نگاه جامعه شناختی به تاریخ پیشامدرن و مدرن افغانستان از منظر آرا نظم های دسترسی (دوره های سه گانه شاهی عبدالرحمن؛ جمهوری دموکراتیک و جمهوری اسلامی)
فایل این در 173 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده :
چکیده
بر اساس دیدگاه داگلاس نورث، تحولات جهانی در چند سده اخیر مرحله نوینی از نظم اجتماعی را پدید آورده است؛ نظمی که در آن مهار خشونت، پیش شرط بنیادین توسعه اجتماعی و اقتصادی به شمار می رود. در این چارچوب، انسان ها با طراحی نهادها به مثابه قواعد بازی، توانسته اند سطح خشونت را کاهش دهند و زمینه را برای تعاملات گسترده تر کنشگران فراهم آورند. افغانستان از زمان تکوین ساختار دولت معاصر در اواخر سده نوزدهم تاکنون، به دلیل تاریخ طولانی خشونت، منازعه و بی ثباتی ساختاری، همواره با بحران های پی درپی روبه رو بوده است؛ به طوری که دولت ها در این کشور به ندرت بیش از یک نسل دوام آورده و غالبا بر اثر شوک های داخلی یا خارجی به فروپاشی کامل دچار شده اند.
نمونه های شاخص این وضعیت در سه دوره تاریخی «شاهی عبدالرحمن»، «جمهوری دموکراتیک» و «جمهوری اسلامی» بازجست شده است؛ مقاطعی که در این پژوهش از آن ها به عنوان «آستانه های تاریخی» افغانستان یاد می شود. بررسی ها نشان می دهد که هر سه دوره، پیکربندی های علی متفاوتی را بازتولید کرده اند که هسته مشترک آن ها را شکنندگی ائتلاف مسلط فرادستان (برآمده از بحران مشروعیت داخلی و تمرکزگرایی افراطی)، وابستگی شدید به منابع رانت غیرمولد برون زا (در قالب تناظر رشد اقتصادی و اتکا به کمک های خارجی)، و ناکارآمدی نهادهای رسمی و غیررسمی (جلوه گر در چیرگی روابط شخصی بر روابط غیرشخصی، تبعیض در اجرای قانون و عدم تضمین حقوق مالکیت) تشکیل می دهد. مهم تر از همه، عدم درک «نهاد به مثابه قاعده بازی» از سوی دولت و گروه های فرادست، مانع از شکل گیری یک ائتلاف مسلط پایدار و مهار پایدار خشونت شده است.
روش پژوهش در این پژوهش، تاریخی - تطبیقی با فن گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی است. منابع پژوهش در دو سطح اصلی (معاهدات تاریخی و گزارش های رسمی سازمان های بین المللی) و فرعی (کتب مرجع تاریخ سیاسی - اجتماعی و تحلیل های ساختاری معتبر) دسته بندی شده اند. کاربست این روش بر روی سه برهه تاریخی متفاوت، امکان مقایسه تطبیقی و شناسایی مسیرهای علی گوناگون و ترکیب شرایط ساختاری را از طریق منطق علیت چندگانه ترکیبی ریگین فراهم ساخته است. پرسش اصلی پژوهش آن است که چه عوامل ساختاری مانع از گذار افغانستان به نظم دسترسی باز - یا دست کم سطوح بالاتر نظم دسترسی محدود (پایه یا بالغ) - شده است.
یافته ها نشان می دهد که در هر سه دوره، باوجود تفاوت در مسیرهای تاریخی، پیکربندی علی متشکل از هم افزایی رانت برون زا، صلبیت نهادهای غیررسمی و انحصارگرایی قومی مانع از گذار ساختاری شده است؛ هر چند ظرفیت های اولیه ای برای تعامل میان فرادستان و دستگاه بوروکراتیک وجود داشته که می توانست گام نخست برای خروج از «نظم دسترسی محدود شکننده» باشد. بااین حال، دولت های افغانستان عمدتا در پی بازتولید سلطه قومی - جناحی برآمده و نوآوری را همواره به مثابه چالشی بقا محور تلقی کرده اند. در نتیجه، تداوم این رویکرد، گذار افغانستان به نظم باز را مسدود ساخته است. این پژوهش در نهایت آشکار می سازد که توسعه پایدار در بستر نظم دسترسی محدود شکننده - فارغ از نوع نظام اداری و سیاسی، خواه استبدادی، ایدئولوژیک (کمونیستی)، ریاستی یا طرح های فدرالیستی - امکان پذیر نخواهد بود.
کلیدواژه ها:
کلیدواژه ها: نظم های دسترسی محدود (شکننده ، پایه و بالغ) ، نهادها و سازمان ها ، روش تطبیقی تاریخی ، علیت چندگانه ترکیبی (ریگین) ، ائتلاف مسلط قدرت ، افغانستان.
نویسندگان
محرم علی سرداری
دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران
دکتر حمیدرضا جلائی پور
استاد تمام رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران
دکتر نوح منوری
استاد یار رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران
مراجع و منابع این :
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود لینک شده اند :