تحول اصل عدم مداخله در روابط بین الملل و تاثیر آن بر مسئولیت دولت ها
فایل این در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده :
اصل عدم مداخله یکی از بنیادی ترین اصول حقوق بین الملل عمومی و از ارکان نظم بین المللی معاصر به شمار می رود. این اصل که ریشه در قواعد کلاسیک حاکمیت و برابری دولت ها دارد، در گذر زمان با چالش ها و تفسیرهای جدیدی مواجه شده است. در دوران پس از منشور ملل متحد، تحولاتی همچون توسعه حقوق بشر، گسترش تعهدات erga omnes، پیشرفت فناوری ارتباطات، و ظهور بازیگران غیردولتی موجب شد مفهوم سنتی عدم مداخله دچار دگرگونی شود. هدف این مقاله بررسی ابعاد مختلف تحول این اصل و تحلیل پیامدهای آن بر مسئولیت بین المللی دولت هاست. این پژوهش نشان می دهد که هرچند اصل عدم مداخله همچنان جایگاه مستحکمی در روابط بین الملل دارد، اما قلمرو آن نسبت به گذشته محدودتر شده و مفاهیمی مانند «مسئولیت حمایت»، «مداخله بشردوستانه»، «مداخله سایبری»، و «مداخله اقتصادی» دامنه های جدیدی از چالش های حقوقی را ایجاد کرده اند. همچنین، دیوان بین المللی دادگستری در آرای خود—به ویژه رای نیکاراگوئه علیه ایالات متحده—تعریفی نسبتا دقیق از مداخله ممنوع ارائه کرده که همچنان مبنای تفسیر این اصل محسوب می شود. با این حال، تحول شرایط جهانی باعث شده دولت ها با موقعیت هایی روبه رو شوند که مرز میان «مداخله ممنوع» و «اقدام مشروع» مبهم گردد، خصوصا در حوزه فضای مجازی و عملیات سایبری. نتیجه این پژوهش بیانگر آن است که تحول اصل عدم مداخله رابطه مستقیم با تغییرات ساختاری در جامعه بین المللی دارد و این تحول به بازتعریف تعهدات دولت ها و توسعه دامنه مسئولیت بین المللی آنها منجر شده است
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بهزاد خانی ورگچ
استاد و مدرس دانشگاه آزاد اسلامشهر
آرزو حسین زاده
دانشجو دانشگاه آزاد اسلامشهر
مراجع و منابع این :
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود لینک شده اند :