ارائه مدل کیفی از نقش معنای زندگی در فرآیند سازگاری با بازنشستگی در مردان فاقد حمایت خانوادگی
فایل این در 228 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده :
هدف: بازنشستگی در غیاب حمایت خانواده ی هسته ای می تواند به تجربه ای پیچیده و چندلایه بدل شود که فراتر از پیامدهای اقتصادی یا تغییر نقش شغلی، بنیان های معنا، هویت و تعلق فرد را به چالش می کشد. هدف پژوهش حاضر، تبیین فرایندهای معناسازی و سازگاری با بازنشستگی در میان مردان بازنشسته ی فاقد حمایت خانواده ی هسته ای در بافت فرهنگی–اجتماعی ایران و ارائه ی یک مدل کیفی بومی از این فرایندها بوده است.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از نظریه پردازی زمینه ای سازنده گرا به شیوه ی چارمز انجام شد. مشارکت کنندگان شامل مردان بازنشسته ی فاقد حمایت خانواده ی هسته ای بودند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از کدگذاری اولیه، متمرکز و نظری، همراه با مقایسه ی مستمر، یادداشت نویسی تحلیلی و جدول های مقایسه ای تحلیل شدند. فرایند تحلیل تا دستیابی به اشباع نظری در سطح مقوله ها و خرده فرایندها ادامه یافت.
یافته ها: یافته ها نشان داد سازگاری با بازنشستگی برای این گروه نه یک وضعیت ایستا، بلکه فرایندی کنش محور و پویا است که حول تهدید مرکزی «فروپاشی انسجام معنایی و هویتی» سازمان می یابد. چهار مقوله ی هسته ای به هم پیوسته در این فرایند شناسایی شد:
(1) حفظ انسجام اخلاقی–هویتی به مثابه تلاش فعال برای صیانت از «خود اخلاقا قابل دفاع» در مواجهه با گسست نقش و کاهش به رسمیت شناسی اجتماعی؛
(2) تنظیم فعال زندگی روزمره و هیجان از طریق روتین سازی، بدن مندی و سامان دهی زمان برای مهار خلا و آشفتگی؛
(3) تداوم احساس ارزشمندی از مسیر اثرگذاری اجتماعی با تاکید بر مفیدبودن، انتقال تجربه و نقش آفرینی های کوچک اما معنادار؛
و (4) بازتعریف تعلق در غیاب خانواده ی هسته ای به مثابه ساخت امنیت وجودی از طریق شبکه های خویشاوندی، روابط جایگزین و مذاکره ی فعال با مجردبودن. این مقوله ها در تعامل با یکدیگر امکان «قابل زیست کردن زندگی» پس از بازنشستگی را فراهم می کنند.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان می دهد که بازنشستگی در غیاب خانواده ی هسته ای لزوما به فروپاشی معنا منجر نمی شود، بلکه می تواند به عرصه ای برای بازساخت فعال معنا، هویت و کرامت انسانی تبدیل شود. انسجام اخلاقی–هویتی به عنوان محور سازمان دهنده ی فرایند سازگاری، نقش کلیدی در فعال سازی سایر راهبردهای معناساز ایفا می کند. یافته ها بر ضرورت طراحی مداخلات روان شناختی و سیاست های حمایتی معنا محور، فرهنگ مند و متناسب با شرایط مردان بازنشسته ی مجرد تاکید دارند؛ مداخلاتی که فراتر از حمایت های اقتصادی، بر تقویت معنا، ارزشمندی و تعلق تمرکز کنند.
واژه های کلیدی: بازنشستگی، معنای زندگی، سازگاری با بازنشستگی، انسجام اخلاقی–هویتی، مردان فاقد حمایت خانوادگی، نظریه پردازی زمینه ای سازنده گرا
کلیدواژه ها:
بازنشستگی ، معنای زندگی ، سازگاری با بازنشستگی ، انسجام اخلاقی–هویتی ، مردان فاقد حمایت خانوادگی ، نظریه پردازی زمینه ای سازنده گرا
نویسندگان
سمانه خواجه شاهکوهی
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه محقق اردبیلی
نادر حاجلو
استاد تمام دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه محقق اردبیلی
اکبر عطادخت
استاد تمام دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه محقق اردبیلی
مراجع و منابع این :
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود لینک شده اند :