تحول در مفهوم دموکراسی در اندیشه پست مدرن براساس آرا ارنستو لاکلائو و شانتال موفه
فایل این در 91 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده :
دموکراسی به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم اندیشه سیاسی مدرن، در دهه های اخیر با بحران های نظری و عملی متعددی مواجه شده است. روایت های کلاسیک که بر بنیان های مدرنیته استوار بودند، دیگر قادر به توضیح شرایط پیچیده و متکثر دنیای معاصر نیستند. گذار از مدرنیته به پسامدرنیته و ظهور گفتمان های جدید، دموکراسی را از سطح یک سازوکار نهادی به میدان نزاع های معنایی و هویتی منتقل ساخته است. هم زمان، رشد جریان های پوپولیستی و اقتدارگرایانه در نقاط مختلف جهان این پرسش اساسی را برانگیخته است که آیا در ذات دموکراسی ظرفیت بازگشت به اقتدارگرایی نهفته است یا چنین روندی محصول شرایط خاص اجتماعی، اقتصادی و گفتمانی است؟ از دل این مسئله پرسش اصلی تحقیق شکل گرفت: در پرتو نظریه گفتمان لاکلائو و موفه و با توجه به تحولات معرفت شناختی و هستی شناختی گذار به پساساختارگرایی، مفهوم دموکراسی در دوران پست مدرن چه تغییراتی را تجربه کرده است؟ در امتداد آن، دو پرسش فرعی نیز دنبال شد: نخست اینکه نظریه دموکراسی رادیکال لاکلائو و موفه در این تحول چه جایگاه و کارکردی دارد؟ و دوم اینکه چه شرایطی امکان بازتولید اقتدارگرایی در دل دموکراسی های پست مدرن را فراهم می سازند؟ چارچوب نظری پژوهش بر بنیان نظریه گفتمان ارنستو لاکلائو و شانتال موفه استوار است؛ نظریه ای که با تاکید بر برساختگی مفاهیم سیاسی، دموکراسی را نه امری نهادی و ثابت، بلکه میدان سیالی از کشاکش های هژمونیک می داند. ابزارهای مفهومی همچون منطق هژمونی، زنجیره هم ارزی، مفصل بندی، برساخت سوژه و دموکراسی رادیکال، امکان تحلیل دقیق دگرگونی های معنایی و کارکردی دموکراسی را فراهم می کنند. روش پژوهش کیفی با راهبرد استفهامی و مبتنی بر تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه انتخاب شد تا بتوان ظرفیت ها و محدودیت های نظری و عملی دموکراسی را در بستر معاصر مورد واکاوی قرار داد. یافته ها نشان داد که مفهوم دموکراسی در عصر پسامدرن دچار تحولی بنیادین شده است. تمرکز بر حقوق فردی و سازوکارهای نهادی که در اندیشه مدرن برجسته بود، جای خود را به تاکید بر سیالیت گفتمانی، نقش سوژه های متکثر و انعطاف مرزهای معنایی داده است. دموکراسی پست مدرن به مثابه عرصه ای پویا از نزاع های گفتمانی، ظرفیتی دوگانه را در خود حمل می کند: از یک سو امکان تعمیق رادیکال آزادی و برابری و از سوی دیگر، امکان بازتولید اقتدارگرایی. بررسی تطبیقی نمونه هایی همچون ونزوئلا، مجارستان و ترکیه نشان داد که تحقق هر یک از این دو امکان بسته به شرایط اجتماعی-اقتصادی، وضعیت نیروهای گفتمانی و استراتژی های رهبران سیاسی متفاوت است، بی آنکه الزاما ساختارهای انتخاباتی یا نهادهای رسمی تضعیف شوند. بدین ترتیب بازگشت به اقتدارگرایی نه ناشی از نقص در بنیان نظری دموکراسی، بلکه محصول منطق ذاتی گفتمان های سیاسی و زمینه های تاریخی و اجتماعی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سیدمهدی ولایتی
دانشجوی دکتری تخصصی اندیشه سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
رضا سیمبر
استاد
مراجع و منابع این :
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود لینک شده اند :