مفهوم ولایت و نقش آن در مشروعیت بخشی به اهداف و ساختار تشکیلات اسلامی

3 شهریور 1404 - خواندن 4 دقیقه - 30 بازدید

مفهوم «ولایت» در بستر کار تشکیلاتی اسلامی، نقشی محوری و بنیادین ایفا می کند و از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این واژه که از ریشه «ولی» گرفته شده و معانی گسترده ای چون سرپرستی، نزدیکی، و اختیار را دربرمی گیرد، در اصطلاح اسلامی به ابعاد متعددی از جمله ولایت تکوینی (تصرف الهی در هستی)، تشریعی (حق قانون گذاری الهی)، معنوی (دوستی و محبت متقابل مومنین) و اجتماعی (زعامت و رهبری جامعه) تقسیم می شود. در بحث تشکیلات اسلامی، تمرکز اصلی بر ولایت اجتماعی است که به معنای رهبری، سرپرستی و تعیین کنندگی جهت گیری ها بر اساس موازین شرعی است؛ مفهومی که فراتر از مدیریت صرف بوده و ابعاد عمیق تر و مقدس تری را شامل می شود.
این ولایت، مهم ترین منبع مشروعیت برای یک تشکیلات اسلامی محسوب می شود. در غیاب امام معصوم (ع)، این نقش بر عهده ولی فقیه جامع الشرایط است که به نیابت از ایشان، چارچوب های شرعی فعالیت ها را تعیین می کند. مشروعیت بخشی از طریق ولایت به این معناست که اهداف و ساختار تشکیلات باید با اصول و ضوابط شریعت مقدس اسلام همخوانی داشته باشند. بدون این اتصال به منبع ولایت، یک تشکیلات اسلامی، هرچند با اهداف خیرخواهانه، از نظر شرعی فاقد مشروعیت کامل خواهد بود و صرفا در حد یک سازمان عرفی باقی می ماند.
نقش ولایت در مشروعیت بخشی به اهداف تشکیلات بسیار حیاتی است. ولایت با تاکید بر اخلاص و جهت گیری الهی، اهداف تشکیلات را از هرگونه شائبه مادی یا غیرالهی مبرا می سازد و به آنها صبغه الهی می دهد. این امر موجب می شود که فعالیت ها و مقاصد تشکیلات در راستای تحقق اهداف کلان نظام اسلامی و در مسیر رضایت الهی قرار گیرند. علاوه بر این، ولی فقیه به عنوان مرجع فقاهتی، صحت شرعی اهداف را تایید می کند و با تعیین خطوط قرمز و موازین شرعی، از انحراف و بدعت در اهداف جلوگیری کرده و تشکیلات را در مسیر صحیح و الهی نگاه می دارد.
علاوه بر اهداف، ولایت در مشروعیت بخشی به ساختار یک تشکیلات اسلامی نیز نقش اساسی ایفا می کند. این نقش شامل تایید چارچوب و سازماندهی داخلی تشکیلات بر اساس موازین شرعی است، به این معنا که اصول حاکم بر ساختار (مانند سلسله مراتب، توزیع قدرت، و نحوه انتخاب افراد) باید با عدالت و احکام شرعی منطبق باشد. در بسیاری از موارد، ولایت به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، مسئولان و رهبران ارشد تشکیلات را انتصاب یا تایید می کند که این امر مشروعیت دینی به موقعیت آنها می بخشد و اطاعت از آنها را در چارچوب مسئولیتشان، لازم می گرداند.
در نهایت، ولایت، یک نقش نظارتی مستمر بر عملکرد و ساختار تشکیلات دارد. این نظارت تضمین کننده آن است که تشکیلات از اصول اخلاقی و فقهی تخطی نکند، دچار فساد و انحراف نشود و همواره در مسیر تعیین شده توسط ولی باقی بماند. به تعبیری، ولایت همچون روح برای کالبد تشکیلات اسلامی عمل می کند؛ بدون این روح الهی، پیکر تشکیلات فاقد ارزش دینی بوده و هرگونه خروج از این مسیر به معنای از دست دادن مشروعیت شرعی و تبدیل شدن به یک مجموعه صرفا عرفی خواهد بود.


🖋️عماد خدمتگزار 

دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی و پژوهشگر اندیشه ی سیاسی اسلام