امنیت ملی و دفاع غیرعامل؛ معماری بقا در عصر جنگ های ترکیبی

28 مرداد 1404 - خواندن 7 دقیقه - 13 بازدید

مقدمه: پارادایم نوین امنیت ملی

در دهه ۲۰۲۰، تحولی بنیادین در مفهوم امنیت ملی رخ داده است: گذار از الگوی سنتی «تهدید نظامی محض» به الگوی پیچیده تر «جنگ تمام عیار علیه زیرساخت حیاتی». این تحول ناشی از سه انقلاب راهبردی است: ۱. پیشرفت فناوری تسلیحاتی (موشک های هایپرسونیک و پهپادهای هوشمند) ۲. گسترش جنگ اطلاعاتی (هک زیرساخت های حیاتی و جنگ شناختی) ۳. تکامل تاکتیک های جنگ نامتقارن (فلج سازی اقتصاد پیش از درگیری). تجربیات میدانی از درگیری های معاصر، نشان می دهد استراتژی مدرن دشمن، نابودی زیرساخت های حیاتی (برق، آب، ارتباطات) در نخستین ساعات جنگ است تا جامعه هدف را پیش از عملیات نظامی به وضعیت فلج سیستماتیک دچار کند. نمونه های عینی در میدان های نبرد اثبات کرده اند که تخریب شبکه های حیاتی، می تواند ظرف ساعت ها یک کشور را تا آستانه فروپاشی به پیش ببرد. در این پارادایم نوین، دفاع غیرعامل (Passive Defense) به مثابه ساختار زرهی نامرئی برای بقای ملت ها ظهور کرده و دارای اهمیت ویژه ای است.

این مفهوم فراتر از اقدامات نظامی، مجموعه ای از راهبردهای مهندسی شده غیرمسلحانه است که سه هدف کلیدی را دنبال می کند:

  • حفظ توان تولیدی و خدماتی کشور از طریق ایجاد زیرساخت های تاب آور چندلایه؛
  • کاهش آسیب پذیری غیرنظامیان با طراحی پناهگا ها و نقاط امن شهری دفاع محور؛
  • تضمین تداوم حاکمیت ملی حتی در بدترین سناریوها با ساخت سیستم های حکمرانی پشتیبان.

در این میان برتری راهبردی دفاع غیرعامل در سه اصل نهفته است:

۱. پوشش نقاط کور دفاع فعال: واضح است که حتی پیشرفته ترین سامانه های پدافندی قادر به دفع ۱۰۰٪ حملات نیستند. ۲. اقتصاد جنگ نامتقارن: هزینه پیشگیری از تخریب زیرساخت ها به مراتب کمتر از بازسازی آن هاست.

۳. بازدارندگی روانی: تاب آوری زیرساختی معادله هزینه-فایده حمله را برای دشمن نامطلوب می سازد.

غفلت از این سپر نامرئی می تواند به سناریوهای هولناکی چون بروز چالش های بسیار جدی و یا حتی شکست پیش از جنگ سخت بینجامد: قطعی سراسری برق و آب، فروپاشی شبکه بانکی، اختلال در فرماندهی نظامی و نهایتا سقوط دولت بدون اشغال سرزمینی. شاید بتوان ادعا کرد در قرن ۲۱، امنیت ملی نه در عمق خاک دشمن، که در عمق تونل های زیرزمینی و استحکامات دیجیتال تعریف می شود. دفاع غیرعامل، معماری این عمق استراتژیک است و تنها راه تبدیل تهدیدهای وجودی به قابلیت بازدارندگی پایدار در عصر جنگ های ترکیبی به شمار می رود

بازخوانی تجربه جنگ اوکراین و غزه: لزوم توجه به معماری سه بعدی دفاع غیرعامل

۱. پدافند حیاتی: حفاظت از شریان های ملی

الف. انرژی؛ قلب تپنده امنیت

امنیت انرژی، ستون فقرات بقای ملی در بحران ها محسوب می شود، چرا که تخریب شبکه های برق، آب و سوخت می تواند به سرعت جامعه را به آشوب بکشاند. تجربه اوکراین به وضوح نشان داد که نابودی نیروگاه های حرارتی در هفته اول جنگ چگونه می تواند صنعت و ارتباطات یک کشور را فلج کند. در این راستا، ایران با تبدیل نیروگاه بوشهر به الگوی پدافند انرژی از طریق ایجاد شبکه ژئوترمال مستقل و پناهگاه های ضدموشکی، می تواند رویکردی پیشگیرانه را در پیش گیرد. لازم به تاکید نیست که تداوم ارائه خدمات مبتنی بر انرژی در کشور اهمیت بسیار زیادی در حین بروز بحران و جنگ دارد. این اهمیت شامل نشان دادن توانمندی کشور به دشمن در حفظ حداکثری زیرساخت ها و خدمات عمومی، افزایش تاب آوری شهروندان و امیدبخشی به مردم است که جنبه روانی جنگ را تقلیل می دهد. در این خصوص اقدامات زیر می تواند به حفظ خدمت رسانی در حوزه انرژی و در شرایط جنگی، کمک شایانی نماید

  • استتار حرارتی: پوشش نیروگاهها با مصالح جاذب تشعشعات مادون قرمز (مثال: پوشش ژئومتریک نیروگاه بوشهر با کاهش بسیار زیاد میزان شناسایی ماهواره ای)؛
  • تقسیم شبکه: ایجاد میکروگریدهای محلی (Local Micro-Grids) برای جداسازی شبکه برق از سیستم متمرکز؛
  • پناهگاه سازی تجهیزات: دفن ترانسفورماتورهای حیاتی در تونل های زیرزمینی با عمق ۵۰+ متر برای حفظ تجهیزات ذی قیمت و حیاتی از گزند تهاجمات موشکی و بمباران هوایی.

ب. حمل ونقل؛ دست برتر در پشتیبانی جنگی

شبکه حمل ونقل به عنوان شریان حیاتی پشتیبانی لجستیک، نقش تعیین کننده ای در تداوم عملیات دفاعی دارد. دفاع غیرعامل در این بخش مستلزم ایجاد جاده های دوظرفیتی با قابلیت تبدیل سریع به باند اضطراری – مانند آزادراه تهران قم- و همچنین تجهیز ایستگاه های مترو به سیستم های حفاظتی به عنوان پناهگاه های ایمن می باشد. ایجاد تونل های امنیتی ویژه برای انتقال محموله های حیاتی در زیر شهرها نیز از دیگر راهکارهای حیاتی است. تجربه جنگ غزه در سال ۲۰۲۳ به خوبی نشان داد چگونه تخریب معابر می تواند منجر به محاصره دو میلیون غیرنظامی شود. در این زمینه، متروی تهران به عنوان شهر زیرزمینی دفاعی، الگویی پیشرو ارائه می دهد که با ظرفیت اسکان اضطراری، ذخیره آب و شبکه انتقال پزشکی، نمونه ای از مهندسی دفاع غیرعامل است.

  • وجود جاده های دوظرفیتی: طراحی آزادراه ها با قابلیت تبدیل به باند اضطراری هواپیما؛
  • ایستگاه های متروی پناهگاهی: تجهیز ایستگاه های عمیق مترو به سیستم های تصفیه هوا، ذخیره آب و ژنراتورهای مستقل.

۲. پدافند سایبری؛ جبهه نامرئی جنگ مدرن

پدافند سایبری امروزه به جبهه ای نامرئی اما تعیین کننده در امنیت ملی تبدیل شده است. رویکرد دفاعی در این حوزه مبتنی بر سه لایه حفاظتی است: جداسازی فیزیکی زیرساخت های حیاتی از اینترنت عمومی (Air-Gapped)، استقرار سامانه های هوش مصنوعی رصد نفوذ با دقت شناسایی بسیار بالا و توانایی اجرای حمله متقابل خودکار علیه منابع حملات از طریق سامانه های هوشمند. حمله به خط لوله کلنیال پایپلاین آمریکا در سال ۲۰۲۱ به وضوح نشان داد که چگونه یک قطعی سه روزه سوخت می تواند خسارتی ۴.۴ میلیارد دلاری ایجاد کند. راهبرد ایران در مواجهه با این تهدیدات، ایجاد دیتاسنترهای زیرزمینی با موقعیت ناشناس و توسعه شبکه ملی اطلاعات مستقل به عنوان ستون فقرات امنیت سایبری کشور است.

لایه دفاعی سازوکار لایه فیزیکی جداسازی کامل زیرساختهای حیاتی از اینترنت

(Air-Gapped Networks)

لایه تشخیصی سیستم های هوش مصنوعی رصد نفوذ با دقت بسیار بالا

(الگوریتم تحلیل رفتار شبکه)

لایه تهاجمی حمله متقابل خودکار به منابع حملات سایبری

(Counter-Hack Robotics)

۳. مدیریت بحران شهری؛ مهندسی تاب آوری مردمی

مدیریت بحران شهری، سنگ بنای بقای غیرنظامیان در جنگ های مدرن است که بر سه پایه اساسی استوار می باشد: نخست، ایجاد پناهگاه های هوشمند با رعایت استانداردهای بین المللی در تمامی مجتمع های مسکونی جدید که مجهز به سیستم های تصفیه هوا و تولید اکسیژن اضطراری هستند. دوم، توسعه ذخایر استراتژیک زیرزمینی شامل سیلوهای غلات با ظرفیت تامین ۱۲ ماه مصرف و سوم، طراحی شبکه توزیع زیرزمینی با استفاده از خطوط مترو برای انتقال کالاهای حیاتی و استقرار پایگاه های امداد در ایستگاه های استراتژیک. الگوی پیشرو سوئیس با دارا بودن ۳۰۰٬۰۰۰ پناهگاه شخصی که ظرفیت اسکان ۱۱۴% جمعیت را دارد، الهام بخش بسیاری از گونه طرح هاست. اقدامات یاد شده را در دسته بندی زیر می توان بیان کرد.

الف. پناهگاه های هوشمند:

  • الزام ساخت پناهگاه های عمومی با استانداردهای  بروز شده در تمامی مجتمعهای مسکونی جدید؛
  • تجهیز به سیستمهای:تصفیه هوای شیمیایی-بیولوژیک-اتمی؛
    تولید اکسیژن از الکترولیز آب؛
    ژنراتورهای زمین گرمایی (Geothermal).

ب. زنجیره تامین بحران:

  • ذخایر استراتژیک زیرزمینیانبارهای غلات برای لااقل ۱۲ ماه مصرف؛
    ذخیره داروهای حیاتی در تونل های دمای کنترل شده.
  • شبکه توزیع اضطراری: استفاده از خطوط مترو برای انتقال کالا، دارو و سایر خدمات اضطراری.