نقد استبداد در طنز دهخدا
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 6 اسفند 1404
چکیده مقاله:
ادب سیاسی در عصر مشروطه، بیش از گذشته با نقد جریان های سیاسی در جامعه و حکومت ممزوج شده است. در این دوره با پیروزی جنبش مشروطه خواهی یکی از مهم ترین رویکردها به حکومت یعنی استبداد به صورتی عیان در اندیشه و عمل سیاسی مورد انتقاد قرار می گیرد. در این میان، ادب سیاسی اعم از شعر و نثر، در عرصه طنز نیز گسترش بسیار پیدا کرده و طنز این دوره به صورت بارزی با نقد بسیاری از جوانب سیاسی و اجتماعی گسترش یافت. در این میان میرزا علی اکبر خان دهخدا یکی از پیشروان ادب سیاسی در عصر مشروطه و از برجسته ترین طنزپردازان آن دوره است. نگاه او به مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی در آن دوره، مبتنی بر نقد بی امان جنبه های منفی سیاست است و در این میان، به سبب مشروطه خواه بودن او، دهخدا در وجه سلبی اندیشه و نظرش به نقد استبداد پرداخته است. او سه رویکرد در ظنز خود نسبت به استبداد دارد. یکی نقد خود استبداد است به مثابه شیوه نادرست برای حکومت و اداره جامعه، دیگری نقد محمدعلی شاه به عنوان نماد استبداد و صاحب انواع رذیلت ها و دیگری که از دو تای اول و ادامه آن هاست یعنی نقد کارگزاران حکومت و ظلم و ستم ناشی از رفتار آن هاست.
نویسندگان
گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
استادیار گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
دانشیار گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران