CIVILICA We Respect the Science
(ناشر تخصصی کنفرانسهای کشور / شماره مجوز انتشارات از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: ۸۹۷۱)

نظریه شعور و جاودانگی هستی در اندیشه عرفانی مولوی

عنوان مقاله: نظریه شعور و جاودانگی هستی در اندیشه عرفانی مولوی
شناسه ملی مقاله: JR_PLL-8-17_004
منتشر شده در شماره 17 دوره 8 فصل تابستان در سال 1389
مشخصات نویسندگان مقاله:

حسین نوین - استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

خلاصه مقاله:
مولوی بر اساس دریافت های شهودی خود و با تأسی از آیات قرآنی و دانش دینی خود، کلیه ذرات عالم را با شعورف زنده و فعال می شمارد که در یک هماهنگی کامل و ذاتیف با شعور حاکم بر هستی در ارتباط است. این ارتباط زمانی کامل می شود که اجزاء هستی، از جمله انسان، از بعد مادی خود دور شده، بر بعد معنوی و روحی خود بیفزاید این همان قانون آنتروپی (کهولت مادی) و نگانتروپی (افزایش حیات معنوی) در فیزیک است. مولوی مانند انیشتین به دو نوع نور حسی و تقدیری معتقد است و مرگ انسان را نیز تبدل بعد مادی به نور تقدیری وجاودانگی بر می شمارد. در نظر مولوی بهره مندی انسان از نور تقدیری و ازلی و ارتباط با کلیت حاکم بر جهان هستی و دست یابی به جاودانگی نورانی، در سایه کسب قابلیت حسی یا شعور باطنی و شهود میسر است.

کلمات کلیدی:
آنتروپی، النهایه، جاودانگی، شهود، عرفان مولوی، نگانتروپی، هستی

صفحه اختصاصی مقاله و دریافت فایل کامل: https://civilica.com/doc/315693/