو قسم رجعی و بائن تقسیم می شود. طلاق بائن هم خود پنج قسم دارد. هر یک از اقسام طلاق، احکام مربوط به خود را دارد.
طلاق رجعی
طلاقی است که در آن، در زمان عده، مرد می تواند به همسرش رجوع کند؛ یعنی می تواند بدون عقد ازدواج، او را دوباره همسر خود کند. در طلاق رجعی، تا زمانی که زن در عده طلاق است، همه احکام زوجیت، به جز چند استثناء، میان زوجین جاری است.
طلاق بائن
طلاقی است که در آن مرد حق رجوع به زن را ندارد. در طلاق بائن چه زن عده داشته باشد و چه نداشته باشد، رجوع مرد به او جایز نیست. طلاق های زیر بائن محسوب می شوند:
- طلاق زنی که بعد از ازدواج با او آمیزش نشده است.
- طلاق دختری که نه سالش تمام نشده است.
- طلاق زن یائسه.
- طلاق خلع.
- طلاق مبارات.
- طلاق سوم(سه طلاقه).
عده طلاق
محدوده زمانی خاصی را که در آن، ازدواج برای زن جایز نیست، عده گویند. عده دارای اقسامی چون عده طلاق، عده وفات و عده ازدواج موقت است که به لحاظ مدت، با هم تفاوت دارند. عده طلاق، برای زنی که خون حیض می بیند تا شروع سومین دوره حیض و برای زنی که حیض نمی بیند، سه ماه است.
قانون مدنی ایران
براساس قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران عقد نکاح به فسخ یا طلاق یا به بخشیدن مدت در عقد موقت منحل می شود. مواد ۱۱۳۳ تا ۱۱۵۷ درباره طلاق و مباحث پیرامون آن مانند حق طلاق، اقسام طلاق و عده است.